موعظه moeze
مرجع سخنرانی ها و آثاراستاد علی اکبر داراب کلائی
 
فهرست سوالات روز خواستگاري
برای اینکه ازدواج موفقی داشته باشید لازم است که قبل از هر اقدامی شریک زندگی آینده‌تان را خوب بشناسید و با خلق و خو، نظرات و سبک زندگی او آشنا باشید...

در اين مقاله عناويني از مهم ترين سوالات خواستگاري را برايتان بيان مي کنيم که بخشي از آن گفته ي خودتان است . البته نوشتن ليستي که شامل تمام سوالات لازم براي شناسايي شريک آينده تان باشد غير ممکن است زيرا تفاوت هاي فردي ،شغلي،فرهنگي،اعتقادي و غيره در انسان ها باعث مي شود يک نسخه ي واحد کارساز نباشد .
مي توان اصولي را بيان کرد که در فرهنگ ما براي داشتن زندگي موفق زناشويي لازم است اما شايد کافي نباشد. به همين دليل بعد از خواندن سوالات پيشنهادي تبيان ، خود شما نيز بايد تغييراتي در آن ايجاد کنيد. ابتدا زماني که تصميم مي گيريد که خواستگاري را به خانه بپذيريد يا همراه خانواده به خواستگاري برويد ، بهتر است کمي با خود خلوت کنيد . واقع بينانه به خود و شرايط موجودتان نگاه کنيد. خود را از نظر زيبايي،تحصيلات،شرايط مالي ، فرهنگ خانواده بسنجيد. اين کار براي سنجيدن توقعات خوداز زندگي و همسر آينده ،کمک خواهد بود. بهتر است علاوه بر شناخت بيشتر از شرايط فعلي تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگي زناشويي را مشخص کنيد. در خلوت خود شعار ندهيد. اينکه معيار هاي صحيح چيست با اين که معيار هاي شما چيست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معيار هايي صحيح انتخاب کنيد اما در زندگي آينده چون اين معيار ها برايتان دروني نشده و فقط جنبه ي شعار داشته ، دچار مشکل شويد. پس نگاهي واقع بينانه به شرايط موجود و خواسته هاي آينده بسيار مهم است .
وقتي به يک ارزيابي صحيح رسيديد ،دست به کار شويد. ليستي براي خود تعيين کنيد و البته بايد ياد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب هاي مشخص وجود ندارد و جوابي متفاوت از آنچه شما فکر مي کرديد به يک سوال نبايد باعث شود نظر شما منفي گردد.خيلي از پاسخ ها خود باعث سوال ديگري مي شوند و مهم اين است که شما در آن زمان بتوانيد به خوبي و البته صادقانه گفتگو کنيد.
سوالات کلي براي شروع خوب است اما خيلي تعيين کننده نيست زيرا سوال کلي جواب کلي هم دارد و به شناخت بيشتر کمک نمي کند. بعضي از سوالاتي که در زير آمده در صورت آشنايي قبلي با فرد براي مثال فاميل بودن نيازي به پرسيده شدن ندارد و برخي براي شما حائز اهميت نيست .
پس سوالات زير را به عنوان چند پيشنهاد مطالعه بفرمائيد.
- بيوگرافي خوتان را بگوئيد: (سن ، تحصيلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعيت پدر و مادر، خواهر و برادر ها، اين که چندمين فرزند خانواده است )
- علت اينکه تصميم به ازدواج گرفتيد چيست؟ (خواست خانواده ، فشار فرهنگي يا نياز شخصي)
- در زندگي چه هدفي را دنبال مي کنيد؟ چند تا از سر فصل هاي مهم در آينده تان چيست؟(براي مثال گرفتن بورسيه،موفقيت در زمينه ي ورزش و..)
- چه ملاک هايي براي خوشبختي داريد؟
- مسائل اقتصادي همسر و خانواده ي او چقدر برايتان مهم است؟
- بعد از ازدواج چقدر مايل به ارتباط با خانواده ي همسرتان هستيد؟
-دوست داريد همسرتان با خانواده ي شما تا چه حد صميمي باشد؟
- در تصميم گيري ها اهل مشورت هستيد؟
-آيا خانواده و دوستانتان در تصميماتتان دخيل هستد؟ در آينده همسرتان چطور؟
-اگر اختلاف نظري بين همسر و خانواده تان ايجاد شد ، چگونه آنرا رفع مي کنيد؟
-خانواده ي خود را سنتي مي دانيد يا مدرن؟ مي خواهيد چطور خانواده اي تشکيل دهيد؟
- نظرتان راجع به مرد سالاري و زن سالاري چيست؟
- تکليف مديريت خانه چه مي شود؟
- درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتيجه نرسيديم ، چه کسي نظر آخر را بدهد؟
- چه عقيده اي در باره ي مديريت اقتصادي خانه داريد؟
-تعريف تان از صرفه جويي چيست؟
 -چقدر اهل پس انداز هستيد؟
- چقدر دوست داريد صاحب فرزند شويد؟
- در تربيت فرزندان ، چقدر اختيارات را به همسرتان واگذار مي کنيد؟
همسر
- تا چه حد به اعتقادات مذهبي پايبند هستيد؟
- از نظر ديگران فرد مذهبي هستيد؟
- تعريفتان از حجاب چيست؟ ( چادر ، مانتوي پوشيده ،چادر ملي ،بلوز و شلوار و روسري و ..)
 -در رفتار با نامحرم چه روشي داريد؟
- خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار مي کنيد؟
- از همسرتان تو قع داريد چگونه رفتار کند؟
- با کار کردن خانم ها موافقيد؟ چه نوع کاري؟ (مخصوص خانم ها)
- دوست داريد در آينده شاغل باشيد؟ (مخصوص آقايان)
-آيا همسرتان بايد براي هر کاري از شما اجازه بگيرد؟
-اهل مطالعه هستيد يا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتي؟
-آيا فيلم ديدن را دوست داريد؟ زيباترين فيلم هايي که تا کنون ديده ايد ،کدامند؟
-رابطه تان با دنياي مجازي و اينترنت چگونه است؟
- اگر اهل استفاده از اينترنت هستيد، بيشتر به سراغ چه موضوعات و سايت هايي مي رويد؟
-با چت کردن چه ميانه اي داريد؟
- تا به حال به چه کارهايي اشتغال داشتيد؟
- از کاري که مي کنيد ،راضي هستيد؟
- رابطه تان با همکارانتان چطور است؟
حتما راجع به خط مشي سياسي و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنيد و از او سوالات کاملي بپرسيد چون ممکن است در آينده به مناسبت هاي مختلف ، اختلاف عقيده ي سياسي ديگر شرايط زندگي تان را تحت تاثير قرار دهد.
-با جشن عروسي موافقيد؟
تا چه حد موافق خرج کردن براي مراسم هستيد؟
-آيا در باره ي مهريه نظر خاصي داريد؟
-رسم و رسوم خاصي هست که خانواده تان برايشان خيلي مهم باشد؟
-چه نوع تفريحاتي را دوست داريد؟
- بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد مي کنيد؟
- دوست داريد همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد يا نه ؟
اين ها بخشي از اطلاعاتي است که ما از همسر آينده مان نياز داريم اما همه ي آن نيست. تحقيق ،مشاوره مي تواند بسيار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعي کنيد بهترين انتخاب را داشته باشيد زيرا هرچند دين ما در صورت اختلاف امکان جدايي را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدري زياد است که بهرين راه پيشگيري از طلاق با انتخاب صحيح است.

 

