موعظه moeze
مرجع سخنرانی ها و آثاراستاد علی اکبر داراب کلائی

متن سخنرانی زیبای استاد علی اکبر داراب کلائی با موضوع شکرگزاری

شكرگزاري

شكر در لغت به معناي تصور نعمت در ذهن و اظهار آن در گفتار و كردار است . شكرگزاري با قلب ، زبان و عمل در روايات نيز به همين معني آمده است . امام صادق (ع) مي فرمايد : هركس نعمت خدا داده را با دل بشناسد شكرش را ادا كرده است و نيز فرمود : شكر نعمت ، دوري از كارهاي حرام است و شكر كامل ، گفتن :(( الحمدلله رب العالمين ))  است . (1)

مراتب شكر

سه مرحله دارد : قلب ، زبان ، عمل .

الف )شكر قلبي :  قلب ((‌سپاسگزار )) همواره ياد نعمت و بخشش (( نعمت گستر)) و بزرگداشت وتعليم اوست و در برابر بزرگي و توجه او اظهار كوچكي و نياز مي كند و با تفكر به كارهاي بزرگ و مخلوقات خداوند ، خيررساني به بندگانش و خضوع و خشوع خود مي افزايد .

ب) شكر زباني :  آن است كه شكرگزار به تمجيد و ثناگويي و تسبيح نعمت دهنده مي پردازد و در حد توان خود به زبان مي ستايد . 

ج) شكر عملي :   سپاسگزاري در برابر نعمت گستر است كه نعمت گيرنده بايد تلاش كند نعمتهاي خداوند را در راه نافرماني او به كار نگيرد بلكه براي اطاعت و عبادت از وي كمك بگيرد .

تشويق به شكر گزاري :  در آيات قرآن و روايات به شكرگزاري و تشويق فراوان سفارش شده است ، در قرآن كريم آمده  (( يا ايها الذين امنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم و اشكروا الله ان كنتم اياه تعبدون )(2).( اي كساني كه ايمان آورده ايد از آن پاكيزه هايي كه روزي شما كرده ايم بخوريد و اگر خدا را مي پرستيد سپاسش را بجاي آوريد و در جاي ديگر فرمود : (( و من يرد ثواب الاخره نو ته منها و سنجزي الشاكرين )) . ( هركس خواهان پاداش آن جهان باشد به او مي دهيم و شاكران را پاداش خواهيم داد . (3)

امام صادق (ع) فرمود : درتورات نوشته است ، كسي كه به تو نعمت داد سپاسگزار و هركس از تو سپاسگزاري كرد نعمت بده زيرا با سپاسگزاري نعمتها نابود نگردد و با نا سپاسي پايدار نماند ، سپاسگزاري مايه افزايش نعمت و ايمني از دگرگوني است . (4)

الگوهاي شاكران :

1)     حضرت نوح (ع) :  خداوند در قرآن حضرت نوح (ع) را با صفت (( شكور )) يعني بسيار سپاسگزار ستوده و فرمود : (( انه كان عبدا شكورا )).(5) ( به حق نوح بنده اي بسيار سپاسگزار بود )

2) حضرت ابراهيم (ع) :حضرت ابراهيم (ع)در ميدان مبارزه با شرك و كفر يك تنه در برابر همه بت پرستان ايستاد ، نظام توحيدي را بنا نهادو از آتش نمروديان ذره اي نهراسيد و در راه دين خداوند شكنجه هم ديده است ، به راستي وي نمونه و الگوي شاكران است و در قرآن آمده : (( ان ابراهيم كان امه قانتا لله حنيفا و لم يك من المشركين * شاكرا لا نعمه اجتباه و هذاه الصراط المستقيم ))  (1)

همانا ابراهيم (ع) چون امتي پاك به فرمان خدا بر پاي ايستاد و از مشركان نبود ، سپاسگزار نعمتهاي خدا بود ، خداوند او را برگزيد و به راه درست هدايتش كرد .

