موعظه moeze
مرجع سخنرانی ها و آثاراستاد علی اکبر داراب کلائی
در هنگام مرگ فرشتگان مرا به علت داشتن توانایی مالی و به تعویق انداختن حج، مواخذه کردند و دین اسلام از من پذیرفته نمی‌شد؛ به من گفتند که تو حق نداری مسلمان از دنیا بروی، تو باید یا مسیحی از دنیا بروی یا یهودی !! متوسل به حضرت زهرا (س) شدم.
تاجری که امام زمان به نیابتش به حج رفت
 


ادامه مطلب...
تاریخ: سه شنبه 15 فروردين 1396برچسب:,
ارسال توسط موعظه

مهمترین و حساس ترین و ترسناکترین موقعیت برای هر کس زمان مرگش است. همه ما نگرانیم که مرگمان کی می رسد و چه اتفاقاتی می افتد. به شهادت آیات قرآن کریم ایمان و عمل توامان باعث نجات انسان می شود؛ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره، 62)

یس

 



ادامه مطلب...
تاریخ: یک شنبه 4 مهر 1395برچسب:,
ارسال توسط موعظه
موعظه به نقل از ایرنا نوشت:حجت الاسلام سیدابراهیم رئیسی نیز در دیدار با آیت الله موسوی اردبیلی خطاب به این مرجع تقلید گفت: با واسطه شنیده ام که شما آن طرف رفته و برگشته اید اگر امکان دارد چکیده ای از آن را تعریف کنید.


ادامه مطلب...
تاریخ: سه شنبه 14 ارديبهشت 1395برچسب:,
ارسال توسط موعظه
امام صادق(ع) فرمود:
پنج نفری که شیطان را بیچاره می‌کنند
امام صادق(ع) فرمود: شیطان گفته است؛ پنج نفر مرا بیچاره ساخته‌اند و سایر مردم در قدرت و اختیار من هستند...
پنج نفری که شیطان را بیچاره می‌کنند

 



ادامه مطلب...
تاریخ: چهار شنبه 8 ارديبهشت 1395برچسب:,
ارسال توسط موعظه

انسان ها به همان اندازه که نیازمند دوستان و راه ها و ملاک هایی برای شناخت دوست هستند، به همان اندازه نیز نیازمند راه های شناسایی دشمن و ملاک هایی برای شناخت آنان می باشند.

تکبر

 



ادامه مطلب...
تاریخ: دو شنبه 9 فروردين 1395برچسب:,
ارسال توسط موعظه

هر کس که در این کسوت تحمل نا مرادی نکند ، او مدعی است و خرقه بر او حرام !! دستور العمل هایی از سید سیستانی (مدظله)

ایت الله سیستانی

 



ادامه مطلب...
تاریخ: یک شنبه 16 اسفند 1394برچسب:,
ارسال توسط موعظه

10 عامل عمده گمراهی ما

همنشینی با ناصالحان؛ عامل گمراهی


قرآن به مناسبت هاى گوناگون، از عوامل مختلفى نام مى برد که فقط عامل ضلالت بوده و نتیجه اى جز گمراه کردن بندگان از راه راست، ندارند. شناخت این عوامل براى بندگان علاقمند به سعادت خویش ، مایه تکامل است زیرا...

 



ادامه مطلب...
تاریخ: شنبه 25 بهمن 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

به خاطر عبادت جهنمی نشوی !

 http://image.topak.ir/2015/03/150431/162729112318235102a.jpg


انسان وسواسی عمرش را به هدر می‌دهد.عمر انسان از ارزش فوق‌العاده والایی برخوردار است. خانم مسلمان باید به آن جا برسد که مانند بانو مجتهده امین، تسبیح گُل و گیاه را بشنود.

 



ادامه مطلب...
تاریخ: یک شنبه 9 آذر 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

تاثیر خوش اخلاقی

حتما در اطراف خود افرادی را دیدید که به واسطه اخلاق خوب خود، مورد توجه و محبت اطرافیان قرار می‎گیرند! اینها افرادی نرمخو، با زبانی ملایم، و رفتاری محبت آمیز هستند. در روایات بسیاری به این نکته توجه شده که خوش اخلاقی در قیامت یک امتیاز مثبت است که دارنده آن را در بسیاری از شرایط ، مساعدت و یاری می‎رساند.

و در مقابل، بداخلاقی تاثیرات بسیار منفی در وجود انسان دارد و شرایط سختی را به همراه می‎آورد. یکی از شرایطی که در اثر بداخلاقی ایجاد می‎شود؛ فشار قبر است. مثل جریان سعد بن معاذ.

«سعدبن معاذ»، رئیس قبیله «اوس» در مدینه بود. او از اصحاب و یاران نزدیك پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بود و در جنگ‎های بدر، احد و خندق همراه آن حضرت شركت داشت. سعد بسیار مورد احترام پیامبر ‌بود و حضرت ایشان را حاكم در قضیه "بنی قریظه" قرار داد.

سعدبن معاذ در سال پنجم هجرت پس از جنگ خندق در اثر جراحتی كه در بازوی خود داشت دچار خونریزی شدید شد. هنگامی كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) از زخم سعد با خبر شد به عیادتش آمد و او را در آغوش گرفت و در حالی كه خون دست سعد به سر و صورت رسول خدا می‌پاشید، سر او را به دامن نهاد و پارچه سفیدی روی او كشید. آنگاه برای او دعا كرد: «بار خدایا! سعد در راه تو جهاد كرده و پیامبرت را تصدیق كرد، روح او را به خوبی بپذیر.» سعد در اثر زخم تیری كه به دستش رسیده بود در ۳۷ سالگی درگذشت .

به رسول خدا(صلى الله علیه و آله) خبر دادند که سعد بن معاذ فوت کرده است. پیامبر(صلى الله علیه و آله) با اصحابشان از جاى برخاسته، حرکت کردند. با دستور حضرت - در حالى که خود نظارت مى‎فرمودند - سعد را غسل دادند.

پس از انجام مراسم غسل و کفن، او را در تابوت گذاشته و براى دفن حرکت دادند.

در تشییع جنازه او، پیغمبر(صلى الله علیه و آله) پابرهنه و بدون عبا حرکت مى‎کرد. گاهى طرف چپ و گاهى طرف راست تابوت را مى‎گرفت، تا نزدیکى قبر سعد رسیدند. حضرت خود داخل قبر شدند و او را در لحد گذاشتند و دستور دادند سنگ و آجر و وسایل دیگر را بیاورند! سپس با دست مبارک خود، لحد را ساختند و خاک بر او ریختند و شکاف‎ها را پر کردند، سپس فرمودند:

من مى‎دانم این قبر به زودى کهنه و فرسوده خواهد شد، لکن خداوند دوست دارد هر کارى که بنده‎اش انجام مى‎دهد محکم باشد.

مادر سعد کنار قبر آمد و گفت: سعد! بهشت بر تو گوارا باد!

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) فرمود: مادر سعد! ساکت باش ! با این یقین از جانب خداوند حرف نزن! اکنون سعد گرفتار فشار قبر است و از این امر آزرده مى‎باشد.

در این هنگام، مادر سعد کنار قبر آمد و گفت: سعد! بهشت بر تو گوارا باد!

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) فرمود:

مادر سعد! ساکت باش ! با این یقین از جانب خداوند حرف نزن! اکنون سعد گرفتار فشار قبر است و از این امر آزرده مى‎باشد.