سین جیم‌های روز خواستگاری
خجالت و رودربایستی را کنار بگذارید و رک و مستقیم سوالاتی را که به ذهنتان می‌رسد بپرسید. هیچ پرسشی را بی‌پاسخ رها نکنید و در مورد تمام جزئیات زندگی مشترک با همسر آینده‌تان حرف بزنید….
برای اینکه ازدواج موفقی داشته باشید لازم است که قبل از هر اقدامی شریک زندگی آینده‌تان را خوب بشناسید و با خلق و خو، نظرات و سبک زندگی او آشنا باشید. اگر در مراحل اولیه آشنایی هستید فرصت مناسبی برای این کار است تا بعد‌ها از ازدواج پشیمان نشوید. شاید هر کدام از ما درباره راز موفقیت زوج‌های موفق دنیا چیزهایی شنیده باشیم و این سوال به ذهنمان برسد: «برای اینکه ارتباط ما در مراحل اولیه به یک زندگی زناشویی موفق و پایدار منجر شود چه کار‌هایی را باید انجام دهیم؟» تحقیقات مختلف نشان می‌دهد که قبل از ازدواج باید در یک مکالمه صادقانه این سوالات را از همسر آینده‌تان بپرسید و خودتان هم برای هرکدام پاسخی داشته باشید تا اگر او هم از شما همین سوالات را پرسید آمادگی جواب دادن را داشته باشید. بنابراین خجالت و رودربایستی را کنار بگذارید و رک و مستقیم سوالاتی را که به ذهنتان می‌رسد بپرسید. هیچ پرسشی را بی‌پاسخ رها نکنید و در مورد تمام جزئیات زندگی مشترک با همسر آینده‌تان حرف بزنید.
۴۲ سئوالی را که روز خواستگاری باید از همسر احتمالی آینده خود بپرسید را مطرح کرده که ۲۹ سئوال آن در ادامه می‌آید: عشق کافی نیست اگر همسر آینده‌تان به شما ابراز عشق می‌کند باید از او بپرسید که چرا شما را دوست دارد و به چه دلیل می‌خواهد با شما ازدواج کند. چند پرسش دیگر را هم مطرح کنید:
۱به چه دلیل مرا دوست‌داری وتصمیم گرفتی با من ازدواج کنی؟
۲ آیا در زندگی تو موضوعی وجود دارد که من از آن بی‌خبرم؟
۳ در گذشته شکست عشقی را تجربه کرده‌ای؟
۴ آیا درباره من چیزی وجود دارد که تو را آزار می‌دهد؟ بچه داشتن یا نداشتن مساله این است یکی از موضوعات اساسی که قبل از ازدواج باید درباره آن حتما بحث کنید. ممکن است شما اصلا مایل به بچه‌دار شدن نباشید یا حداقل تا چند سال آینده چنین تصمیمی نداشته باشید. باید این موضوع را مطرح کنید. علاوه بر این سوالاتی از این قبیل به کارتان می‌آید:
۵ آیا می‌خواهی بچه داشته باشیم؟ اگر پاسخ همسر آینده‌تان به این سوال مثبت بود در مرحله بعد از او بپرسید که چند بچه می‌خواهد.
۶ اگر نتوانیم بچه‌دار شویم باز هم بدون بچه به زندگیمان ادامه می‌دهیم؟ در چنین شرایطی آیا مایل هستی که سرپرستی بچه دیگری را بر عهده بگیریم؟
۷ تا به حال تجربه نگهداری از یک بچه را داشته‌ای؟ اگر بچه‌دار شویم حاضری در ساعاتی از روز نگهداری از بچه را بر عهده بگیری؟ اهداف و بلند پروازی‌ها زندگی مشترک شما باید دارای هدف باشد و بدانید در ۵، ۱۰ و ۱۵ سال آینده قرار است به چه آرمان‌هایی دست پیدا کنید و به کجا برسید. پس از شریک آینده زندگیتان بپرسید:
۸ برای زندگی مشترکمان چه اهدافی داری؟
۹ زندگی مشترک ما چه تاثیری در روابط تو با دوستان و خانواده‌ات خواهد داشت؟
۱۰ اگر همه چیز همان‌طوری پیش برود که ما می‌خواهیم، در طی ۲۰ سال آینده فکر می‌کنی به کجا می‌رسیم؟
۱۱ اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تو کدامند؟ تصمیم‌های مهم زندگی صحبت کردن درباره مسائل زندگی هم هنر مهم دیگری است که به زوج‌های جوان توصیه می‌شود قبل از ازدواج درباره آن حرف بزنند. پس برای توافق در این زمینه از همسرتان بپرسید:
۱۲ وقتی بر سر یک موضوع توافق نداشتیم چطور می‌توانیم دوستانه به تفاهم برسیم؟
۱۳ برای اینکه جر و بحث‌های ما آرام و معقولانه حل‌و‌فصل شود چه استراتژی‌ای را در پیش بگیریم؟ مثلا می‌توانید بگویید که من قبل از اینکه عصبانی شوم ده دقیقه سکوت می‌کنم و وقتی آرامش اولیه‌ام را دوباره پیدا کردم به صحبت ادامه می‌دهم. هیچ‌وقت بلند صحبت نمی‌کنم. تو چطور؟
۱۴ در مورد تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی (مانند تغییر شغل، خرید خانه، درخواست وام بانکی و…) تا چه اندازه به نظر من اهمیت می‌دهی؟ از قبل با من مشورت می‌کنی؟ مهم‌ترین علایق زندگی باید ببینید بعدها در زندگی چه چیزهایی برای همسرتان بیشتر از همه مهم هستند. برای همین این سوالات را مطرح کنید:
۱۵ اگر خانه ما آتش گرفت اول از همه چه چیزی را از خانه خارج می‌کنی؟
۱۶ فکر می‌کنی رابطه زناشویی تا چه حد در موفقیت ازدواج مهم است؟
۱۷ سرگرمی‌های مورد علاقه تو کدام هستند؟ پایبندی به مذهب و اخلاقیات بهتر است با فردی ازدواج کنید که از لحاظ پایبندی به اصول اخلاقی و مذهب با شما هم عقیده باشد. شاید این موضوع قبل از ازدواج چندان به چشم نیاید اما بعد از شروع زندگی مشترک و به‌ویژه تولد فرزندان آشکار می‌شود و ممکن است شکافی عمیق را بین خودتان احساس کنید. پس از همسرتان بپرسید:
۱۸ تا چه حد مذهبی هستی؟
۱۹ آیا دوست‌داری در مراسم مذهبی شرکت کنی؟
۲۰ در کار و زندگی شخصی چه مرزی برای رعایت اخلاقیات قائل هستی؟ (می‌توانید برای او مثالی از دروغگویی، خیانت یا کلاهبرداری فردی را به میان بیاورید و بعد بپرسید که آیا این کار را تایید می‌کند و اگر خودش در چنین شرایطی قرار می‌گرفت چه کاری انجام می‌داد.)
۲۱ خط قرمزهای زندگی تو کدامند؟ ارتباط با خانواده‌ها ارتباط با خانواده همسر موضوع دیگری است که خیلی از زن و شوهرها بارها و بارها راجع به آن بحث می‌کنند و حتی ممکن است به خاطر این موضوع باهم جر و بحث کنند یا از هم دلگیر شوند. بنابراین لازم است که شما از قبل درباره این موضوع هم حرف بزنید و سوالاتی بپرسید:
۲۲ چقدر به رفت و آمد با اقوام و خانواده اهمیت می‌دهی؟
۲۳ هفته‌ای چند بار می‌خواهی با خانواده‌ات رفت‌وآمدکنی، در مورد خانواده من چطور؟ دخل و خرج برخی از زوج‌های ناموفق مدام بر سر مسائل مالی باهم مشکل دارند. پس برای اینکه این آفت از زندگی مشترک شما دور بماند قبل از ازدواج دخل و خرجتان را کاملا مشخص کنید و بدانید که قرار است پول‌هایتان را چطور خرج کنید. پس از همسر آینده‌تان در این باره هم نظر‌خواهی کنید:
۲۴ درآمد ماهیانه تو چقدر است؟
۲۵ چطور پول خرج می‌کنی؛ ولخرج هستی یا اقتصادی؟
۲۶ آیا به پس انداز اهمیت می‌دهی یا عقیده‌داری که تقریبا باید تمام درآمدمان را خرج کنیم و خوش بگذرانیم؟
۲۷ آیا مایلی برنامه مشخصی برای دخل و خرجمان داشته باشیم و باقیمانده را در یک حساب مشترک پس انداز کنیم؟
۲۸ آیا من می‌توانم از موجودی تمام حساب‌های تو خبر داشته باشم یا ترجیح می‌دهی میزان دارایی‌ات را به کسی نگویی؟
۲۹ آیا در محاسبه دخل و خرج خانواده روی درآمد من هم حساب می‌کنی یا خودت می‌توانی از پس مخارجمان بر بیایی؟ 
  خوش بخت و موفق باشيد.




تاریخ: سه شنبه 14 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه
 
دلایل منطقی برای اصل ازدواج
 
ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد
 
امروز ازدواج در کشور ما، دچار تغییراتی شده است. هدف ابتدایی از ازدواج، تحت الشعاع اهداف فرعی و حاشیه ای آن قرار گرفته و کم رنگ تر شده است.

ازدواج طبیعت خلقت است
ازدواج از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود. آدم و حوا اگر باهم ازدواج نمی کردند الان انسانی روی زمین وجود نداشت. نه فقط انسان، بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد و انسان هم برای این که به کامیابی حقیقی برسد باید خودر ا با قوانین هستی هماهنگ کند.

ازدواج خوشبختمان می کند!
در یک مطالعه اخیر که در 17 کشور پیشرفته دنیا انجام شد مشخص شد که «افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند». مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا می گوید: «ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.» او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افرد معنا می دهد و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند. طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، دو عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسان های کره زمین ایفا می کنند عبارتند از:
1 – ایمان به خدا و 2 – ازدواج.

ازدواج به ما آرامش می دهد

وقتی ازدواج می کنیم رابطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دایمی و همیشگی می کنیم و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد.
با ازدواج رابطه ما از آن چه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم. یک علت این آرامش عشق است. نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم.
این نکته را خداوند هم در قرآن مجید نقل به مضمون فرموده است: «برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریدیم تا به واسطه آنها به آرامش برسید و بین شما محبت و دوستی برقرار کردیم.»

ازدواج کنید تا سالم بمانید
همچنین یک بررسی دیگر نشان داد رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند و این که حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود!
نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است. نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود: افراد متاهل کمتری درصد افراد بستری شده در بیمارستان های روانی را تشکیل می دهند (بیشترین تعداد،migna.irمربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند). ازدواج سالم می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی ازجمله افسردگی نجات دهد.