3)حضرت محمد (ص) :رسول خدا (ص) در همه فضايل انساني از ديگران برتر و در مقام شكرگزاري نيز بنده اي بسيار سپاسگزار بود امام باقر (ع) فرمود : روزي يكي از همسران رسول خدا به آن حضرت عرض كرد خداوند گذشته و آينده تو را مشمول رحمت خويش قرار داده است ، چرا اينقدر خود را در زحمت عبادت مي افكني ؟ حضرت پاسخ داد : آيا بنده اي بسيار شكر كننده نباشم ؟ (2)

اهل بيت (ع) هم مثل رسول خدا (ص) با همه وجود خودشان سپاسگزار نعمتهاي خداوند بودند به گونه اي كه خداوند سپاس آنها را پذيرفت : (( وكان سعيكم مشكورا )) (3)

شكر نعمت و افزوني نعمت :

روزي عيسي (ع) در سير و سياحت خود مردي نابينا را ديد كه علاوه بر كوري ، به بيماري جذام نيز مبتلا بود و بدنش از دو طرف فلج است و زمين گير مي باشد و در عين حال مكرر مي گويد (( خدا را  شكر كه مرا از بسياري بيماري ها حفظ نمود عيسي (ع) به او گفت : ( تو به هر بلايي مبتلا شده اي پس به كدام بلا گرفتار نيستي كه خيال شكر مي كني ؟ )) نابينا گفت : من از آن كسي كه مانند من معرفت به خدا ندارد بهترم ، از اين رو شاكر هستم .حضرت عيسي (ع) گفت : راست گفتي، دست خود را به من بده او دستش را به عيسي (ع) داد ناگهان به اعجاز  عيسي (ع) او از همه بيماري ها آزاد شد و زيباترين شكل را پيدا كرد و از آن پس رفيق عيسي (ع) بود . (4)

نمونه هاي شكر:

1)    نماز :بهترين نمونه شكر عملي نماز است خداوند در قرآن به رسول خدا (ص) فرمود : به شكرانه اينكه ما به تو كوثر و خير كثير داده ايم ، نماز برپا كن . ( انا عطيناك الكوثر فصل لربك وانحر)

2)    روزه :پيامبران الهي به شكرانه نعمت هاي خداوند روزه مي گرفتن .

3)     خدمت به مردم :در قرآن آمده : (( ولا ياب  كاتب  ان  يكتب كما علمه الله )) (5) اگر بي سواد از با سوادي درخواست نوشتن كرد سر باز زند و به شكرانه سواد نامه او را بنويسد .

1)     قناعت :رسول خدا فرمود : ( قانع باش تا شاكرترين مردم باشي ).

2)     يتيم نوازي :خداوند در قرآن به پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : (( فا اليتيم فلا تنهر )) (1)  به شكرانه آنكه يتيم بودي و ما به تو ماوا داديم .

3)     كمك به محرومان : خداوند در قرآن به پيامبر اكرم (ص) فرمود : (( و اما السائل فلا تنهر )) (2)به شكرانه اينكه نيازمند بودي و ما تو را غني كرديم فقيري را كه به سراغت آمده از خود دور نكن .

4)    تشكر از مردم : خداوند در قرآن به پيامبر اكرم (ص) فرمود :(و صل عليهم ان صلاتك سكن لهم) (3)براي تشكر و تشويق زكات دهندگان برآنان درود بفرست زيرا درود تو ، آرام بخش آنان است.

سعدي مي گويد :   از دست و زبان كه برآيد        كز عهده شكرش به درآيد

برخي از ناهنجاري هاي كفران نعمت :

1)   ناسپاسي :انسان ناسپاس بي كفايتي خودش را اپبات مي كند ، چرا كه عقل و وجدان انسان مي گويد كه نعمت پذير بايد سپاسگزار باشد .

2)   زوال نعمت :كفران نعمت ، سبب بي ثباتيو ناپايدارينعمت ها مي گردد و خير و بركت را از بين ميبرد همان گونه كه سپاسگزاريسبب بقا و افزودننعمت مي شود .

3)  كم شدن احسان و نيكي :اثر ديگر كفران نعمت ، رخت بستن خير و احسان از جامعه است که صاحبان

نعمت را دلسرد مي كند و از كمك به ديگران دست مي كشند .