وقتی از قبرستان برگشتند. مردم که همراه پیغمبر(صلى الله علیه و آله) بودند، عرض کردند:

یا رسول الله! کارهایى که براى سعد انجام دادید نسبت به هیچ کس دیگرى تاکنون انجام نداده بودید: شما با پاى برهنه و بدون عبا جنازه او را تشییع فرمودید.

رسول خدا فرمود: ملائکه نیز بدون عبا و کفش بودند؛ از آنان پیروى کردم .

عرض کردند: گاهى طرف راست و گاهى سمت چپ تابوت را مى‎گرفتید!

حضرت فرمود: چون دستم در دست جبرئیل بود، هر طرف را او مى‎گرفت من هم مى‎گرفتم !

عرض کردند: یا رسول الله بر جنازه سعد نماز خواندید و با دست مبارکتان او را در قبر گذاشتید و قبرش را با دست خود درست کردید، باز مى‎فرمایید سعد را فشار قبر گرفت؟

حضرت فرمود: آرى، سعد در خانه بداخلاق بود، فشار قبر به خاطر همین است! (1)

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در مورد تشییع سعد فرمود: «قسم به آن كسی كه جانم در دست اوست! تابوت او را ملائكه حمل كردند و هفتاد هزار فرشته برای تشییع جنازه سعد فرود آمدند كه تا كنون به زمین نیامده بودند.»(2) 

دیدیم فردی که پیامبر کارهای کفن و دفنش را انجام دادند و ملائک، از جمله حضرت جبرئیل (علیه‎السلام) در تشییع جنازه‎اش شرکت کردند؛ به خاطر اخلاق بد، دچار فشار قبر شد

و اما در مقابل اخلاق خوب هم تاثیرات خود را دارد:

امام صادق(علیه‎السلام) مى‎فرماید: مردى در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت، او را براى دفن به گورستان بردند ولى هر چه كلنگ زدند، ذره‎اى از زمین كنده نشد، نزد پیامبر اکرم رفتند و  جریان را عرض کردند و پرسیدند که به چه علت زمین كنده نمى‎شود؟

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در مورد تشییع سعد فرمود: «قسم به آن كسی كه جانم در دست اوست! تابوت او را ملائكه حمل كردند و هفتاد هزار فرشته برای تشییع جنازه سعد فرود آمدند كه تا كنون به زمین نیامده بودند.»

پیامبر اکرم فرمود: بى تردید رفیق شما خوش اخلاق بوده است. حضرت ظرف آبی طلب نمود. ظرف آبى براى حضرت آوردند، دست مباركش را در آب گذاشت و از آن آب به زمین پاشید.

فرمود: اكنون به كندن زمین مشغول شوید. گوركنان شروع به كندن زمین كردند، گویا رمل نرمى بود كه زیر نیش بیل و كلنگ آنان به راحتى زیر و رو مى‎شد.(3)

امام رضا(علیه‎السلام) از پدران بزرگوارش و از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت مى‎فرماید كه آن حضرت به مردم فرمود:

«عَلَیْكُم بِحُسنِ الخُلقِ؛ فَإنّ حُسنَ الخُلقِ فِى الجَنَّةِ لاَ مَحالةَ؛ و إیّاكُم وَ سوءُ الخُلقِ؛ فَإنّ سوءُ الخُلقِ فِى النّار لاَ مَحالَةَ(4)؛ بر شما باد به خوش اخلاقى؛ زیرا خوش اخلاق جایش در بهشت است؛ و بپرهیزید از بد اخلاقى؛ زیرا بداخلاق جایش در دوزخ است.

حال منصفانه اخلاق خود را بررسی کنیم و ببینیم که چه نمره‎ای به اخلاق خود می‎دهیم؟

اگر بداخلاق هستیم با خواندن این روایات و حکایت چه تصمیمی می‎گیریم؟

آیا باز هم با پدر و مادر خود بداخلاقی می‎کنیم؟

آیا با همسر و فرزند خود اخلاق بدی خواهیم داشت؟

آیا با دوستان و اطرافیان خود رفتاری ناپسند خواهیم داشت؟

چیزی که مسلم است هیچ یک از ما توانایی تحمل فشار قبر را ندارد پس ناچاریم که اخلاق خود را خوب کنیم؟ نظر شما چیه؟

پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج 6، ص 220 .

2- طبقات، ج ۳، ص ۴ .

3- كافى، ج2، 101، باب حسن الخلق، حدیث 10/ بحارالانوار، ج68، ص376، باب 92، حدیث 8 .

4- عیون اخبار الرضا، ج 2، 31، باب 31، حدیث 41/ بحارالانوار، ج68، ص383، باب 92، حدیث 17 .

 




تاریخ: دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

بدقول ها مسلمان نیستند!


پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: لا دِینَ لِمَنْ لا عَهْدَ لَهُ. (نوادر راوندی، ص 5)؛ ‌کسی که پایبند به عهد و پیمان نیست، دین ندارد

اگر چه مشکل جامعه ما نداشتن اطلاعات کافی در مورد مسایل اخلاقی نیست، و پای صحبت که به میان می آید، اکثریت قریب به اتفاق جامعه حرف های زیادی برای گفتن دارند و نظریه های اخلاقی فراوانی ارائه می دهند. با این وجود باید دانست که از سخن گفتن در مورد مسایل اخلاقی تا عمل کردن به آنها فاصله زیادی ـ شاید به اندازه زمین تا به آسمان ـ وجود دارد.

گاهی مقایسه میان گپ و گفت های صمیمانه مردم با آنچه که در جامعه رخ می دهد، نشانگر تفاوت زیادی میان حرف و عمل مردم است. مسلما اگر از هر یک از من و شما بپرسند که وفای به عهد چیست و چقدر اهمیت دارد، می توانیم جملات فراوانی در مورد آن بگوییم. اما با این حال هر روز بر تعداد کسانی که دچار بدقولی دیگران می شوند و به اصطلاح سر کار می مانند، افزوده می شود. بنابراین تک تک افراد جامعه جدای از آنکه باید بر دانش خود نسبت به آموزه های اخلاقی بیافزایند و از اظهار نظرهای شخصی نسبت به این مباحث پرهیز کنند، باید انگیزه ای جدّی برای عملیاتی کردن این آموزه ها در خود ایجاد کنند و با انقلابی همگانی لباس عمل را بر تن این آموزه های گهربار بپوشانند.

همانطور که گفته شد یکی از این آموزه های پر اهمیت «تعهد نسبت به قول و قرارها» است که در قرآن و روایات توجه ویژه به آنها شده است.

ریشه و اساس ساماندهی اجتماعی مسلما یکی از آرزوهای همه ما سلامتی اخلاقی جامعه و محیط پیرامونمان است. اما اگر قرار باشد پاکیزگی و بهداشت اخلاقی سرتاسر جامعه را فرابگیرد، به یقین باید پایه ها و ریشه های اخلاق مداری در جامعه شکل گیرد.

به بیان ساده تر جامعه ای رنگ سلامتی اخلاقی را به خود خواهد دید که از اساسی ترین آموزه های اخلاقی شروع کند و به درمان همه جانبه در آن زمینه های دانه درشت بپردازد. خداوند در سوره بقره آیه 177 ریشه و اساس خوبی ها را در شش چیز خلاصه می کند که یکی از آنها «وفای به عهد» است. در این آیه آمده است:

«... و لكِنَّ الْبرَِّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ ... وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ»

«... نیكى (و نیكوكار) كسانى هستند كه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده اند ... و به عهد خود هنگامى كه عهد بستند وفا مى‏كنند.»