ازدواج وضعمان را خوب می کند!
متوسط درآمد سالانه متاهل ها بیشتر از مجردهاست. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند. یکی از مطالعات جالب توجه که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید حاکی از این بود که احتمال صاحب خانه بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند.
ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگیمان را با کسی شریک می شویم یعنی هزینه هایمان، تلاش هایمان و سرمایه هایمان را هم با اهم شریک می شویم.
عشق واقعی را در ازدوج تجربه می کنیم
در یک مطالعه که در سال 2000 توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد بیان شد که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. در مطالعه ای دیگر وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند «عشق و دوستی». زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد. ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دو برابر می کند.

ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد
مارک تواین می گوید: «ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دوبرابر می کند. به دو سرشت جست و جوگر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند.» ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم. اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بابا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم.
بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگیمان باشیم. مسوولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند و آینده نگری بیشتری داشته باشد.

ازدواج برایمان اعتبار می آفریند
 قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیریند و در میان دوستان و آشنایان نیز افراد متاهل بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند. علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.

با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت
شاید این حرف که خانواده رکن اصلی جامعه است، برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد. ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئن برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید.
آدام اسمیت می گوید: «نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است.» در جوامع غربی هم بعد از این که همه آزادی ها و... را تجربه کردند باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد.

این نتیجه گیری از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن، نه آموزش و پرورش، نه دانشگاه و ... هیچ کدام نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزش ها و ارائه آموزش ها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد.

ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم
شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ این را درمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر، آینه همسر است. افراد متاهل در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسوولیت های تازه می توانند خودشان رابهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند. البته فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود بلکه بسیار از توانمندی های و قدرت هایی که در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود.

شاید تا پیش از ازدواج با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها برمی آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج وقتی در موقعیتش قرار گرفتید پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید از پس بسیاری از کارهایی بربیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام قرار داد.

ازدواج باعث رشد ما می شود
 بعد از ازدواج مسوولیت های ما بیشتر می شود، انتظارات خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم. همین باعث می شود رشد کنیم و استعدادهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.
با ازدواج از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدرشدن یا مادرشدن و... باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم.
نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد. تجربه پدر یا مادرشدن یکی از تجربه های عمیق زندگی است که ازدواج آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم. به این صورت به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.



تاریخ: سه شنبه 14 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه
 
25 توصیه برای جلسه خواستگاری
 
خواستگاری رفتن مهم ترین قرار زندگی شماست که احتمالا تجربه زیادی درباره آن ندارید. بنابراین با خواندن این توصیه ها می توانید بهتر برای این شب مهم آماده شوید.
 

1.گفت و گو پس از انجام خواستگارى رسمى از طرف خانوادها و تحقیق و آگاهى از بعضى شرایط كه در مرحله تفحص به دست مى آید، انجام گیرد نه در ابتداى آشنایى. به عبارت دیگر، در واپسین مراحل تحقیق و قبل از مراسم عقد باید گفت و گو تحقق یابد.

2.گفت و گو باید خونسردانه و با آمادگى قبلى و در فضایى آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران صورت گیرد.

3.شیك، تمیز و معطر باشید. زمانی كه به خواستگاری می روید، زیباترین لباسهایتان را به تن كنید و پوششی شیك و مناسب داشته باشید. اولین دیدارها همیشه در اذهان باقی می مانند. عده ای با لباس های نامناسب و نه چندان تمیز به خواستگاری می روند و تصورشان این است كه این شخص باید وضعیت زندگی مرا بداند در صورتی كه این وضعیت خاطره خوشی به جا نمی گذارد.

4.اگر در تحقیقات خود قبل از مراسم خواستگاری به علایق دخترخانم در مورد رنگ، عطر یا گل پی برده اید، او را با آنها مجذوب كنید. البته افراط نكنید تا شخصیتی وابسته از خود نشان ندهید.

5.خودتان باشید. در هنگام صحبت كردن با فرد مورد نظر در اولین جلسه بنا را بر صداقت و یكرنگی بگذارید و متعهد شوید كه آنچه می گوئید كاملاً از سر صدق و صفا باشد و به این تعهد خود نیز پای بند شوید. سعی كنید مجسمه نباشید و تا حدی راحت بنشینید. صداقت در رفتار و گفتار، اضطراب شما را به شدت كاهش خواهد داد.

6.متین باشید. در تمام طول مراسم خواستگاری متانت و وقار باید از ناحیه هر دو خانواده مراعات شود و رفتارهای نامناسب و جلف، ذهنیت های بدی را رقم می زنند. جلف بازی، شما را بانشاط، سرزنده و اجتماعی نشان نمی دهد!

7.چشم چرانی ممنوع. اجازه ندهید احساس كند چشمانتان مانند یك شكارچی، او را خیره وار وارسی می كند. گاهی (فقط گاهی) كه احساس می كنید به شما نگاه می كند به او نگاه كنید تا احساس كند برای زیبائی او ارزش قائلید.

8.حد و مرز خود را حفظ كنید. چه از لحاظ شرعی و چه از لـحاظ اجـتـماعی نباید تا زمانی كه با همسر آینده خود محرم نشده اید او را لمس نمایید. سعی نكنید دست او را بگیرید و یا چسبیده به او بنشینید.

9.فاصله مجاز را رعایت كنید. نه آنقدر از یكدیگر دور بنشینید كه مجبور باشید بلند صحبت كنید و نه آنقدر نزدیك كه جسور به نظر برسید. فاصله مناسب، ارتباط عاطفی را قوی تر خواهد نمود.

10.جهت نشستن مهم است. كاملا روبروی هم نباشید. كمی متمایل باشید طوری كه وقتی خواستید یكدیگر را ببینید مجبور باشید كمی سرتان را برگردانید. البته نه آنقدر كه از دایره دید بیرون باشید و چهره یكدیگر را كامل نبینید. خوب است اگر صندلی ها فاصله یا جهت مناسبی ندارد، آنها را تنظیم كنید.

ساده آغاز كنید. بهتر است به عنوان اولین سۆال از فرد مقابل بخواهید خودش را كامل معرفی كند. به عبارت دیگر از او بخواهید خلاصه ای از گذشته زندگیش برای شما بگوید. خوب است بدانید او بر نكاتی تكیه خواهد كرد كه برایش مهم است .

11.خوب بشنوید و زیبا بگویید. هنگام صحبت كردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و گاهی با بیان عباراتی چون «بله»، «عجب»، «چه جالب» و ... متناسب با صحبت های او، نشان دهید كه به حرف هایش دقت دارید. هنگامی كه خودتان صحبت می كنید نیز سعی كنید سنجیده حرف بزنید. از این شاخه به آن شاخه نپرید و روده درازی را كنار بگذارید.

12.ساده آغاز كنید. بهتر است به عنوان اولین سۆال از فرد مقابل بخواهید خودش را كامل معرفی كند. به عبارت دیگر از او بخواهید خلاصه ای از گذشته زندگیش برای شما بگوید. خوب است بدانید او بر نكاتی تكیه خواهد كرد كه برایش مهم است. خودتان نیز متقابلاً خلاصه ای از سرگذشت خود را مطرح نمایید.

سرگذشت و بیوگرافی شامل این موارد می شود:
معرفی كامل نام و نام خانوادگی، شغل، سن، شغل پدر و مادر، میزان تحصیلات هر یك از آنها، وضعیت شغلی و تحصیلی و سنی دیگر افراد خانواده، و این كه شما در چه خانواده ای و با چه شرایطی بزرگ شدید و مسائل خاص زندگی شما در گذشته چگونه بوده است. دروغ نگویید اما لازم نیست هرچیزی را هم بگویید.

13.فقط روی مفاهیم كلی بحث نشود و به نمودها، مصادیق و مثال های عینی آن توجه شود. سعی كنید با مثال هایی، طرف مقابل را در موقعیت های عینی و واقعی قرار دهید.

14.از آنجا كه هر كس مطابق با ذهنیت و تصورات به سۆالات جواب می دهد و چه بسا ممكن است برداشت دیگران از یك مفهوم، با برداشت شما مغایرت داشته باشد و عدم توجه به این نكته، در آینده مشكلاتی را برای شما ایجاد نماید و حمل بر نداشتن صداقت شود لذا بهتر است در چنین مواردی قبل از طرح سوال مورد نظر، ابتدا از طرف مقابلتان، در مورد این گونه مفاهیم توضیح خواسته و سپس سۆال اصلی را مطرح كنید.

15.دقت داشته باشید كه اصل جواب ها و كیفیت آنها، نشان دهنده نوع شخصیت و دیدگاه های طرف مقابل شما و نیز نشان دهنده میزان رشد فكری و عقلی اوست. لذا جواب ها را كنار یكدیگر قرار دهید تا به یك جمع بندی مناسبی برسید.