4)  عقوبت سريع :اثر ناهنجار ديگر كفران نعمت ، تسريع در عذاب و بلاء الهي بر بندگان ناشكر است . رسول خدا فرمود : (( اسرع الذنوب عقوبه كفران النعمه )) (4)(سريع ترين گناهان در عقوبت ، كفران نعمت است)

فوايد شكر گزاري :

1)     شكر نعمت ها مانع عذاب الهي مي شود;در قرآن : (( ما يفعل الله به عذابكم ان شكرتم وامنتم ... )) (5) . (خدا چه نيازي به مجازات شما دارد اگر شكر گزاري كنيد و ايمان آوريد؟

2)      شكر باعث افزايش نعمت ها مي شود ;در قرآن : (( لئن شكرتم لازيدنكم ...))(6)

( اگر شكر گزاري كنيد بر نعمت هاي شما خواهيم افزود )

3)     شكر لازمه عبادت خدا ;در قرآن : ((  كلوا من طيبات ما رزقنكم و اشكرو الله .... ))(7)

4)     شكر خداوند ذكر است ;در قرآن : (( فاذكروني اذ كركم واشكرو الي ... )) (8)

( پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم و شكر مرا گوييد )

 




تاریخ: شنبه 31 خرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

متن سخنرانی زیبای حجت الاسلام علی اکبر داراب کلائی با موضوع نعمت

نعمت

اهميت توجه به نعمتها

در حقيقت انگيزه توجه به نعمتهاي خداوند بخاطر پنج هدف است كه عبارتند از : 1) شكرگزاري 2)هدايت 3) تفكر 4) تسليم در برابر دعوت حق 5) تذكر و يادآوري . بدون شك همه اين موارد با هم پيوند دارند انسان ابتدا تفكر و انديشه ميكند هر وقت فراموش كرد يادآوري مي نمايد . بدنبال آن حس شكرگزاري در مقابل بخشنده نعمتها در او پيدا مي شود ، سپس راه هدايت براي وي نمايان مي گردد و سرانجام در برابر فرمانش تسليم مي گردد و به اين ترتيب هدف هاي پنج گانه فوق حلقه هاي تكامل زنجيره اي انسانند كه بدون شك اگر اين مسير بطور صحيح پيموده شود نتايج پر باري دارد .

برشمردن اين نعمتها گاهي به صورت جمعي و گاهي به صورت انفرادي مي باشد ، اگرچه خداوند در بابر نعمت هايي كه به ما مي بخشد نياز به شكرگزاري ندارد و اگر دستور به شكرگزاري داده بخاطر بعد تربيتي انسان است .

شكرنعمت هاي خداوند سه مرحله دارد : 1) بفهميم كه بخشنده نعمت كيست ؟   2 ) زبان است كه از طريق گفتار مي توان نعمت هاي خداوند را يادآور شد . 3 ) در مقام عمل است يعني هر نعمتي براي چه هدفي خلق شده است و خداوند به چه دليل آن نعمتها را خلق كرده است .

در اكثر قريب به اتفاق قرآن و به ويژه سوره الرحمن تذكر و يادآوري به نعمت هاي خداوند آمده است به همين جهت از يك طرف با لفظ (( الرحمن )) شروع مي شود كه رحمت است و از طرف ديگر مكرر مانند يك ترجيع بند 31 بار آيه (( فباي الاء ربكما تكذبان )) ذكر شده است كه مخاطب آن جن وانس است ، پس به كداميك از نعمتهاي خداوند تكذيب مي كنيد ؟ يعني كداميك از نعمتهاي خداوند را مي توانيد انكار كنيد ؟ در واقع نعمت هاي خداوند را چه ذهنا و چه فكرا و چه عملا هيچ وقت انكار نكنيد و هميشه به نعمت هاي خداوند توجه كنيد .