 روشن است کهسرمایه زندگى اجتماعى، اعتماد متقابل افراد جامعه است و از جمله گناهانى كه رشته اطمینان و اعتماد را پاره می كند و زیربناى روابط اجتماعى را سست می نماید، بد قولی و بی وفایی به پیمان ها و قرارها است. به همین دلیل است که قرآن در دو جای دیگر به صراحت، فرمان به این مساله می دهد و چنین می فرماید:

« ... وَ أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كاَنَ مَسُْولًا.» (سوره اسراء، آیه 34)؛ «... و به پیمانتان وفا كنید که همانا پیمان (در روز جزا) مورد سؤال خواهد بود.»

انسان بدقول، نه از جمله مؤمنان به حساب می آید و نه رنگی از سعادت و رستگاری را خواهد دید

در ابتدای سوره مبارکه مائده نیز که تنها چند ماه پیش از پایان عمر شریف پیامبر نازل شده است، چنین می خوانیم:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ. (سوره مائده، آیه 1)

ای کسانی که ایمان آوره اید! به پیمان ها و قراردادها (یتان) وفا کنید.

بنابراین شکی باقی نمی ماند که یکی از ریشه ای ترین مسایلی که می تواند سلامت اخلاقی جامعه را در پی داشته باشد، «فرهنگ پایبندی به قول و قرارها و عهد و پیمان ها» است.

درجه اهمیت وفای به عهد از دیدگاه اسلام همه ما می دانیم که برخی از کارها در میان واجبات الهی از اهمیت بیشتری برخوردارند و خداوند تاکید بیشتری نسبت به آنها ابراز داشته است. روایات معصومان علیهم السلام نشان دهنده آن است که میان «وفای به عهد» و «اصل دین داری» ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. از پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: لا دِینَ لِمَنْ لا عَهْدَ لَهُ(نوادر راوندی، ص 5)؛‌ کسی که پایبند به عهد و پیمان نیست، دین ندارد.

بنابراین روشن است که درجه اهمیت این واجب به قدری زیاد است که در صورت وانهادن آن اساس دین انسان زیر سوال خواهد رفت و ممکن است تنها با ساده انگاری و بی اعتنایی به آن، دیگر زحمات عبادی انسان همچون نماز و روزه بر باد رود و هیچ ارزشی در درگاه الهی نداشته باشد. آیات ابتدایی سوره مؤمنون نیز شاهد بر این نکته است که میان «وفای به عهد» و «ایمان»، پیوندی ناگسستنی برقرار است و «ایمان» بدون «وفای به عهد» معنایی ندارد. در ابتدای این سوره می خوانیم:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» (آیه 1) ؛ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند.

سرمایه زندگى اجتماعى، اعتماد متقابل افراد جامعه است و از جمله گناهانى كه رشته اطمینان و اعتماد را پاره می كند و زیربناى روابط اجتماعى را سست می نماید، بد قولی و بی وفایی به پیمان ها و قرارها است

سپس خداوند یک یک ویژگی های مؤمنان را برمی شمرد تا مدعیان بی عمل، نتوانند ادعای ایمان کنند. اما نکته مهم این است که خداوند در میان این ویژگی ها چنین می فرماید:

«وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَاعُونَ.»؛ و آنان كه امانتها و پیمان خود را رعایت می كنند.

به بیان دیگر انسان بدقول، نه از جمله مؤمنان به حساب می آید و نه رنگی از سعادت و رستگاری را خواهد دید. این بزرگترین پیامی است که درباره این موضوع می توان از کلام خدا دریافت کرد.

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله نیز که الگوی تمام عیار همه انسان ها است، در سیره عملی خود چنان پایبند به قول و قرارهایش بوده که دیگران را شگفت زده می کرده است. جالب اینجا است که این رفتار پسندیده حتی پیش از دوران پیامبری نیز در آن حضرت مشهود بوده است. چرا که الگو باید همیشه الگو باشد و اسوه ای ماندگار بماند. یکی از یاران پیامبر نقل می کند:

قبل از بعثت، بین من و محمّد صلّى اللَّه علیه و آله داد و ستدى بود. مقدارى طلبكار شدم. به او گفتم: همین جا باش و من بر می گردم. آن روز و روز بعد، فراموش كردم كه برگردم. پس در روز سوّم نزد او آمدم و دیدم كه او همان جا منتظر من است. براى او جریان را گفتم (كه فراموش كردم) فرمود: من سه روز است كه اینجا منتظر شما هستم.(الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 90) درود خدا بر پیامبر عظیم الشأنمان.




تاریخ: دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

10 نکته کلیدی در برخورد با نامحرم


سخن گفتن با نامحرم نیز از جمله مواردی است که می تواند زمینه برخی انحرافات جنسی را در بین افراد فراهم کند. از سوی دیگر، گاه صحبت کردن با جنس مخالف اجتناب ناپذیر می شود. از این رو، لازم است با رعایت مواردی که در پی می آید، آثار منفی اینگونه گفتگوها به حداقل برسد.

 


ارتباط

به کارگیری محتوای پسندیده

از آداب اسلامی در گفتگو با نامحرم آن است که از محتوای پسندیده در مکالمات استفاده و از به کارگیری مطالب مرتبط با تمایلات غریزی اجتناب شود.

در داستان حضرت یوسف علیه السلام در قرآن کریم آمده است که زلیخا و زنان مصر باب مراوده را با یوسف گشودند. آن حضرت که متوجه خطر این مراوده و بیان سخنان تحریک آمیز شد، از خداوند اینگونه مدد خواست: «قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَی مِمَّا یدْعُونَنی إِلَیهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کیدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیهِنَّ وَ أَکنْ مِنَ الْجاهِلینَ؛ گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا بسوی آن می خوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، بسوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!»

از این آیه استفاده می شود که طرح چنین مطالبی در گفتگو با نامحرم تا آنجا خطرناک است که یوسف علیه السلام نیز با آن مقام طهارت و قداست، از آن بیمناک بوده و حاضر می شود با رفتن به زندان، خود را از چنین موقعیتی خلاصی بخشد.

پرهیز از شوخی با نامحرم

شوخی کردن با نامحرم، حریم میان آنها را کم رنگ نموده و احتمال وقوع گناه را در بین آنان تقویت می کند، اولیای دین افراد را از مزاح با نامحرم برحذر داشته اند.

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز نقل شده است که فرمود: «مَنْ فَاکهَ امْرَأَهً لَا یمْلِکهَا- حُبِسَ بِکلِّ کلِمَهٍ کلَّمَهَا فِی الدُّنْیا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّار؛ کسی که با زن نامحرمی مزاح کند، به ازای هر کلمه ای که با او سخن گفته، هزار سال در دوزخ حبس می شود.

ابابصیر، از شاگردان امام صادق علیه السلام می گوید در کوفه به زنی قرآن می آموختم و روزی اتفاق افتاد که با او مزاح کردم. هنگامی که در مدینه به محضر امام باقر علیه السلام وارد شدم، مرا سرزنش کرد و فرمود: «مَنِ ارْتَکبَ الذَّنْبَ فِی الْخَلَاءِ لَمْ یعْبَأِ اللَّهُ بِهِ -أَی شَی ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَهِ- فَغَطَّیتُ وَجْهِی حَیاءً وَ تُبْتُ- فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَا تَعُد؛ کسی که در خلوت مرتکب گناه شود، خدا به او اعتنا نمی کند. چه چیزی به آن زن گفتی؟- از خجالت چهره خود را پوشاندم و توبه کردم- حضرت فرمود: دیگر تکرار مکن.»