16.اگر در موردی شك دارید كه طرف مقابل صداقت داشته است یا خیر، موضوع را در قالب دیگری بپرسید و جواب ها را كنار یكدیگر قرار دهید.

17.جوگیر نشوید. وعده ها و قول هایی كه با امكانات شما نمی خواند و امكان برآورده شدنش نیست ندهید. بگویید همیشه برای بهتر شدن زندگی مادی و معنویتان، تلاش خواهید كرد ولی قول های نابه جا ندهید.

18.درباره زنان دیگر صحبت نكنید: چه لزومی دارد دائم از خواهر، مادر یا زن دیگری نقل قول كنید؟!

19.از آسمان نیفتاده اید، پس فخر فروشی نكنید. چه به آنچه دارید و چه به آنچه لاف آن را می زنید. حواستان باشد كه خواستگاری در درجه اول، احترام و اكرام به جنس مۆنث است.

20.گفتگو را ملایم و مثبت نگاهدارید. برخی اوقات مردان بدون فكر كردن و حتی بدون اینكه بدانند چه كار می كنند، صحـبت را به موضوعاتی سـنگین و منفی می كشانند. هیچ دلیل مفید و سازنده ای بـرای اینـكار وجود نداشته و تنها باعث از بین بردن لطف گفتگو و كاهش اشتیاق طرف مقابل خواهد شد. باور كنید این كاری رومانتیك نیست! صحبت از تحقیقات ناسا و حوادث پس از انتخابات، شما را فردی آگاه و روشنفكر نشان نمی دهد.

21.در مورد مسائل جنسی صحبت نكنید. زنان از شنیدن صـحبـت های جنسی متنفرند. برخی از مردان این كار را انجام می دهند ولی شما قرار نـیـست بـه ایـن عـمـل مـبـادرت ورزیـد. چون می خواهید متفاوت باشید. زن ها به دنبال قهرمان جنسی نیستند. اگر در ملاقات آغازین با شریك آینده زندگی خود مسائل جنسی را پیش بكشید در حقیقت به احساس راحتی و آرامش او حمله خواهید كرد.

22.هر حرفی را نزنید. هرچند دروغ گفتن جایز نیست اما هر راستی را نیز لازم نیست بگویید. اشتباهی كه بعضی از دختران و پسران در جلسه خواستگاری مرتكب می شوند این است كه همه گذشته خود را (كه بعضا همراه با رفتارها، صفات یا ارتباطات غلطی بوده است كه اكنون از آنها پشیمانند) به بهانه صداقت یا جلب اعتماد طرف مقابل، مطرح می كنند حال آنكه این عمل در بسیاری موارد اثر عكس دارد كه نتیجه منفی آن در همان زمان (با از بین بردن تمایل فرد به این ازدواج) یا در زندگی مشترك (به شكل سوءظن، مشاجره های فراوان و طلاق)، دامنگیر طرفین خواهد شد.

23.صبور باشید. از او نخواهید همانجا به شما پاسخ گوید یا اصرار نكنید در همان جلسه تاریخ عقد و عروسی مشخص شود. او این گونه احساس خواهد كرد به نظر او اهمیت نمی دهید.

24.به زمان جلسه دقت كنید. اجازه ندهید آنقدر طولانی و خسته كننده باشد كه تاثیرش را از دست بدهید یا ملا ل آور گردد. 25.شاید همه آنچه باید، در یك جلسه خواستگاری نتوان مطرح كرد، هیچ اشكالی ندارد تعداد جلسات خواستگاری را اضافه نمایید، مشروط به این كه حسن نیت داشته باشید. این مطلب را با او درمیان بگذارید و تصمیم را به عهده بزرگترها بگذارید.

مسلماً در جلسه اول خواستگارى، چشم‌هاى خواستگار جستجوگر است و خوش لباسى بدون جوگیر شدن معقول ترین حالت است. اما اگر دخترى متوجه شایستگى هاى خواستگار شد، بهتراست در جلسات بعدى تدبیر به خرج دهد و علاوه بر خوش لباسى و متانت، رفتارهاى نرم‌ترى از خود نشان دهد

یک توصیه زنانه
خیلی از مواردی که در بالا ذکر شد هم به کار دخترها می آید و هم به کار پسرها. اما در این مورد، می خواهیم یک موضوع درگوشی را با دختر خانم ها در میان بگذارید. یک عبارت ساده اما بسیار مهم که باید در جلسات خواستگاری رعایت کنید این است که سعی کنید دلنشین باشید.
مسلماً در جلسه اول خواستگارى، چشم‌هاى خواستگار جستجوگر است و خوش لباسى بدون جوگیر شدن معقول ترین حالت است. اما اگر دخترى متوجه شایستگى هاى خواستگار شد، بهتراست در جلسات بعدى تدبیر به خرج دهد و علاوه بر خوش لباسى و متانت، رفتارهاى نرم‌ترى از خود نشان دهد. مسلماً در تیپ شخصیتى شما، او نباید به این نتیجه برسد که شما هیچ بلد نیستید و جذاب بودن را نمى فهمید.
خوش سخن گفتن، عاقل بودن، لبخند به موقع داشتن، تیپ مناسب داشتن، گهگاهى تأیید کردن مرد و.... خداوند ظرفیت دلبرى حلال را در وجود شما گذاشته و باید در وقت خودش از آن بهره ببرید. اما مراقب باشید تا وقتى خواستگار جدى نیست و تا وقتى به دل شما و خانواده شما ننشسته است گوهر طنازى و دلبرى خود را در معرض حراج قرار ندهید. ممکن است طرف سوء تفاهم کند و اشتباه برداشت نماید و یا برعکس، سوء استفاده نموده و ضربه بزند.




تاریخ: سه شنبه 14 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه
7 ترفند برای 1 ازدواج موفق
 
اگر تازه عروسید یا اینکه حتی جزو آن گروهی هستید که سالهاست این مسیر را پیموده‌اند، آیا می‌دانید چطور می‌توانید ازدواج موفقی داشته باشید یا زندگیتان را در مسیر ازدواجهای موفق بیاندازید؟
 
برای پاسخ به این سوال در یک کلام می‌توان گفت به کارهایی که زوجهای موفق انجام می‌دهند و به رازهایی که انها در روابطشان اعمال می‌کنند توجه کنید. این رازها را در ادامه بخوانید.
-
-
-
=

1- زوج های موفق انتظاراتشان را از یکدیگر صریحا بیان میکنند.

ازدواج با دوران نامزدی متفاوت است.پس از ازدواج شما انتظاراتی از همسر خود دارید که با انتظارات دوران نامزدی تفاوت دارد.به عنوان مثال درطول دوران نامزدی شما از زندگی دانشجویی ودرامد اندک رضایت دارید اما بعد از ان یعنی بعد از ازدواج شما توقع دارید تا همسرتان حقوق ثابتی را دریافت نماید.زوجهای موفق قبل از ازدواجشان صریحا در مورد انتظاراتشان از یکدیگر گفتگو میکنند واگر یک اختلاف جدی میان انها وجود داشته باشد به عنوان مثال- مرد فرزند بخواهد ولی زن مخالفت کند-در این زمان انها درباره این مسئله که ایا با یکدیگرازدواج کنند یا نه به طور جدی فکر میکنند.بعد از ازدواج نیز زوجهای موفق مداوم با یکدیگر گفتگو میکنند تا انتظاراتشان را از زندگی زناشویی مرورکنند.اگر این انتظارات با یکدیگر در تضاد بود زوجین ارتباطشان را با یکدیگر حفظ میکنند تا به یک توافق ودرک متقابل برسند.

2- زوج های موفق هوییتشان را حفظ میکنند.

اگر چه شما قبل از ازدواج مستقل بوده اید اما بعد از ان شما درگیر شخص دیگری میشوید که زوج شما خواهد بود مخصوصا اگر ازدواج فرزندانی در پی داشته باشد، روز به روز زندگیتان به طور چشمگیری به یکدیگر نزدیک تر خواهد شد ونتیجه این است که اغلب هردوی شما به یکدیگر وابسته میشوید،به گونه ای که احساس میکنید شخصی دائما به شما چسبیده است. - زوجهای موفق به خوبی به این مطلب اگاهند که ازدواج میتواند احساس در مخمصه افتادن را به انها القا کند ،حتی اگر عشق زیادی بین انها وجود داشته باشد.پس انها همدیگر را دائما به با هم بودن تشویق نمیکنند،بلکه همدیگر را ترغیب میکنند تا زمانی را به خود اختصاص دهند،یعنی به تنهایی لحظاتی را با سرگرمی ها ودوستانشان سپری کنند.با این روش هرکدام از زوجین با هوییتشان وارد ازدواج میشوند وان را حفظ میکنند وهمیشه هوییت خود را زنده نگه میدارند.

3- زوج های موفق یکدیگر را در راس امور قرار میدهند.