برشمردن نعمت هاي خداوند در آيات الهي هم مكرر ياد وتذكر داده شده است ، بخاطر منت گذاري و كسب وجهه و مانند اينها نيست كه خداوند برتر و بالاتر از همه است بلكه به سبب طريق روشن و هدايت در مسير برنامه هاي سازنده تربيت است . برنامه هايي كه انسان را به مرحله تكامل چه از نظر معنوي و چه از نظر مادي برساند . در قرآن در آخر برخي آيات اين جمله آمده است : ((لعلكم تشكرون ، لعلكم تهتدون ، لعلكم يتفكرون ،لعلكم تسلمون ، لعلكم تذكرون ))                  راستي چرا خداوند به ما چشم داده است ؟ چرا نعمت شنوايي و گويايي بخشيده است ؟ چرا به ما دست و پا داده است ؟ و چرا ...  . آيا جزاين بوده كه عظمت خداوند را در جهان ببينيم و راه زندگي را بشناسيم و با اين نعمتها در مسير تكامل قرار بگيريم ، حق را درك كنيم و از آن دفاع كنيم ؟

اگر اين نعمتهاي خداوند را در مسير واقعي خودش مصرف كنيم در واقع اين همان شكر عملي است .

سرانجام كفران نعمت ها :

خداوند در سوره ابراهيم آيات 28 تا 30 مي فرمايد :

(( الم تر الي الذين بدلوا نعمت الله كفرا و احلوا قومهم دار البوار * جهنم يصلو نها و بئس القرار * و جعلوالله اندادا ليضلوا عن سبيله في تمتعوا فان مصير كم الي النار .))

( آيا نديدي كساني را كه نعمت خدارا به كفران تبديل كردند و جمعيت خود را به نيستي و نابودي كشاندند ، دارالبوار همان جهنم است كه آنها در آتش آن وارد مي شوند و بد قرار گاهي است و...)

تعصب كوركورانه و نپذيرفتن وجود پيامبر (ص) و هدايتگري صالحان و دوري از آنها باعث كفر آنها شده است . در عصر كنوني ما با پيشرفت علم و صنعت ، نعمتهاي خداوند به دست بشر مهار شده است و در مسير منافع بشر قرار گرفته است . اكتشافات علمي و اختراعات صنعتي چهره جهان را دگرگون كرده است و بارهاي سنگين از روي دوش انسانها برداشته است و بر دوش چرخ هاي كارخانه هاقرار گرفته است ، بخاطر تغيير اين نعمتهاي بزرگ مادي و معنوي به كفران نعمت و اسراف هاي بي مورد، برخي افراد جامعه را به انسانهاي طغيانگر ظالم تبديل كرده است .

علت ناسپاسي انسان ها :

1)     ناديده گرفتن نعمت هاي الهي 2) اسراف در زندگي تجملي 3) قناعت نداشتن در زندگي در بعد مادي 4) آرزوهاي طولاني و بي هدف 5) نداشتن الگوي خوب در زندگي 6) توجه و غرق شدن در هواي نفساني و تمايلات شهواني 7) داشتن دوستان ناباب و غير صالح 8) دوري از معنويت   9) بي توجهي به سفارش انبياء و ائمه (ع) 10) نااميدي از رحمت وعنايت خداوند در زندگي و كار روزمره 11) دوري از آموزه هاي ديني و اسلامي 12) غرور و خود ستائي انسان ها در نعمت

حضرت علي (ع) در حديثي شريف فرمودند : براي نعمت ها ، پيش از آن كه از شما جدا شوند ، همدمي نيكو باشيد زيرا نعمت ها مي روند و به نحوه رفتاري كه همدمش با آن كرده است گواهي مي دهند . (1)

وظيفه مومن در برابر نعمت ها :

1)     شناخت نعمت هاي خداوند و آنها را مالك حقيقي نداند . 2) در باربر نعمت هاي خداوند بذل نعمت داشته باشد . 3) خودش سبب زوال نعمت الهي نشود . 4) استفاده صحيح از نعمت ها و آنها را در راه معصيت هزينه نكردن . 5) شكر نعمت ها سبب ازديادي آنها مي شود .