رعایت حریم از سوی افراد مجرد، جوان و ضعیف الایمان، ضرورت ویژه ای می یابد. حریم نگه داشتن زن در برابر مردان نامحرم، ابزاری است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مردان می تواند از آن استفاده کند

پرهیز از فروتنی در گفتگو

علاوه بر آنکه لازم است محتوای مطالبی که بین دو جنس مبادله می شود، پسندیده باشد، همچنین ضرورت دارد که افراد لحن کلام خود را به گونه ای قرار دهند که از ایجاد هر گونه تحریک، تطمیع و وسوسه در مخاطب جلوگیری شود.

خداوند متعال به همسران پیامبر می فرماید: «یا نِساءَ النَّبِی لَسْتُنَّ کأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفا؛ ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید

اختصار و اکتفا به حد ضرورت

موسی علیه السلام از مصر خارج شد و به مدین رسید، جمعی از مردان را مشاهده کرد که دور چاه آبی حلقه زده و برای دام های خود، از آن آب می کشند. کمی دورتر دو زن را مشاهده کرد که تنها از گوسفندانشان مراقبت می کردند.

حضرت موسی علیه السلام که از رفتار آنان تعجب کرده بود، پرسید: «ما خَطْبُکما؛ کار شما چیست؟» (چرا گوسفندان خود را آب نمی دهید؟!) آنان پاسخ دادند: «لا نَسْقی حَتَّی یصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیخٌ کبیرٌ» ما آنها را آب نمی دهیم تا چوپان ها همگی خارج شوند؛ و پدر ما پیرمرد کهنسالی است (و قادر بر این کارها نیست.) روشن است که این مکالمه در نهایت ایجاز صورت گرفته و هیچ کلام زایدی مطرح نشده است. حتی هنگامی که آن حضرت گوسفندان آنان را سیراب کرد، بدون گفتن کلمه ای از آنان فاصله گرفت و به جایگاه خویش بازگشت «فَسَقی لَهُما ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّل» موسی برای (گوسفندان) آن دو آب کشید؛ سپس رو به سایه آورد. این امر نشان می دهد که رعایت اختصار و میزان ضرورت، از شاخص های گفتگوی مطلوب با نامحرم است.

موقعیت حضور

فضا و موقعیت حضور دو جنس مخالف نیز در جهت سلامت یا فساد رابطه تأثیرگذار است. از این رو، در منابع اسلامی موارد زیر مورد تأکید قرار گرفته است. پرهیز از خلوت کردن با نامحرم فضای حضور نامحرمان نباید به گونه ای خلوت باشد که امکان ورود سایر افراد در آن وجود نداشته باشد، چرا که خلوت گزینی با جنس مخالف، موقعیت را برای تحقق گناه فراهم می سازد.

محمد طیار از یاران امام صادق علیه السلام می گوید وارد مدینه شدم، چون برای مدتی می خواستم در آنجا سکونت کنم، دنبال منزلی برای اجاره می گشتم. خانه ای پیدا کردم که دارای دو اتاق بود که با یک در از یکدیگر جدا شده بودند. یکی از اتاق ها در اختیار زنی جوان بود. به دلیل آنکه این دو اتاق به یکدیگر راه داشتند، از اجاره آن منصرف شدم و صلاح ندیدم در منزلی که زنی جوان زندگی می کند، خانه بگیریم. اما آن زن گفت اگر شما این اتاق را اجاره کنی من در را می بندم. من نیز به این شرط پذیرفتم. اما بعد از سکونت، آن زن به بهانه اینکه می خواهد از نسیم هوا استفاده کند در اتاق را باز می گذاشت. در برابر درخواست اکید من برای بستن در مقاومت کرد و حاضر به این کار نشد. به محضر امام صادق علیه السلام رسیدم و ماجرا را با ایشان در میان گذاشتم. آن حضرت فرمود: «تَحَوَّلْ مِنْهُ فَإِنَّ الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَهَ إِذَا خُلِّیا فِی بَیتٍ کانَ ثَالِثُهُمَا الشَّیطَان؛ از آنجا به جای دیگر برو؛ زیرا هیچ مرد و زنی در مکانی خلوت نکنند مگر آنکه شیطان سومی آنها باشد.»

رعایت حریم نسبت به جنس مخالف

سبک زندگی اسلامی در معاشرت با جنس مخالف حاکی از آن است که رعایت حریم و گونه ای فاصله تا حد زیادی سلامت ارتباط را تامین می کند. خداوند متعال این حقیقت را به یاران پیامبر گوشزد کرده است: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا... وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکمْ وَ قُلُوبِهِن؛ و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (به عنوان عاریت) از آنان [همسران پیامبر] می خواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دل های شما و آنها بهتر است.» نکته مهم این آیه آن است که خداوند یاران مۆمن و همسران پیامبر را که از نعمت همسری رسول خدا برخوردارند، به رعایت حریم توصیه می کند.

بر این اساس،رعایت حریم از سوی افراد مجرد، جوان و ضعیف الایمان، ضرورت ویژه ای می یابد. حریم نگه داشتن زن در برابر مردان نامحرم، ابزاری است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مردان می تواند از آن استفاده کند.

پوشش و آرایش

نحوه پوشش و آرایش در برابر جنس مخالف نیز عاملی مۆثر در کیفیت مطلوب یا نامطلوب رابطه محسوب می شود. در منابع اسلامی توصیه های متعددی در زمینه پوشش و آرایش به چشم می خورد.

رعایت حجاب کامل

با اینکه رعایت پوشش صحیح مرد و زن، از مصادیق سبک زندگی اسلامی به شمار می رود، اما به لحاظ جذابیت ویژه زنان، بر مراعات پوشش کامل از سوی آنان تأکید شده است.

خداوند متعال در آیه زیر فلسفه این حکم را بیان کرده است: «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِک وَ بَناتِک وَ نِساءِ الْمُۆْمِنینَ یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِک أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یۆْذَین؛ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مۆمنان بگو: «جلباب ها [روسری های بلند] خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است

از این آیه استفاده می شود که زنان مسلمان با رعایت حجاب صحیح شناسایی می شوند و مورد آزار و اذیت قرار نخواهند گرفت. این آیه همچنین بر لزوم حجاب کامل دلالت دارد، چنانچه خداوند نمی فرماید از جلباب استفاده کنید، بلکه می فرماید جلباب های خود را بر خویش فرو افکنید. یعنی زنان از پوشش جلباب به شکل صحیح استفاده نمی کرده اند و بخشی از مو یا بدن آنان نمایان می شده است، و طبق این آیه موظف شدند که بدن و موی خود را به نحو کامل بپوشانند. این نکته از آیه 31 سوره نور نیز استفاده می شود: «وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِن..؛ و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود). »

خودنمایی از مفهومی وسیع برخوردار بوده و شامل هر رفتار جلب توجه کننده ای همچون آرایش چهره و دست ها، عطر زدن، پوشیدن کفش و لباس با رنگ یا مدل تحریک برانگیز و امثال آن می شود

پرهیز از آرایش

آرایش کردن از آن رو که مانند برج جلب توجه می کند، در قرآن «تبرج» نامیده شده و زنان از آن نهی شده اند: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیهِ الْأُولی؛ و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.» نکته جالب توجه این آیه آن است که تبرج به گونه ای با جاهلیت مرتبط شده و این نشانگر آن است که خودنمایی رفتاری جاهلانه است. ممکن است دلیل جاهلانه شمرده شدن این رفتار آن باشد که فرد با جلوه گری سعی در مطرح ساختن خود دارد، حال آنکه خودنمایی تنها زمینه را برای سوء استفاده کنندگان فراهم می سازد، بدون آنکه نتیجه مطلوبی برای خویش به دنبال داشته باشد. البته خودنمایی از مفهومی وسیع برخوردار بوده و شامل هر رفتار جلب توجه کننده ای همچون آرایش چهره و دست ها، عطر زدن، پوشیدن کفش و لباس با رنگ یا مدل تحریک برانگیز و امثال آن می شود.