به محض این که ازدواج میکنید این امکان وجود دارد که ادب و احترام در بین شما کمرنگ شود.در دوران نامزدی ویا اوایل ازدواج چیزهای کوچکی از قبیل کمک کرد ن به یکدیگر را به یاد داشتید ومسائل بزرگتری همچون محترمانه به حرف هم گوش کردن را فراموش نمیکردید،اما ازدواج میتواند باعث دنیایی از تغییرات شود.اغلب بعد از ازدواج احترام گذاشتن به یکدیگر را فراموش میکنید واین امکان وجود دارد که اهمیت دادن به زوجتان کمتر شود وتوجه شما بیشتر به مسائل دیگری همچون کار،سرگرمی ها ،ویا بچه ها معطوف شود وبه جای همسرتان انها را در اولویت قرار دهید.

زوجهای موفق بیش از هرچیز دیگری به یکدیگر اهمیت میدهند،انها به عقاید زوجشان علاقه نشان میدهند وهمسرشان را جدی میگیرند.این زوجین زمانی که با دیگران صحبت میکننداز همسرشان با الفاظ زیبایی یاد میکنند وخلاصه اینکه هرگز وجود یکدیگر را بی اهمیت نمیدانند وقدر یکدیگررا به خوبی میدانند وهمیشه به خاطردارند از اینکه با هم ازدواج کردند،چقدر خوش بختند.

4- زوج های موفق یاد میگیرند تا به خوبی مشکلاتشان را حل کنند.

جان گوتمن،روانشناس امریکایی به مدت بیست سال برروی زوجها تحقیق و بررسی کرد وبه این نتیجه رسید که عامل اصلی موفقیت ویا شکست درازدواج این است که ایا زوجین میتوانند مشکلاتشان را با یکدیگر حل کنند یا نه ؟

زمان هایی وجود دارد که شما با یکدیگر توافق ندارید واینجاست که این اختلافات باعث رنجش شما میشود ،مطمئنا نمی بایستی با اضافه کردن خشونت و بد رفتاری این رنجش را زیاد تر کنید.اما اگر همسرتان چیزهایی را برخلاف میلتان میخواهد ویا کارهایی را انجام میدهد که با نظر شما مغایرت دارد،شما می بایستی این اختلافات را با همدیگر حل نمایید.

زوجهای موفق هرچند که احساس بد در بین انها حکمفرما باشد اما درعین حال ارتباطشان را حفظ میکنند.انها در مورد اختلافاتشان با یکدیگرگفتگو میکنند وبنا براین گفتگوی بین انها به یک نتیجه مسالمت امیز منتهی میشود.زوجین به یکدیگر لبخند میزنند وبه جای نق زدن وعیب جویی کردن ازیکدیگر حمایت میکنند.زوجهای موفق کاملا به این موضوع واقف هستند که عشق ورزیدن بسیار مهمتر از پیروز بودن در یک بحث وگفتگو است.

5- زوجهای موفق به خوبی از یکدیگر لذت میبرند.

در شروع ازدواج عشق و علاقه زیادی بین زوجین وجود دارد،اما باید به یاد داشته باشید زمانی که ازدواج میکنید سالهایی را در پیش رو خواهید داشت که قرار است این علاقه عمیق تر شود.به علاوه امروزه ازدواج اغلب با فشارهای روانی بسیا ر زیادی همچون تولد اولین فرزند همراه است.

زوجهای موفق میدانند که چگونه از یکدیگر لذت ببرند شما می بایستی با جدیت رابطه عاشقانتان را در اولویت قراردهید وزمان وفضای لازم را برای این کار فراهم کنید.شما نیازمند این هستید تا به صورت مداوم از نیازهای جنسی همسرتان اگاهی داشته باشید وراههای جدید را برای راضی نگه داشتن یکدیگر پیدا کنید.

زوجهای موفق مهربان و با عاطفه هستند.اگر گاهی اوقات بین انها ازنظر عاطفی خلا ایجاد شود انها به واسطه دلبری کردن، در اغوش گرفتن، و رمانتیک بودن از شر این احساس خلاص میشوند.

6- زوجهای موفق با یکدیگر رشد میکنند.

شخصی که شما با ان ازدواج میکنید بعد از گذشت ده سال از زندگی همان شخص باقی نخواهد ماند ،هردوی شما تغییر خواهید کرد،مخصوصا این تغییرات در لحظات سخت و حساس زندگی از قبیل شروع زندگی مشترک،از دست دادن یکی ازوالدین محسوس تر خواهد بود.

زوجهای موفق به خوبی به این مطلب اگاهی دارند که در این لحظات یکی از انها ویا هردو شخصیتشان تغییر خواهد کرد به گونه ایی که میتوان این چنین احساس کرد که گویی قوانین تغییر کرده است،واین بدان معناست که به منظورهمراه شدن با رابطه های در حال تغییر،شما نیز می بایستی تغییر کنید.

زوجهای موفق تغییرات را به خوبی پیش بینی میکنند وبرانها مسلط میشوند.انها به جای این که خواهان این باشند که همیشه با یک شخصیت ثابت زندگی کنند بیشتر در طلب تغییردر بهبود یافتن شخصیتشان هستند وبه خوبی از تغییرات مثبت شخصیتشان ومشارکتی که به دنبال ان اتفاق میافتد ،استقبال میکنند.

7- زوجهای موفق به طورکارامد و عملی رابطه خود را حفظ میکنند

زمانی که ازدواج کردید ودر کنار زوج مورد علاقه تان زندگی مشترک را شروع کردید ممکن است به این موفقیتهای به دست امده اکتفا کنید واین چنین احساس کنید که هیچ چیز نمیتواند به پیوندتان اسیبی وارد کند.اما اگاه باشید! گذشت زمان ویک احساس نادرست از امنیت حتی عمیق ترین وقوی ترین عشق ها را میتواند ازبین ببرد.

بنابراین زوجهای موفق این احساس اشتباه را به وقت دیگری موکول میکنند ودر زمانی که ان را برای گفتگو اختصاص داده اند وان را یه عنوان یک قانون پذیرفته اند ،به ان مشکل میپردازند و در باره ان گفتگو میکنند،تا اطمینان حاصل کنند که هردوی انها شاد و از یکدیگر راضی هستند.اگر یکی از شما و یا هردویتان گله مند ویا ناراضی هستید،مشکل خود را بیان کنید واز کمک گرفتن از افراد متبحر و کارشناس اجتناب نکنید. زوجهای موفق هرگز قبل از رفتن به نزد مشاوره اجازه نمیدهند تا برگه طلاق امضا شود،انها در اولین فرصت ممکن مشکل خود را حل میکنند.




تاریخ: سه شنبه 14 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

اسلام و مسیحیت، دو دین برجسته ی الهی و آسمانی هستند و هر دو مدعی اصلاح و تربیت بشر و هدایت انسان به سمت کمال و تعالی می باشند و «ازدواج» نیز یکی از عوامل و شاید برجسته ترین و موثر ترین عامل در رهسپاری انسان به سوی کمال و تعالی است. لذا این دو آیین آسمانی باید در این مورد سخنی و پیامی برای رهروان خود داشته باشند تا از رهگذر ازدواج صحیح و مناسب، مسیر ترقی و کمال را به روی پیروان خود بگشایند؛ چرا که نمی توان دین و مسلکی را یافت که در مورد مؤثرترین عامل سعادت و کمال آدمی، حرف و سخنی نداشته باشد.
از این جهت، برای آشنائی همه جانبه با اهداف، جایگاه و فلسفه ی ازدواج، بهترین محمل مقایسه ومطالعه ی تطبیقی، این دو آئین آسمانی است. برخی از سؤالات مطرح شده در مقام تطبیق، به قرار ذیل است:
1- آیا هر دو دین اسلام و مسیحیت به یک اندازه به ازدواج اهمیت می دهند؟
2- آیا هر دو دین از یک دیدگاه به ازدواج نگاه می کنند و از آن یک تعریف و جایگاه ارائه می دهند؟
3- آیا هر دو دین بر اساس یک راهکار از این عامل برای سعادت بهره می گیرند؟
4- آیا هر یک با هدفی خاص به ازدواج روی می آورند و هدف مخصوص خویش را تعقیب می کنند یا اهداف یکسان و مشترک دارند؟
5- آیا وظایف و کارکردهایی که برای ازدواج بیان می شود و از آن انتظار می رود، در هر دو دین اسلام و مسیحیت یکسان است یا تفاوت دارد؟
1- ازدواج در اسلام
الف- فلسفه ازدواج در اسلام
از دیدگاه اسلام، ماهیت ازدواج یک قرارداد و پیمان با شرایطی ویژه است. این پیمان و قرارداد افزون بر این که از استحکام خاص برخوردار است، «میثاقا غلیظا» ترجمه: پیمان محکم (نساء، 21) دارای یک ارزش و منزلت الهی و خدایی ویژه می باشد و در سطح دیگر قراردادهای اجتماعی قرار نمی گیرد تا صرفا از قواعد عمومی آن قراردادها پیروی کند. شاید بتوان گفت: قویترین پیمان و مقدس ترین قرارداد است که آدمی با اعتماد به آن، والدین و خواهر و برادر خود را رها کرده و راضی می شود با فردی که شناخت زیادی از وی ندارد، هم پیمان شود و همه ی دارایی خود را با او به مشارکت گذارد. گویا به همین جهت است که در روایات از این قرارداد به «قلاده» تعبیر شده و هشدار داده شده است که متوجه باشید عنان اختیار خود را به دست چه کسی می دهید. و چه کسی را کنار خود قرار می دهید و شریک مال و دین و اسرار خویش می سازید. اینک باید دید که اسلام این پیمان وثیق را به چه قصدی پی می ریزد و بر آن اهتمام می ورزد؟ لیکن قبل از بیان علل و فلسفه ازدواج، ذکر یک نکته ضروری است و آن تفاوت «فلسفه و چرایی» با «هدف یا اهداف» است که این دو چه سان در این بحث از یکدیگر منفک شده اند؟ مقصود از هدف، وضعیت مطلوبی است که به طور آگاهانه سودمند تشخیص داده شده و برای تحقق آن تلاش می شود ولی در «علت یا فلسفه» نسبت به انتخاب آگاهانه، تلاش هدفمند و تأثیر اراده ی انسانی در تحقق آن هیچ توجهی نیست؛ یعنی علت وقوع یک پدیده می تواند عاملی غیر انسانی باشد؛ ولی اهداف همیشه با اراده نیرویی انسانی و هدفدار محقق می شود. تشریع ازدواج و ترغیب به آن در اسلام، از یک علت و فلسفه ی اساسی و از چندین چرایی فرعی و غیر اساسی برخوردار است. بر این اساس، می توان این علل را به دو دسته اساسی و فرعی تقسیم نمود:
1- علت اساسی تشریع ازدواج
علت اساسی تشریع ازدواج، پاسخ به ندای فطرت و نیازهای (روحی، روانی، جسمی) طبیعی انسان است. تمام قوانین و مقررات اسلام، از زیر ساخت های فطری و طبیعی به ودیعه نهاده شده در نهاد انسان، سرچشمه می گیرند. این قوانین و مقررات به شکلی برآورنده ی نیازها ی فطری و طبیعی انسان هستند و در پرتو این قوانین، سلامت و رشد آدمی تضمین می شود. فلسفه ی اساسی و بنیانی ازدواج همانند تمام احکام و مقررات آن، پاسخ به ندای فطرت خداجوی انسان است. ازدواج از این روی در اسلام، تشریع و مورد ترغیب قرار گرفته است که می تواند به نیازهای فطری آدمی پاسخ شایسته داده و سلامت و تعالی وی را زمینه سازی نماید. لذا افرادی که از ازدواج روی می گردانند، در واقع به طور ناخودآگاه با فطرت و طبیعت خود به جنگ برخاسته اند. در نتیجه، چون برخلاف فطرت و نیاز طبیعی حرکت می کنند، با دشواری و مشکلات فراوان مواجه می شوند و از مسیر اعتدال و جاده ی تکامل و رشد خارج می شوند.