نمونه اي از نعمت هاي خداوند در قرآن كريم :

1) آسمان (( خلق السماوات ))  2) زمين (( والارض ))  3) چهارپايان (( والانعام ))                              4) پوشش (( لكم فيهادف )) 5) گوشت (( منها تاكلون )) 6) جمال وزيبايي (( فيها جمال ))  7) هدايت  (( قصدالسبيل ))  8) آب (( منه شراب ))9) مراتع (( فيه تسيمون ))        10)  ميوه ها (( ومن كل الثمرات )11) شب و روز (( و سخر لكم الليل و النهار )) 12) خورشيد و ماه (( والشمس والقمر ))  13) دريا و جواهرات دريايي (( سخر البحر ))                                     14) راه ها (( وسبلا ))  15) شير خالص (( كبنا خالصا ))   16) همسر (( من انفسكم ))         17) فرزندان و نوه ها  (( من ازواجكم ))  18) كوه ها (( من الجبال اكنانا ))

همنشين حضرت داود (ع) در بهشت :

 روزي حضرت داود (ع) در مناجاتش از خداوند خواست همنشين او را در بهشت به وي معرفي كند . از جانب خداوند ندا رسيد كه : (( فردا از دروازه شهر بيرون برو اولين كسي كه با او برخورد نمايي همنشين تو در بهشت مي باشد . روز بعد ، حضرت داود (ع) به اتفاق پسرش سليمان از شهر خارج شدند و پيرمردي را ديدند كه پشته هيزمي از كوه پايين آورد تا بفروشد . پير مرد كه متي نام داشت كنار دروازه شهر فرياد زد : كيست كه هيزم بخواهد ؟ يك نفر پيدا شد و هيزمش را خريد. حضرت داود (ع) پيش او رفت و سلام كرد و گفت : آيا ممكن است امروز مارا مهمان كني ؟  پيرمرد گفت مهمان حبيب خداست بفرماييد . پيرمرد با پولي كه از فروش هيزم به دست آورده بود مقداري گندم خريد وقتي آنها به خانه رسيدند، پيرمرد گندم را آرد كرد و سه عدد نان پخت و نان ها را جلوي مهمان هايش گذاشت . وقتي شروع به خوردن كردند ، پيرمرد هر لقمه اي كه به دهان مي برد ابتدا بسم الله الرحمن الرحيم و در آخر الحمدلله مي گفت و بعد از غذا دست به طرف آسمان بلند كرد و گفت : هيزمي را كه فروختم ، درختش را تو كاشتي و بزرگ كردي ، تو آن درخت را خشك كردي ، نيرو كندن هيزم را تو به من دادي ، مشتري را تو فرستادي كه هيزم ها را بخرد و گندمي را كه خورديم ، بذرش را تو كاشتي ، وسايل آرد كردن و نان پختن را نيز تو به من دادي ، در برابر اين نعمت ها من چه كرده ام ؟ پيرمرد اين حرف ها را مي زد و گريه مي كرد . داود (ع) نگاه معني داري به پسرش كرد ، يعني همين است علت اين كه او با پيامبران محشور مي شود . (1)

 

انسان در برخورد با نعمت ها چهار حالت دارد :

 

1)      حسادت     2 ) بخل     3) ايثار     4) غبطه

 

انسان پيش خود مي گويد : حال كه ما فلان نعمت را نداريم ، پس ديگران هم نداشته باشند در نتيجه حسادت مي كند ، گاهي مي گويد ما برخوردار از اين نعمت باشيم اما ديگران نبايد برخوردار باشند در نتيجه بخل پيدا مي كند ، گاهي مي گويد ديگران از نعمت برخوردار باشند اگرچه به قيمتي كه ما محروم باشيم در نتيجه ايثار پيدا مي كند ، گاهي مي گويد ديگران از نعمت برخوردارند اي كاش ماهم بهره مند مي شديم در نتيجه غبطه پيدا مي كند .