تماس بدنی

به دلیل جنبه تحریک کنندگی تماس بدنی، هرگونه لمس جسمانی نامحرم ممنوع شده است. به عنوان نمونه، به چند روایت در این خصوص اشاره می شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «مَنْ صَافَحَ امْرَأَهً حَرَاماً جَاءَ یوْمَ الْقِیامَهِ مَغْلُولًا- ثُمَّ یۆْمَرُ بِهِ إِلَی النَّار؛ کسی که با زنی نامحرم دست دهد، در روز قیامت با غل و زنجیر آورده و دستور داده می شود که به دوزخ افکنده شود.» در خصوص در آغوش گرفتن نامحرم نیز فرمودند: «مَنِ الْتَزَمَ امْرَأَهً حَرَاماً قُرِنَ فِی سِلْسِلَهِ نَارٍ مَعَ شَیطَانٍ- فَیقْذَفَانِ فِی النَّار، هر کس زن نامحرمی را در آغوش گیرد، به وسیله زنجیری آتشین، با شیطانی قرین گشته و هر دو در آتش فرو می افتند.

روابط دو جنس مخالف در آیات روایات و سیره بزرگان دین بسیار روشن است. آنچه مهم است؛ سوال از خود و جامعه اسلامی است؛ تا چه اندازه دیندار بوده ایم؟ تا چه اندازه سبک زندگی خود را همانندسبک زندگی بزرگان دین، تنظیم نموده ایم؟ در جواب این گونه سوالات؛ نیاز به بررسی مسئله حجاب و پوشش و شیوه مناسب برخورد با بد حجابی است.




تاریخ: دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

3 قدم تا رحمت خدا!


 تردید در دلم لانه کرده بود. با خود می گفتم: «مگر چقدر باید برای برآورده شدن حاجتی دعا کرد؟ دیگر ناامید شده بودم. گفتم پیش علی بن موسی الرضا علیه السلام، بروم، شاید مشکلم را برطرف سازد. نزد امام رفتم و گفتم: چند سال است حاجتی دارم و بسیار هم دعا کرده ام، ولی دعایم مستجاب نمی شود. در دلم شک راه یافته است، چه کنم؟


رحمت

امام، نگاه تندی به من کرد و فرمود: «ای احمد بن محمد! مراقب باش که شیطان بر تو پیروز نشود و تو را از رحمت پروردگارت نا امید نسازد. مگر نمی دانی گاه پروردگار، برآوردن نیاز مۆمن را به تأخیر می اندازد تا او بیشتر به راز و نیاز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفت و گوی بندگان را با خود دوست دارد. به خدا سوگند! دیر برآورده شدن نیازهای بندگان که از خدای خود چیزی خواسته اند، برای آنان بهتر از زود بر آورده شدن نیازهایشان است. دنیا چه ارزش دارد که مۆمن، برای آن از خدای خود ناامید شود؟! نیکوست که نیایش او در حال آسایش و دوری از مشکلات، همانند نیایش او در سختی ها باشد و اگر (حاجتش) نیز برآورده نشد، سبب ناامیدی او نشود، پس افسرده نشو که دعا در پیشگاه پروردگار بزرگ و بلند مرتبه، بسیار ارزشمند است. (ابوالفضل هادی منش، در قلمرو آفتاب، داستان هایی از سیره اخلاقی پیشوایان معصوم علیهم السلام، صص 12-10 )

این سخن قرآن کریم است به همه‌ی گنهکاران که از رحمت خداوند ناامید نباشند و بازگردند که فرمود: «قُلْ یَاعِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ [زمر/53] بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید! از رحمت خدا ناامید نشوید كه خدا تمامى گناهان را مى‌‏آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است‏»، چه دعوت دلنشین و کلام امیدبخشی است از خالق انسان‌ها! زیرا گنهکاران را هم بنده‌ی خود خطاب کرد و وعده داد که خداوند همه‌ی گناهان را می‌بخشد.

و غیر از خداوند، چه کسی است که می‌تواند گناهان را ببخشد (وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّه‏ [آل‌عمران/135] و كیست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟)

البته این سخن خداوند، دعوت به بازگشت گنهکاران است از گناهان؛ نه تشویق به گناه، زیرا در آیه‌ی بعد می‌فرماید: «وَ أَنِیبُواْ إِلىَ‏ رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُواْ لَهُ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُون [زمر/54] و به سوى پروردگارتان باز گردید (و توبه كنید) و تسلیم او شوید پیش از آن كه عذاب به سراغ شما آید و دیگر یارى نشوید».

بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید! از رحمت خدا ناامید نشوید كه خدا تمامى گناهان را مى‌‏آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است‏»، چه دعوت دلنشین و کلام امیدبخشی است از خالق انسان‌ها! زیرا گنهکاران را هم بنده‌ی خود خطاب کرد و وعده داد که خداوند همه‌ی گناهان را می‌بخشد

 هر آنچه هستی باز آ:

ناامیدی از رحمت خداوند، علاوه بر اینکه یکی از گناهان بزرگ است [1]؛ می‌تواند وضعیت انسان خطاکار و گنهکار را بدتر کند به این‌ صورت که به ذهن او می‌آورد که به قول معروف: «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب» اما این سخن درستی نیست زیرا هرچه خطا، کمتر باشد، جبران و بازگشت، آسان‌تر است.

و دلیل اینکه ناامیدی از رحمت خداوند، گناه کبیره و در حد کفر است این است که مردمی که ناامید از رحمت خدا هستند، به این معنا ایمان ندارند كه خداوند می‌تواند هر غمى را زایل و هر بلایى را رفع كند. [2]

پس انسان خطاکار، باید هرچه زود‌تر به درگاه الهی بازگردد و ناامید نباشد، و آیه‌ای که ذکر شد (سوره‌ی زمر، آیه:53) طبق بعضی روایات، امید بخش‌ترین آیه در قرآن کریم نسبت به گنهكاران است (روایت از امام علی(علیه‌السلام) است كه: «مَا فِی الْقُرْآنِ آیَةٌ أَوْسَعُ مِنْ "قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ" [3] در قرآن آیه‌ای وسیع‌تر (و امید‌بخش‌‌تر برای گنهکاران) نیست از "قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا..."»)

سه قدم تا رحمت خدا:

از آیات بعد از آیه‌ی مذکور (زمر/53) در‌می‌یابیم که درهای مغفرت و رحمت خداوند، باز است برای همه‌ی گنهکارانی که به خود آمدند و رو به درگاه خداوند آوردند و در برابر فرمانش تسلیم شدند و با عمل نیک، نشان دادند که در بازگشت خود به درگاه خداوند، صادقند و همچنین در‌می‌یابیم که راه رسیدن به رحمت خداوند،‌ سه قدم است:

اول: توبه و پشیمانی از گناه

دوم: تسلیم در برابر فرمان خداوند

قدم سوم:‌ عمل صالح [4] و پیروی از قرآن [5]؛ که بهترین دستوری است که برای بندگان خداوند ‍ ‍ نازل شده است.