2- علل فرعی تشریع ازدواج
- تأمین آرامش روح و روان و سکون دل و جان
از جمله علل ازدواج در دیدگاه اسلام، تأمین آرامش و سکون است. «من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و... » ترجمه: و از نشانه هاى او این که از خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت ] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است. (روم، 21)، «از نشانه های خدا این است که از جنس خودتان برای شما همسرانی را آفرید تا در کنار آن ها آرامش بیابید. » این آرامش از این جا ناشی می شود که این دو جنس مکمل یکدیگر و مایه ی شکوفایی و نشاط و پرورش یکدیگر می باشند.
- حفظ نوع بشر
از دیگر علل تشریع ازدواج در اسلام همانا حفظ نوع بشر در قالب توالد و تناسل سالم و مشروع می باشد. این علت تا به آن حد مورد نظر اسلام است که روایات نقل شده از اولیای دین، فرزندآور بودن را از صفات شایسته زنان برای ازدواج می شمارد و فرزند داشتن را مایه برکت می داند.
- حفظ دین
ازدواج نوعی تأثیر در تأمین مصونیت از انحراف ها، کژی ها و لغزش ها دارد و همین حالت موجب فراهم شدن جایگاهی متفاوت با قبل برای شخص مزدوج می شود و نوعی، فضیلت، برتری و دوری گزیدن از تخلفات را به همراه دارد و تقید فرد را به فضایل، آداب دینی و معنوی بیشتر می سازد. گویا از همین روی اولیای دین می فرمایند: «کسی که ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفظ نموده است ». یا در سخنی نورانی و نغز، پیامبر رحمت(ص) می فرمایند: «مردان مجرد را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیک و ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد کند. »
- رشد شخصیت و احساس مسئولیت اجتماعی
مسئولیت پذیری و بیرون آمدن از حصار خودبینی و طبیعت فردی و متعهد شدن در برابر دیگران و به دنبال آن فراهم شدن زمینه ی رشد اجتماعی، از دیگر علل و فلسفه های تشریع ازدواج است. این تأثیر را در هیچ عمل و رفتار فردی و اجتماعی دیگر نمی توان سراغ گرفت. انسان تنها در پرتو ازدواج می تواند به شخصیت اجتماعی خود دست یابد و پختگی شخصیت پیدا کند. ازدواج اولین مرحله ی خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است. اگر راهی غیر از این برای رسیدن به این مطلوب وجود داشت، به طور یقین اسلام آن را معرفی می نمود. این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود.

ب- اهمیت و جایگاه ازدواج در اسلام
1- محبوبیت ازدواج نزد خداوند
ازدواج از منظر اسلام بسیار پسندیده و مطلوب است و از منظر فقه اسلامی، عملی مستحب و چه بسا مستحب موکد و در برخی موارد واجب شمرده می شود و مانند هر عمل مستحب بر انجام آن ثواب و پاداش دنیوی و اخروی مترتب می شود؛ چرا که مورد طلب و درخواست الهی واقع شده است: «وانکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم» ترجمه: و زنان و مردان مجرد خود و بردگان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر تنگدست باشند، خداوند آنها را به فضل خویش بى نیاز خواهد کرد، و خدا گشایشگر داناست (نور، 32) هر عملی که مورد درخواست اولیای دین واقع شود، نشان از فضیلت و رجحان آن عمل در دیدگاه اولیای دین دارد و از مطلوبیت ذاتی آن عمل حکایت می کنـد. لذا در منظر اسلام، ازدواج عملی مطلوب درگاه الهی و مستحب موکد شمرده می شود و انجام دهنده ی آن مستحق ثواب و پاداش الهی است.

2- ازدواج، پیمانی مقدس
در حالی که برای بیان اهمیت ازدواج، مطلوبیت ذاتی و الزام استحبابی آن در اسلام کفایت می نماید، اما قداست ویژه آن در بارگاه الهی خود شاهد دیگری بر این اهمیت و جایگاه خاص است. به بیانی دیگر، افزون بر الزام الهی در ازدواج که خود به صورت غیر مستقیم از اهمیت ازدواج حکایت می کند، در برابر برخی مکاتب و مذاهب که با نگاهی حیوانی، دنیوی و فرو افتاده به ازدواج می نگرند و فضیلت انسانی را در ترک ازدواج می جویند، اسلام برای ازدواج جایگاهی قدسی قائل است. اسلام ازدواج را از مجموعه ی رفتارهای برخاسته از شهوت و تمایلات حیوانی خارج نموده و در پایگاه قدسی خاص، آن را معرکه ی فضیلت جویی معرفی می نماید و به انسان ها توصیه می کند که فضائل را در این وادی جستجو کنند. لذا ازدواج را موجب آبادانی خانه ها می داند و می فرماید: هیچ چیزی نزد خدا محبوب تر از خانه ای که با ازدواج آباد می شود، نیست: «ما من شیء احب الی الله من بیت یعمر بالنکاح»هیچ چیزی دوست داشتنی تر از خانه ای نیست که بر پایه ازدواج بنا می شود. افزون بر روش های فوق، اسلام در مقام بیان اهمیت ازدواج، از دریچه های مختلف به آن نگاه می کند و بر اساس نقشی که برای ازدواج قائل است، اهمیت و جایگاه آن را گوشزد می نماید. بنابراین، بر پایه نقش هایی که اسلام برای ازدواج در نظر گرفته است، اهمیت ازدواج مشخص می شود.

3- ازدواج، فضیلت بخش عبادت ها و اعمال
در اسلام، افزون بر این که ازدواج خود عملی ارزشمند و مورد پسند خداوند تلقی می شود، بلکه موجب ارزشمند ی دیگر اعمال و به خصوص عبادات افراد نیز خواهد بود؛ یعنی ازدواج سبب می شود عبادت فرد متأهل از فضیلت برتری نسبت به فرد مجرد برخوردار باشد. این برتری گاه بدان مرتبه می رسد که هفتاد رکعت نماز انسان مجرد نمی تواند با دو رکعت نماز انسان متأهل برابری کند: «رکعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین رکعة یصلیها اعزب» و حتی اگر فرد مجرد تمام شب ها به نماز و روزها را به روزه مشغول باشد، باز هم نمی تواند در فضیلت با دو رکعت نماز شخص متأهل هم ترازی کند: «الرکعتان یصلیهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب یقوم لیله، و یصوم نهاره... » در برخی تعابیر شخص متأهلی که خوابیده است، فقط به عنوان این که متأهل است بر انسان مجردی که روزه دار و نمازگزار است، برتری دارد، «المتزوج النائم افضل من الصائم القائم العزب».