 

نمونه اي از كفران نعمت :

 

رسول اكرم (ص) فرمود : در روزگار گذشته قوم دانيال نبي بر اثر كفران نعمت دچار قحطي شدند و كارشان به آدم خواري كشيد ، زن بچه داري به زن ديگري كه او نيز فرزند داشت پيشنهاد كرد كه فلاني بيا امروز من بچه خود را مي كشم و هردو نفر گوشتش را مي خوريم و روز بعد تو بچه ات را بياور و بكش تا هر دو او را بخوريم ، هر دو قبول كردند . زن اول كه خودش پيشنهاد دهنده بود از فرزندش دل كند و هردو نفر طفلش را قطعه قطعه كردند و خوردند ، نوبت بعد كه گرسنه شدند زن اولي به دومي گفت فرزندت را بياور و بكش ، زن دوم نپذيرفت و ازكشتن فرزند خود امتناع كرد و كارها آنها به دعوا كشيد و براي حكميت به دانيال نبي (ع) مراجعه كردند . دانيال نبي از شنيدن اين خبر خيلي سخت ناراحت شد و گفت: كار گرسنگي به اينجا كشيده است ؟ گفتند : بلي از اين هم سخت تر شده است . دانيال دست به دعا برداشت و از پيشگاه الهي درخواست تفضل و رحمت كرد و خداوند قحطي را برطرف كرد . (2)

 

 

 

 

 




تاریخ: شنبه 31 خرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

متن سخنرانی استاد علی اکبر داراب کلائی با موضوع رزق و روزی :

رزق و روزي

وا‍ژه هاي كليدي :رزق ، انواع رزق ، رزق كريم ، انفاق رزق ، طيبات رزق ، رزق بي حساب ، رزاقيت خداوند ، طلب رزق ، تقدير معيشت

معناي رزق :گاهي بر عطاي جاري در دنيا يا آخرت گفته مي شود و گاهي به بهره و نصب و گاهي آنچه به شكم جاندار مي رسد و با آن تغذيه مي كند اطلاق مي شود . رزاق به خالق رزق و عطا كننده رزق و آن كسي كه سبب رزق مي شود هم گفته مي شود بنابراين رزاق در حقيقت خداوند تبارك و تعالي است و به انساني كه در وصول رزق سبب مي شود هم گفته مي شود ، ولي رزاق به جز خداوند به كسي ديگر گفته نمي شود ، رزق در تعبيري به معناي روزي و هرچيزي كه از آن نفع بردارند ودر تعبير ديگر به آميزه اي از عطا و بخشش نيز گفته مي شود .

رزاق :در قرآن كريم :   ((  ان الله هوالرزاق ذوالقوه المتين )) ( 1 )همانا خداوند بسيار روزي دهنده و صاحب نيروي استوار است .

آنچه از اين آيه حاصل مي شود اينكه رزق در حقيقت جز به خداوند نسبت داده نمي شود ، زيرا مقام ، مقام حصر است منحصر كردن رزاقيت در خداوند و نيز آيه ديگر :(( وارزقوهم فيها واكسوهم )) ( 2)از مال سفيهان به اندازه نيازشان به آنها روزي و پوشاك بدهيد . پس تنها خدا رزاق است .

انواع رزق :

رزق بر حسب اعتبارات به انواع مختلف تقسيم مي شود :

الف ) رزق حلال و رزق حرام :

رزق حلال : به رزقي گفته مي شود كه از طريق مشروع (( طبق نظر دين )) به دست آمده باشد .

رزق حرام : به رزقي گفته مي شود كه از طريق نامشروع برخلاف نظر دين به دست آمده باشد .

رسول اكرم ( ص ) فرمود : (( العباده سبعون جزء و افضلها جزء طلب الحلال )) ( 1)عبادت هفتاد بخش است و بهترين بخش آن طلب رزق حلال است همچنين آن حضرت فرمود :(( من اكل من كديده حلالا فتحله ابواب الجنه يدخل من ايهاشاء ))هركس از دسترنج خود به طور حلال روزي بخورد خداوند درهاي بهشت را به روي او مي گشايد كه از هردري مي خواهد وارد شود و در جاي ديگر فرمود : (( طلب الحلال فريضه علي كل مسلم و مسلمه ))طلب روزي حلال بر هر مرد و زن مسلماني واجب است .رسول اكرم ( ص ) درباره رزق حرام فرمود : (( من اكتسب مالا من غير حله كان زاده الي النار ))(2)هركس مالي را از غير حلال به دست آورد ، همان توشه او به سوي آتش دوزخ است .