معاویه بن وهب مى‏گوید: از امام صادق‏ علیه السلام شنیدم که می ‏فرمود:

«إذا تاب العبد توبة نصوحاً أحبّه اللَّه فستر علیه فی الدنیا والآخرة،

قلت: وکیف ‏یستر علیه؟

ناامیدی از رحمت خداوند، علاوه بر اینکه یکی از گناهان بزرگ است؛ می‌تواند وضعیت انسان خطاکار و گنهکار را بدتر کند به این‌صورت که به ذهن او می‌آورد که به قول معروف: «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب» اما این سخن درستی نیست زیرا هرچه خطا، کمتر باشد، جبران و بازگشت، آسان‌تر است

قال: ینسی ملکیه ما کتبا علیه من الذنوب، ویوحی إلى جوارحه: اکتمی‏ علیه ذنوبه، ویوحی إلى بقاع الأرض: اکتمی ما کان یعمل علیک من الذنوب، فیلقى اللَّه‏ حین یلقاه ولیس شی‏ء یشهد علیه بشی‏ء من الذنوب».

«اگر بنده‏‌اى توبه خالص کند خداوند او را گرامى داشته و در دنیا و آخرت، گناهانش را بپوشاند.

گفتم: چگونه بر اومى پوشاند؟

فرمود: خداوند فراموشی می‌دهد دو فرشته‌‏اش را از آنچه براى او از گناهان نوشته‌‏اند، و به اعضاى بدنش وحى‏ می‌‏کند که گناهانش را کتمان کنند، و به اطراف زمین وحى می‌کند که مخفى کنید آن ‏گناهانى را که بر روى شما انجام داده است. پس او خدا را ملاقات می‌‏کند در حالی که ‏چیزى نیست که به گناهان او شهادت دهد.» (وسائل الشیعه، ج‏11، باب‏86، ص‏356، حدیث 1. )

یک زنگ هشدار!

پس تا فرصت، باقی است و راه توبه باز است باید گنهکاران، به درگاه الهی بازگردند و در غیر این ‌صورت ممکن است عذاب الهی ناگهان و بی‌خبر آنها را فراگیرد.(چنانکه در آیات 54 و 55 سوره‌ی زمر فرمود [6])

و آخر گناه، « آه » خواهد بود.

پی‌نوشت ها :

[1]. بنابر روایت امام صادق(علیه‌السلام) که فرمود: «الْكَبَائِرُ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْأَمْنُ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ وَ ... «تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج‏15، ص324» گناهان كبیره عبارت است از: ناامیدى از رحمت خدا، یأس از لطف خدا، ایمن بودن از مكر خدا، ...»

[2]. ترجمه المیزان،‌ ج11، ص321، ذیل آیه 87 سوره یوسف

[3]. تفسیر نمونه، ج19، ص499 به نقل از تفسیر مجمع‌البیان

[4]. با استفاده از تفسیر نمونه،‌ ج19، ص498 تا 503

[5]. بنابر ترجمه‌ی المیزان، ج17، ص427

[6]. وَ أَنِیبُواْ إِلىَ‏ رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُواْ لَهُ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ*وَ اتَّبِعُواْ أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَیْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُون‏ [زمر/54 و 55] و به سوى پروردگارتان باز گردید (و توبه كنید) و تسلیم او شوید پیش از آن كه عذاب به سراغ شما آید و دیگر یارى نشوید. و از بهترینِ آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است (قرآن) پیروى كنید، پیش از آن كه عذاب ناگهانى به سراغ شما آید در حالى‌كه از آن بى‌خبرید.




تاریخ: دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

6کلید خوشبختی و سعادت در قرآن


در فرهنگ قرآن برای کسانی که به  رستگاری و سعادت رسیده اند ویژگی‌های خاصی بیان شده است.  برای کسانی که طالب فلاح و راستگاری هستند بسیار لازم است جویای منطق قرآن شوند و از آن ملاک و معیار ها با خبر شوند تا اینکه خود را با آن وازن الهی تطبیق داده و در نهایت فلاح و رستگاری خود را تضمین نمایند.


عبادت

کلید اول: عبادت و نماز خاشعانه

در منطق قرآن کسانی که در دنیا توانسته باشند خدای متعال را خاشعانه عبادت کنند رهنمود میشوند. بعضی افراد هرچند در دنیا نماز را ترک نمی کنند ولی نماز خواندن آنها دارای ویژگی خشوع نیست و چه بسا این عدم خشوع در نماز تاثیر واقعی بندگی  را در آنها نداشته باشد.

قرآن مجید یكی از ویژگی های مۆمنان رستگار را خشوع در نماز معرفی می نماید:«قَدْ اَفْلَحَ الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ[مومنون/2-1]به تحقیق رستگار شدند مۆمنان، آنان كه در نمازشان خشوع دارن».

" خاشعون" از ماده" خشوع" به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمى در انسان پیدا مى‏شود، و آثارش در بدن ظاهر مى‏گردد.

کلید دوم: نزدیکی به لغویات ممنوع

وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ [مومنون/3] و آنها كه از لغو و بیهودگى روى‏گردانند»

یکی از موانع کمال و رسیدن به سعادت و رستگاری اشتغال به کارهای لغو و بیهوده است. کسانی که در دنیا نتواسته‌اند مرز میان کارهای خوب وکارهای لغو و بیهوده را جدا کنند خود را از درجات سعادت محروم ساخته است.

البته این نکته حائز اهمیت است  لغو تنها شامل سخنان و افعال بیهوده نمى‏شود بلكه افكار بیهوده و بى پایه‏اى كه انسان را از یاد خدا غافل و از تفكر در آنچه مفید و سازنده است به خود مشغول مى‏دارد همه در مفهوم لغو جمع است.

کلید سوم: از پرداخت زکات امتناع نمی‌کند

وَ الَّذینَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ [مومنون/4] و آنها كه زكات را انجام مى‏دهند».

در فرهنگ قرآنی کسانی که در زندگی دنیایی خود سهمی از اموال و داشته خود را به عنوان زکات در اختیار نیازمندان قرار می دهند در زمره رستگاران قرار دارند.

یکی از موانع کمال و رسیدن به سعادت و رستگاری اشتغال به کارهای لغو و بیهوده است. کسانی که در دنیا نتواسته‌اند مرز میان کارهای خوب و کارهای لغو و بیهوده را جدا کنند خود را از درجات سعادت محروم ساخته است

کلیدچهارم: از آلودگی بی عفتی بدورند

از جمله زیبا ترین مولفه ها و شاخص های افراد رستگار و سعادتمنددر فرهنگ قران دوری از بی عفتی و روابط نامشروع است.خداوند متعال در این خصوص می فرماید:

«وَالَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ [مومنون/5] و آنها كه دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند».

کلید پنجم: توبه و رجوع به درگاه الهی دارند

شاید زندگی کردن بدون گناه کار سختی باشد ولی یقیناً غیر ممکن نیست. ولی با این حال اگر انسان در حیات دنیوی خود مرتکب فعل حرامی شد نباید درهای رحمت الهی را به روی خود بسته ببیند چرا که این باور خود از بدترین گناهان به حساب می آید در منطق قرآن کسانی که به سوی خدای متعال بازگشت می‌کنند رستگارند:

«وتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون[نور/31] و همگى بسوى خدا بازگردید اى مۆمنان، تا رستگار شوید!».