4- ازدواج، مایه برکت و موجب خیر
از جمله تعابیر رسا و نغز اسلام در بیان اهمیت ازدواج، همانا بیان ثمرات و فواید مادی و معنوی مترتب بر آن است. با این روش، هم جایگاه ازدواج را نزد خداوند بیان می کند و هم انسان ها را به انجام آن ترغیب می نماید. بر همین اساس، در مکتب اسلام، ازدواج مایه ی فزونی رزق و روزی و سبب زیادی ثروت معرفی شده و موجب به تاخیر افتادن مرگ و بلندی عمر، دانسته شده است. به هنگام ازدواج ابواب آسمان گشوده و رحمت الهی به زمین فرو می ریزد.

5- ازدواج، سیره ی عملی انبیاء و اولیای دین
همان گونه که در بین انسان ها مرسوم است، از جمله راه های نشان دادن اهمیت یک عمل و ترغیب مردم به انجام آن به عنوان یک الگوی اجتماعی، انجام آن عمل توسط انسان های برجسته و شاخص آن جامعه همانند معلمان، مربیان، متولیان و حاکمان است. در این جا هم اسلام برای بیان جایگاه ازدواج و ترغیب مردم به آن، اعلام می کند که ازدواج سیره و روش اولیا و انبیا است. اگر شما می خواهید در زمره ی ائمه هدی و حضرات معصومین (ع) باشید، پس همانند آن ها عمل کنید و به آن ها تأسی نمایید. از این رو، در دین اسلام، پیامبر این آیین حنیف، به مسلمانان گوشزد می نماید که اگر دوست دارید، پیرو سنت و مرام من باشید، ازدواج کنید و توجه داشته باشید که اگر از ازدواج روی گردانید، نمی توانید از پیروان آیین من باشید: «فان التزویج سنة رسول الله (ص) فانه کان یقول من کان یحب ان یتبع سنتی فان من سنتی التزویج» و در کلامی دیگر با صراحت بیشتر ازدواج را سنت خویش قرار داده و ترک آن را خروج از دایره ی سنت نبوی بیان فرموده اند: «النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی» در برخی تعابیر این اهتمام آن قدر شدت پیدا می کند که پیامبر خدا می فرماید: «هر که می خواهد بر فطرت من (دین فطری) باشد، باید طبق سنت من رفتار کند، یکی از سنت های من ازدواج است ». گویا ازدواج نکردن برابر با خروج از فطرت و دین رسول خاتم (ص) است.

ج- اهداف ازدواج از دیدگاه اسلام
اسلام در پرتو تشریع ازدواج، اهداف و انتظاراتی را تعقیب می نماید و از مزدوجین نیز توقع و انتظار دارد تا این اهداف را فراهم آورند. به بیانی دیگر، در اسلام افزون بر این که ازدواج به خودی خود می تواند هدف قرار بگیرد ‍‍ و به تعبیری مطلوبیت ذاتی دارد، از مطلوبیت غیری نیز برخوردار است و برای رسیدن به اهدافی خاص مورد ترغیب و تشویق قرارگرفته است. از مردان و زنانی که با هم پیمان همسری می بندند، می خواهد در مسیر این پیمان الهی و آسمانی، به این مقاصد و اهداف لباس تحقق بپوشانند. از دیدگاه اسلام با فراهم آمدن این اهداف، هم زمینه ی شکوفایی توان نهفته و استعداد بالقوه در نهاد انسان مهیا می شود و هم ذخیره ای گران و سرمایه ای بی پایان و جاودان ‍ (مانند تربیت نسل پاک و فرزند صالح) به بشریت ارزانی می شود. لذا اگر ازدواجی به اهداف بیان شده نرسد یا مسلمانان مزدوج، این اهداف را فراهم نیاورند، نه تنها زمینه ی شکوفایی استعداد به ودیعه نهاده را تباه کرده اند، بلکه سرمایه ای جاودان را برباد داده اند؛ در حالی که اسلام به هیچ یک از این دو خسران رضایت نمی دهد. بر ایـن اسـاس مشاهده می شـود، اسـلام در شـرایط انتخاب همسـر، آیین ازدواج و...، توصیه هایی را ارائه می نماید که تمام این دستورات و توصیه ها به منظور رسیدن به این اهداف بیان شده اند. شدت اهتمام اسلام به رعایت این دستورات وتوصیه ها نشانه ی آن است که اسلام هرگز به از دست دادن این اهداف رضایت نمی دهد و نمی پسندد که ازدواجی انجام پذیرد، ولی اهدافش تأمین نشود. تذکر این نکته خالی از فایده نیست که اسلام با بیان اهداف تعریف شده برای ازدواج، مسلمانان را از برخی اهداف نابجا و ناپسند برحذر می دارد و سخت هشدار می دهد که مبادا برای رسیدن به اهدافی غیر از آن چه بیان شد یا به غرض نیل به اهدافی که با فلسفه و جایگاه ازدواج در تعارض است، به سراغ ازدواج بروند. پس اسلام از ازدواج، اولا اهدافی خاص و معین را تعقیب می نماید و برای نیل به اهداف مطلوب در مراحل مختلف انجام ازدواج تدابیری را اندیشیده است و با توجه به شدت اهتمام به این تدابیر و توصیه ها هرگز به از دست دادن این اهداف رضایت نمی دهد. ثانیا، اهداف ناثواب و نابجا را مردود می شمارد و مسلمانان را از این گونه ازدواج ها که به این نوع اهداف ختم می شود، منع می کند.

منابع:
1- جان استات، مبانی مسیحیت ، ترجمه روبرت آسریان، انتشارات حیات ابدی، بی‌تا
2- علیرضا اعرافی، اهداف تربیت از دیدگاه اسلام ، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، 1376
3- جورج برانتل، یین کاتولیک حسن قنبری، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب،1381
4- ویل دورانت، اریخ تمدن تهران، انتشارات علمی فرهنگی، 1373
5- مجید رشید پور، مراحل ازدواج در اسلام، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1376
6- فصلنامه کتاب زنان، شماره 27 ، مقاله فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت ، نوشته علی زینتی
7- محمد رضا زیبایی‌نژاد، مسیحیت ‌شناسی مقایسه‌ای ، تهران، انتشارات سروش، 1382
8- هاروی کاکس، مسیحیت ، ترجمه : عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، 1378
9- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، لبنان، دارالاحیاء التراث، 1403ق.
10- علی مشکینی ،ازدواج در اسلام، احمد جنتی، الهادی، 1366
11- استاد مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام ، تهران، انتشارات صدرا، 1362
12- رابرت مک‌آفی برون، روح آیین پروتستان ، ترجمه: فریبرز مجیدی، انتشارات نگاه معاصر، 1920م.
13- اینار مولند، جهان مسیحیت ، ترجمه: محمد باقر انصاری و مسیح مهاجری، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1381
14- توماس میشل، کلام مسیحی، ترجمه: حسین توفیقی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،