سوال :  اگر روزي دهنده هر بنده اي خداوند است و آن بنده اگر از راه حرام كسب معاش كند آن فرد گناهكار است و بازهم خداوند روزي وي را عطا مي كند ؟پاسخ : رازقيت عامي كه خداوند در قرآن (( وما من دابه في الارض الاعلي الله رزقها )) (1) بيان فرموده برحسب تكوين است نه تشريع . همه موجودات عالم كه خلق شده اند خداوند راه استفاده از آنها را به آدم ياد داده است ، پس خداوند رازق و رزاق همه چيز و همه است چه كافر و چه مومن و ...  .اما از لحاظ تشريع خداوند مقرر نموده كه اين نعمتهاي الهي را از راه مشروع بدست آورند در اين صورت رزق به صنف حلال متصف مي شود

ب ) رزق  طالب و رزق مطلوب :ا

مام علي (ع) در وصيت نامه خود به فرزندش امام مجتبي ( ع ) مي فرمايد : (( واعلم يا بني ان الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق يطلبك فان لم تاتهاتاك )) اي فرزند من روزي بر دوقسم است ، يكي آن كه تو در پي آني و ديگري آنكه او به دنبال تو مي گردد كه اگر تو به سوي او نروي او به سوي تو مي آيد .

ج ) رزق تكويني و رزق تشريعي :

خداوند در عالم وجود هر موجودي را كه آفريده و نياز به تامينزندگي دارد اسباب طبيعي بدست آوردن امكانات زندگي را براي همگان فراهم كرده است و اين رزاقيت عام خداوند است كه همه موجودات از آن بهره مي گيرند و اين كرم خداوند است ، ولي خداوند براي بشر در رابطه با چگونگي بدست آوردند اين روزي مقررات و احكامي قرار داده است كه اگر از راه خودش و آن مقرر ات بدست بياورند آن رزق حلال است و اگر اينگونه نباشد حرام است .

د ) رزق كريم :

در مواردي از قرآن كريم از بعضي از روزيها به (( رزق كريم )) ياد شده است علامه طباطبائي ( ره ) مي نويسد : خداوند از روزي كريم،بهشت و نعمت هاي بهشت را در مواردي از كلام خود اراده كرده است . مانند : آيه كريمه ((‌فالذين امنوا و عملو الصالحات لهم مغفره و رزق كريم .(2)رزق كريم آن روزي است كه همراه با كرامت باشد و روزي بهشتيان است چون بهشت پاداش اهل تقوا است و خداوند بيشتر كرامت را به اهل تقوا داده است و مقابل رزق كريم براي بهشتيان رزق دوزخيان است كه اهل جهنم اند . خداوند مي فرمايد : (( ان شجره الزقوم طعام الاثيم .. )). (3)( درخت زقوم خوراك دوزخيان است .)

ه ) روزي گشاده و روزي تنگ :

در قرآن كريم آمده : (( الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر )) (4)خداوند روزي هركس را كه بخواهد گشاده مي كند و روزي هركس را بخواهد تنگ مي گرداند . فراخي و تنگي روزي به دست خداست و قرآن آن را به يك امر قطعي و مشهود براي انسان ياد مي كند البته همه اين كسب روزي بستگي به تلاش افراد دارد ، در كتب حديث و روايات فراواني درباره اعمالي كه روزي را وسعت مي بخشد ويا اعمالي كه موجب فقر و تنگي روزي مي شود آمده است ، در كتاب سفينه البحار حدود 40 عمل را ياد آور مي كند كه در وسعت روزي موثر است از جمله آنها : صله رحم ، حسن رفتار با همسايه

  تعقيب نماز صبح و عصر ، صبح زود براي طلب روزي رفتن ، همواره با طهارت بودن ، نماز جماعت ،ترك حرص ، شكر نعمت ، اجتناب از قسم ، دروغ ، شستن دست قبل از غذا خوردن ، هر روز 30 مرتبه گفتن سبحان الله ، استغفار و نماز شب و ... (1)

عواملي كه موجب فقر و تنگي روزي مي شود : قسم دروغ ، زنا ، عادت به دروغ ، استماع قناء ، اندازه گيري نكردن درمعيشت ، ترك صله رحم ، خواب بين نماز مغرب و عشاء و پيش از طلوع خورشيد ، ظروف ناشسته در شب گذاردن ، كوتاهي در نماز اول وقت .امام علي (ع) در وصيت نامه خود به فرزندش امام حسن مجتبي (ع) مي فرمايد :