کلید ششم: رعایت تقوای الهی

رعایت تقوای به این معنا ست که انسان متقی دارای صفتی می شود  که او را از گناه و نافرمانی خداوند متعال، باز می‌دارد و بر طاعت و بندگی او برمی‌انگیزد. خداوند متعال در وصف و سرانجام تقوای الهی می فرماید:«فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [مائده/100] از (مخالفت) خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، شاید رستگار شوید!».

موانع سعادت و خوشبختی

1. اعراض از ذكر خدا

"و هركس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت."(1)

از این آیه استفاده می شود كه روی گردانی از یاد خدا زندگی سخت و پرمشقتی را به دنبال داشته و مانع از رسیدن انسان به سعادت و خوشبختی است. 

2. عصیان و تمرد از احكام الهی

"و آن كس كه نافرمانی خدا و پیامبرش را كند و از مرزهای او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می كند كه جاودانه در آن خواهد ماند، و برای او مجازات خواركننده ای است." (2)

هر كه درمقام عصیان و تمرد برآید و از حدود اسلام بدر رود، سیرت آن خلود در شقاوت و شعله های آتشین است."(3)

3. بدعت در دین

"نگویید: این حلال است و آن حرام... به یقین كسانی كه به خدا دروغ می بندند، رستگار نخواهند شد." (4)

از این آیه شریفه استفاده می شود كه بدعت در دین و نسبت دادن احكام به خدا بدون دلیل، موجب محرومیت ازرستگاری و سعادت ابدی است، زیرا ریشه بدعت گذاری در دین،گفته های بی اساس و دروغین است و این كار نزد خدا حرام و باعث محرومیت فرد از رستگاری و سعادت دنیا و آخرت خواهد بود.(5)

"و آن كس كه نافرمانی خدا و پیامبرش را كند و از مرزهای او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می كند كه جاودانه در آن خواهد ماند، و برای او مجازات خواركننده ای است"

4. معصیت و گناه

و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است.(6)

از آیه شریفه استفاده می شود كه معصیت و گناه، سبب محرومیت از رستگاری و سعادت، و عامل رسیدن به شقاوت و بدبختی است.

5. ظلم و بیدادگری

"مسلما ظالمان، رستگار نخواهند شد." (7)

از این آیه برداشت می شود كه ظالمان، بیدادگران و ستمگران از فلاح، رستگاری و سعادت بی بهره اند و نصیبی نخواهند برد، و در گروه شقاوتمندان و تیره بختان قرار خواهند گرفت. (8)

6. غفلت

به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دلها ]=عقلها[یی دارند كه با آن (اندیشه نمی كنند، و) نمی فهمند؛ و چشمانی كه با آن نمی بینند، و گوشهایی كه با آن نمی شنوند؛ آن ها هم همچون چهارپایانند، بلكه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه گونه امكانات هدایت، باز هم گمراهند). (9)

7. هواپرستی

"آیا دیدی كسی را كه معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر این كه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده ای افكنده است؟ با این حال چه كسی می تواند غیر از خدا او را هدایت كند؟! آیا متذكر نمی شوید؟!" (10) 

پی نوشت ها:

1. طه(20)، آیه.124

2. نساء (4)، آیه .14

3. آقاسیدمحمد حسینی همدانی، انوار درخشان در تفسیر قرآن، پیشین، ج 3، ص .366

4. نحل (16)، آیه .116

5. آیات شریفه دیگری به این مانع اشاره دارد از جمله: انعام (6)، آیه 21، یونس (10)، آیه .70

6. شمس (91)، آیه .10

7. انعام (6)، آیه .21

8. آیات دیگری نیز به این مانع اشاره دارد، از جمله: انعام (6)، آیه 135؛ قصص (28)، آیه .37

9. اعراف (7) آیه .179

10. جاثیه (45)، آیه 23




تاریخ: دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

4 صفت نجاتبخش!


برخی صفات کریمه از عبادات مستحبی موثرتر و نجات بخش ترند هرچند این طور به نظر نیاید.

در شرایط گوناگون این چنین است؛ مثلا اگر دست انسان از عبادت ها و ریاضاتِ شرعیِ خاص و نوافل، کوتاه باشد، این صفات و خُلقیات در ترقی معنوی انسان و سعادت دنیا و آخرت او تاثیری بیش از تصور رایج ما دارد. 


اغلب مردم کسی را که کمتر صحبت می کند و یا کمتر می خندد و سرش در گریبان خود است و... و مثلا دائما روزه است و عبادات فردی اش و احوال فردی خودش را مهم تر می داند، متدین تر و او را به نجات نزدیک تر می دانند. در حالی که انبیاء عمده وقتشان را در اجتماع و سر و کله زدن با مردم؛ آن هم بیشتر "مردم هدایت نشده" می گذراندند و "سخن گفتن" را از "سکوت" لازم تر و ارجح می دانستند و اساسا انبیاء عظام از جانب خدای متعال، مکلّف به "سخن گفتن" و ارتباط و تعامل بودند، نه سکوت و انزوا! اما بشر همیشه احساس کرده دوری از جامعه به دینداری نزدیک تر است شاید زمانی هم این طور بوده اما با ظهور دین کامل؛ اسلام ناب؛ دینی که زندگی اجتماعی در آن بسیار مهم است و تعامل صحیح و سازنده با مردم اهمیت فراوان دارد، جامعه گریزی فقط یک انحراف است و یک فرار.

در این نوشته به یک روایت برای نجات و سلامت بیشتر در تعامل با جامعه تقدیم می کنیم:

این فرمایش نورانی امام زین العابدین؛ علی بن الحسین علیه السلام است:

 أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض:

[1] وِقاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس،

[2] وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ،

[3] وَ الاْسْتحْیاء مِنْ كُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ،

[4] وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ. بحارالانوارمجلسی ج 66ص 385

 هركس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و خداوند را در حالی که از او راضی و خشنود است ملاقات خواهد کرد:

1.  تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.

در فرهنگ اسلامی ایرانی این معنا جا افتاده است که هر چه کنی به خود کنی؛ گر همه نیک و بد کنی، یا تو نیکی کن و در دجله انداز؛ که ایزد در بیابانت دهد باز. این به معنای نیکی کردن به دیگران، بی چشم داشت از آنان است، چرا که بازگشت این نیکی و احسان در نهایت به خود فرد است.

احسان کردن بی چشم داشت، از صفات و اسمای الهی است و شخص با این رفتار خویش مظهریت ربوبیت خداوندی را به نمایش می گذارد

 

در آموزه های قرآنی، نگاهی برتر به این رفتار ارزشی شده و از فرازی برتر، احسان به دیگران همان احسان به خود دانسته شده است.

پیرامون این قسمت از روایت می توان گفت که شخصیت کامل و تمام انسان، زمانی تحقق می یابد که شخص، انسانی خدایی شده و مظهریت ربوبیت یابد. احسان کردن بی چشم داشت، از صفات و اسمای الهی است و شخص با این رفتار خویش مظهریت ربوبیت خداوندی را به نمایش می گذارد.

گاه شخص احسان می کند و هر چند که چشم داشتی از دیگری که به وی احسان کرده ندارد، ولی در اندیشه بازگشت این احسان به شکلی دیگری می باشد این همان چیزی است که خداوند در آیه 40 نمل به شکل سپاس از دیگری همان سپاس از خود. یا 7 اسراء با جمله ان أحسنتم أحسنتم لانفسکم؛ احسان به دیگری همان احسان به خود می باشد تبیین نموده است.