((ثم جعل في يديك مفاتيح خزائنه بما اذن لك فيه من مسالته فهتي شئت استفتحتبا لدعاء ابواب نعمه)(2)( آنگاه خداوند كليدهاي خزينه هاي خود را در دو دست تو قرار داد بدينگونه به تو اجازه داد كه از او مسالت نمايي ، پس هرزمان بخواهي مي تواني به وسيله دعا درخواست كني كه درهاي نعمت را به روي تو بگشايد . )

و) رزق حَسَن :

در برخي از آيات قرآن رزق را به صفت حسن ستوده است مانند : گفتگوي شعيب پيامبر باقوم خود : (( ياقوم ارايتم ان كنت علي بينه من ربي و رزقا حسنا )) اي قوم من خبر دهيد اگر من بر دليل آشكار از جانب خداوند باشم و روزي نيكويي به من داده باشد و تفسير الميزان در ذيل آيه شريفه آمده كه مراد از رزق  حسن ، وحي نبوت  است كه مشتمل بر اصول معارف و شرايع است . )(3)

از مجموع آيات و روايات بدست مي آيد كه رزق حسن ، رزقي است كه ازآلودگي منزه و يا از معنويت والايي برخوردار باشد . امام موسي كاظم (ع) فرمود) من در برخي از زمين هاي كشاورزي ام كار ميكنم تا آن كه عرق از بدنمسرازير مي شود در حالي كه هستند كساني كه به جاي من كار كنند و مرا از كار كردن بي نياز كنند ولي من كار مي كنم تا خداوند ببيند كه من در جست و جوي روزي حلالم  ) ( 4 )

مكاشفه علامه طباطبايي (ره) :

مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبايي (ره) مي فرمايد : (( در سالهايي كه در حوزه نجف بودم و به تحصيل علم مشغول بودم مرتب از جانب وصي مرحوم پدرم هزينه تحصيل من به نجف مي رسيد . يك وقتي كه در يك مساله علمي دقيق مشغول فكر بودم ناگهان توجه به پول و وضع روابط ايران و عراق رشته طلب را از دستم گرفت و به خود مشغول كرد . چند دقيقه اي بيشتر طول نكشيد كه شنيدم درب منزل را مي كوبند ، مردي را ديدم بلند بالا با محاسني حنايي و لباسي كه شباهت به لباس روحاني عصير حاضر نداشت و قيافه اي جذاب داشت به من گفت : من شاه حسين ولي هستم خداوند مي فرمايد : در اين مدت هجده سال كه گذشته است آيا تا به حال تورا گرسنه گذاشته ام كه درس و مطالعه ات را رها كرده اي و به فكر روزي ات افتاده اي؟ خداحافظي كرد و رفت .

از نجف به تبريز برگشتم و بر حسب عادت نجف بين الطلوعين قدم ميزدم . روزي از قبرستان كهنه تبريز مي گذشتم به قبري برخوردم كه از ظاهرش پيدا بود قبر يكي از بزرگان است وقتي سنگ قبر را خواندم ديدم قبر مردي دانشمند بنام (( شاه حسين ولي )) است و حدود 300 سال پيش از آمدن به درخانه من از دنيا رفته است . (5)

    و به قول سعدي :

مخور گول ابليس تا جان دهد                                 هرآنكس كه دندان دهد نان دهد

                            تواناست آخر  ،   خداوند روز                               كه روزي رساند تو چندان مسوز

 




تاریخ: شنبه 31 خرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 98
بازدید دیروز : 182
بازدید هفته : 1136
بازدید ماه : 2978
بازدید کل : 1845254
تعداد مطالب : 1055
تعداد نظرات : 313
تعداد آنلاین : 1

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ گالری تصاویر سوسا وب تولز





در اين وبلاگ
در كل اينترنت


تعبیر خواب آنلاین


استخاره آنلاین با قرآن کریم


بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: ابزار وب ارایه دهنده انواع ابزار وبمستر و...