2.  راستگویى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.

راستگویی از اعمال نیكوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاك انسان ایجاب می كند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یكسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یكی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری كند.

رهایی در راستگویی است. این جمله را همه آدم‌هایی که با دیگران مراوده می‌کنند قبول دارند. کسی که راستگوست دوست‌داشتنی هم هست و همه می‌دانند چگونه با او رفتار کنند. حالا اگر این راستگویی را زیر یک سقف ببریم، شیرین‌تر هم می‌شود. وقتی زن و شوهری با هم یک‌دل و یک‌زبان می‌شوند، زندگی آن‌قدر دوست‌داشتنی می‌شود که در سایه‌ی امن آن می‌شود با خیال راحت گذران عمر کرد.

 

راستگویان را چگونه بشناسیم؟

اگر بخواهیم خود را بیازماییم و بدانیم که راستگو هستیم و بر منش و روش راستگویان هستیم یا راستگویی را در دیگران بجوییم، می‌توانیم از نشانه‌هایی که قرآن بیان داشته بهره ببریم.

این نشانه‌ها به ما کمک می‌کند تا راستگویان راستین را از دروغگویان شناسایی کنیم و در دام حیله‌های آنها نیفتیم.

نخستین نشانه‌ی راستگویی تطابق قول و عمل شخص است. اگر گفتار شخص با رفتار وی مطابقت نداشت، وی را باید از دروغگویان یا دست کم کسانی دانست که راستگو نیستند.

اصولاً  کسانی که اهل راستگویی هستند برای مردم دل می‌سوزانند و برای رهایی مردم تلاش می‌کنند و آنان را از اسارت و بندگی و بردگی رهایی می‌بخشند. از این‌روست که اهل انفاق هستند و می‌کوشند تا با کمک‌های مالی خویش دیگران را از بند بردگی برهانند. بنابراین اگر موردی دیده شد که شخص می‌کوشد تا مردم را برده و بنده‌ی خود کند، در حقیقت او فریبکار است؛ از این رو راستگویان اهل انفاق و کمک به دیگران و انسان‌های نوعدوستی هستند که دستگیر هر در راه مانده‌ای هستند و در فکر کمک به حاجتمندان، فقیران، یتیمان و ناتوانان هستند و به آخرت ایمان داشته و نماز را به پا می‌دارند و زکات مال خویش را می‌پردازند و اهل وفای به عهد هستند. (سوره‌ی بقره)‌

صداقت

صداقت معجزه می کند

فردی چهار گناه بزرگ را خیلی دوست می‌داشت. گویا به آن عادت کرده بود. روزی توفیق شرفیابی به محضر حبیب و بهترین مخلوق خدا، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) را پیدا نمود. در محضر نورانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشست. بعد از مدتی که به صورت نورانی او نگاه کرد و به صحبت‌های ایشان گوش داد، به شدت تحت تأثیر نورانیت و معنویت حضرت قرار گرفت. به همین علت رو به حضرت کرد و عرض نمود:

«اى رسول خدا! چهار گناه را خیلی دوست دارم: ارتباط جنسی نامشروع، شرابخوارى، دزدى و دروغ. اما هر کدام را که بفرمایید به خاطر شما ترک مى‌کنم».

حضرت فرمود: «دروغ را رها کن». مرد رفت و تصمیم به رابطه نامشروع گرفت؛ اما با خود گفت: اگر پیامبر از من بپرسد [که زنا کرده‌اى یا نه؟] اگر انکار کنم، قولى را که به ایشان داده‌ام شکسته‌ام و اگر هم اقرار کنم، حد مى‌خورم». تصمیم گرفت دزدى کند، بعد تصمیم گرفت شراب بخورد؛ اما هر بار همین فکر را با خود کرد. لذا نزد رسول خدا برگشت و عرض کرد: «شما راه را بکلى بر من بستید؛ من همه این کارها را رها کردم».[ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 257]

3. رعایت حیا نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.

حیا یكی از مهم‌ترین صفات نفسانی است كه تأثیر فراوانی بر حوزه‌های مختلف زندگی اخلاقی ما دارد. نقش بارز این تأثیر، بازدارندگی است.

«حیا» در لغت به مفهوم شرمساری و خجالت است كه در مقابل آن «وقاحت» و بی‌شرمی قرار دارد. (ابن منظور: لسان العرب، ج 8، ص 51؛ مفردات الفاظ القرآن، ص 270، و ابن اثیر: نهایه، ج 1، ص 391)

حیا در اصطلاح عبارت است از: محصور كردن و انفعال نفس از ارتكاب محرّمات شرعیه و قبائح عقلیه وعرفیه، به جهت این‌كه نكوهش نشود.

حیا چیزی است که عموم انسان‌ها متصف به آن هستند زیرا اگر حیا در وجود کسی نباشد هیچ وقت بدی را بدی و فحشا را  فحشا نمی داند  چنانکه در حدیث نبوی وارد است که آن حضرت (صلی الله و علیه وآله) فرموده اند: (اذا فاتک الحیا فافعل ما شئت) هر گاه حیا در وجودت نبود هر کاری می خواهی بکن. چرا که در نبود حیا انسان نمی تواند خوب وبد را تشخیص بدهد.

اصولاً کسانی که اهل راستگویی هستند برای مردم دل می‌سوزانند و برای رهایی مردم تلاش می‌کنند و آنان را از اسارت و بندگی و بردگی رهایی می‌بخشند

4.  خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.

از مهم ترین شرایط زن و شوهر در زندگی، خوش اخلاقی و رعایت اخلاق حسنه نسبت به یکدیگر است. خوش اخلاقی در همه جا و از همه کس پسندیده است، ولی از زن و شوهر، در محیط خانه پسندیده تر است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

احسن خلقک مع اهلک و جیرانک و من تعاشر و تصاحب من الناس.

اخلاقت را با اهل و عیال و همسایگان و دوستان و همنشینان نیکو گردان.

از سوی دیگر، زن و شوهر موظفند در برابر بد خلقی دیگری، خویشتن دار باشند. صبر پیشه کنند و پاسخ بدخلقی همسر را با بدخلقی ندهند. چنین واکنشی سبب فروکش کردن خشم طرف مقابل و تنبه و سازندگی او می گردد و پاداش معنوی را نیز در پی دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در این باره می فرماید:

من صبر علی خلق امراة سیئه الخلق و احتسب فی ذلک الاجر اعطاه الله  ثواب الشاکرین.

کسی که بر رفتار زن بداخلاق خود صبر کند و در این کار امید پاداش داشته باشد، خداوند ثواب شاکران را به او عطا می فرماید. 

امام علی علیه السلام فرمود: «همواره با زنان مدارا کنید و با آنان به نیکی سخن گویید تا آنان نیز سخن نیکو بگویند.»

 




تاریخ: دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 83
بازدید دیروز : 133
بازدید هفته : 523
بازدید ماه : 2365
بازدید کل : 1844641
تعداد مطالب : 1055
تعداد نظرات : 313
تعداد آنلاین : 1

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ گالری تصاویر سوسا وب تولز





در اين وبلاگ
در كل اينترنت


تعبیر خواب آنلاین


استخاره آنلاین با قرآن کریم


بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: ابزار وب ارایه دهنده انواع ابزار وبمستر و...