تاریخ: دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

فلسفه ازدواج در اسلام
 

مقدمه

«و من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا الیها و جعل بینكم مودة و رحمة ان فی ذلك ‏لآیات ‏لقوم‏ یتفكرون.»(روم:21)
ازدواج نخستین سنگ بناى تشكیل‏خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و میزان اندیشه و تدبر در آن در میزان پیشرفت‏یا انحطاط و صعود یا سقوط جامعه تاثیر دارد. ازدواج داراى آثار و نتایج‏بسیارى است; از جمله: ارضاى غریزه جنسى، تولید و بقاى نسل، تكمیل و تكامل انسان، آرامش و سكون، پاك‏دامنى و عفاف و نتایج متعدد دیگر.
از این‏رو، اسلام به عنوان یك مكتب آسمانى- آن را نه تنها كارى محبوب و مقدس دانسته، بلكه جوانان را مؤكدا بدان توصیه كرده است. هر ازدواجى داراى اهداف خاص خود است، ولى در این میان، برخى از اهداف كم ارج و كم اهمیت و در نتیجه، ناپایدارند و نمى‏توانند براى همیشه و یا حتى مدتى دراز خوشبختى زوجین را تضمین‏كنند. برخى نیز ارجمند، مهم و در نتیجه پایدارند. بنابراین، شایسته است ازدواج با توجه به این اهداف در نظر گرفته شود. ازدواج از این نظر كه عاملى براى نجات از آلودگى، موجبى براى نجات از تنهایى و سببى براى بقاى نسل است، خوددارى از آن همیشه سبب ایجاد بى تعادلى، نابهنجارى رفتارى و زمانى هم فساد شخصیت و حتى بیمارى جسمى مى‏گردد. بنابراین، بهترین و بالاترین نعمت‏ها براى هر زن و مرد از نظر اسلام تشكیل خانواده است.
گمان نمى‏رود از بین مكاتب و مذاهب، هیچ مذهبى به اندازه اسلام درباره ازدواج بحث كرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امرى مستحب، مورد تاكید و از سنن انبیا علیهم السلام معرفى شده و جوانى كه بدان تن دهد در حقیقت، همگام با آفرینش و سعادتمند است.
ازدواج از نظر اسلام پیمان مقدسى است كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات، سنن و قوانین خاصى صورت مى‏گیرد.
معمولا مى‏گویند كه خانواده مسؤول بسیارى از عیوب و بدبختى‏هاى جامعه است. این مطلب قابل قبول است، ولى در عبارتى گویاتر و رساتر مى‏گوییم: در واقع، عدم خانواده به معناى واقعى - كلمه است كه مسؤول عیوب و
بدبختى‏هاست و این اغلب بدان دلیل است كه در تشكیل آن فكر و هدف ارزیابى شده وجود نداشته است.
بسیارى از جوانان با افكار از پیش ساخته و اندیشه‏هاى رؤیایى وارد زندگى زناشویى مى‏شوند و مى‏خواهند از راه تصادف و شانس، زمینه را براى داشتن یك كانون سالم پدید آورند، در حالى كه تن دادن به ازدواج بدون هدف و روش سنجیده همانند قرار دادن اساس ساختمان بر روى زمینى سست و لرزان است كه محلى براى زندگى اطمینان‏بخش نخواهد بود.
خانواده از قدیم‏الایام، مركز هرگونه ثروت اجتماعى و كانونى براى تولید و پرورش شخصیت‏هاست، سرنوشت و حیات آن به سرنوشت و حیات جامعه بستگى دارد و نقش آن در وحدت و عظمت‏یك جامعه فوق‏العاده اساسى است. لذا، چنین مهمى را نمى‏توان به مسامحه و سهل‏انگارى نگریست. انسان در زندگى نیازهایى دارد كه باید تامین شود و همان‏گونه كه از نظر غذا و دوا و لباس و مسكن نیازمند است، از نظر غریزه جنسى و دیگر غرایز فكرى و اخلاقى نیز نیازمند است.
در این مختصر، برآنیم تا در حد مقدور و به اختصار، در زمینه فلسفه و هدف از ازدواج سطورى را به رشته تحریر در آوریم و نیم‏نگاهى به این سنت مؤكد اسلامى از خلال برخى آیات، روایات و اقوال صاحب‏نظران بیفكنیم. اما بجاست پیش از شروع این بحث، با چند نكته آشنا شویم:

ازدواج چیست؟

ازدواج قراردادى رسمى براى پذیرش یك تعهد متقابل به منظور تشكیل زندگى خانوادگى است تا طرفین ازدواج در سایه آن، در خط سیر معین و شناخته شده‏اى از زندگى قرار گیرند. این قرارداد با رضایت و خواسته زن و شوهر و بر مبناى آزادى كامل دو طرف منعقد مى‏گردد و در پرتو آن، روابطى بس نزدیك بین آن دو پدید مى‏آید. این قرارداد، ارتباط و پیوند دوطرفه به وسیله الفاظ و عباراتى معین انجام مى‏گیرد كه آن را «عقد» یا پیمان ازدواج مى‏نامیم.

معنا و مفهوم «عقد»

«عقد» از نظر لغت‏به معناى «گره زدن‏» و خود «گره‏» است و در اصطلاح، هر چیزى است كه در سایه آن، رابطه‏اى میان دو فرد یا دو گروه ایجاد مى‏شود.
در زبان ازدواج و زناشویى، «عقد» عبارت است از ایجاد پیوندى مشترك بین زن و شوهر كه در سایه آن، حقوق ، تعهدات و مسؤولیت‏هاى دو جانبه پدید مى‏آید. به دیگر سخن، «عقد» قراردادى به منظور مشاركت دو تن در زندگى خانوادگى‏وایجادنوعى‏روابطشرعى‏وقانونى است.

فلسفه و هدف از ازدواج

هدف از ازدواج هم براى مرد و هم براى زن، پاسخ مثبت دادن به سنت الهى و تولید نسل است. لذا، هر دو در این زمینه بر یك عقیده‏اند. فلسفه ازدواج براساس این دو مبنا ملاك دین و نجابت است. در نتیجه، هدف از ازدواج و تولید نسل، مقدس مى‏گردد و هیچ‏یك از مادیات ملاكى براى آن به حساب نمى‏آید.
اصولا فلسفه خلقت زن و مرد (زوجیت) تولید مثل است، همان‏گونه كه این زوجیت در سایر حیوانات و حتى گیاهان نیز وجود دارد. نكته اصلى كه باید در ازدواج مورد توجه هر دو طرف باشد دین و كمال است. از این‏رو، از روایات نقل شده از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام چنین برمى‏آید كه هر كس ممكن است‏به یكى از این
چهار دلیل ازدواج كند: 1- پول; 2- دین; 3- زیبایى; 4- شهرت و عنوان. بین این چهار هدف، دین از همه بالاتر و بهتر است. اما به طور كلى، ضرورت‏هاى ایجاب كننده ازدواج عبارت است از:
الف - ضرورت‏هاى فردى;
ب - ضرورت‏هاى اجتماعى;
ج- ضرورت‏هاى مذهبى.
در ذیل، به تفصیل از این موارد بحث مى‏كنیم:

الف - ضرورت‏هاى فردى

1- پاسخ مثبت‏به فطرت: انسان به حكم فطرت، داراى غریزه جنسى است و طبیعت و فطرتش ایجاب مى‏كند كه رشد نماید، به سوى كمال برود و وقتى‏رشدیافت‏وبه‏درجه‏كمال رسیدارضا و اقناع شود.براین‏اساس،براى‏حفظ جان و تعادل نظامات روانى، ضرورى است كه آدمى به ازدواج تن دهد.
2- موجبى براى بروز استعدادها: استعدادها براى بروز و تكامل خود نیازمند محیطى امن و آرامند. ازدواج براى جوان آرامش و آسایش ایجاد مى‏كند، استعدادهاى او را به حركت درمى‏آورد و به او امكان مى‏دهد كه از آن به نیكى بهره‏بردارى كند.
3- موجب امنیت و آسایش: اصولا «بلوغ‏» یعنى شكوفایى غریزه، چه براى پسر و چه براى دختر كه همراه بحران است. ازدواج این بحران را تسكین مى‏دهد، براى جوان محیط امن و آرام ایجاد مى‏نماید، در سایه وجود عواطف خانوادگى، روح سركش او مهار مى‏شود و موجباتى براى برخوردارى او از نیروى فكرى فراهم مى‏شود.
4- موجب نجات از تنهایى: به عقیده دانشمندان و فلاسفه، انسان موجودى مدنى‏الطبع و بالفطره اجتماعى است. از این‏رو، محتاج پناه و یاور و یارى دلدار است. ازدواج این فایده را دارد كه آدمى را از تنهایى و اعتزال نجات دهد و همدلى در كنار او، در بستر او و در آغوش او قرار دهد تا وجودش راعین‏وجودخودبداندودرغم‏ودردش‏شریك باشد.

ب - ضرورت‏هاى اجتماعى

ازدواج هرچند از یك نظر ، مساله‏اى شخصى و خصوصى است، ولى از نگاهى دیگر، داراى جنبه و اهمیتى اجتماعى مى‏باشد. بر این اساس، ازدواج از اركان مدنیت و راهى مطمئن براى تامین آسایش جامعه و رفاه بشریت است. سود و زیان ازدواج تنها متوجه زوجین نیست، بلكه افراد اجتماع نیز به گونه‏اى از آن برخوردار مى‏شوند.
بى‏تردید، ازدواج رابطه‏اى است كه طرفین ربط را تا حد زیادى از بى‏بند و بارى و روابط نامشروع و انحرافات اخلاقى و جنسى مصون مى‏دارد. این موضوع به تناسب حال طرفین و محیط اجتماعى و امكان انجام سایر گناهان متفاوت است. هم‏چنین سایر جنبه‏هاى شخصى و اجتماعى نیز در این زمینه مؤثر مى‏باشد كه گاهى این عمل سبب مصونیت انسان از نیمى از گناهان و معاصى و گاهى بیش‏تر است. لذا، در بعضى از روایات ازدواج را وسیله حفظ نیمى از دین و برخى روایات، دو سوم دین بیان كرده‏اند. (1)
زندگى هر یك از زن و شوهر منقسم به دو قسم است:
1- روابط داخلى و خانوادگى;
2- روابط خارجى و اجتماعى.
بنابراین، زن صالح در خانواده وسیله تحقق سعادت مرد در نیمى از زندگانى او و مرد نیكوكار براى زن وسیله سعادت نیمى از روابط حیاتى اوست; زیرا ازدواج وسیله موفقیت هر یك از طرفین در مقدار زیادى از وظایف عبادى خواهد بود كه در روایات ائمه اطهار علیهم السلام به نیمى از دین تعبیر شده است.

ج - ضرورت‏هاى مذهبى

ضرورت‏هاى مذهبى ازدواج از دوجنبه قابل بررسى‏اند: از جنبه آیات و از جنبه روایات.
1- ازدواج در آیات: این سؤال همواره مطرح بوده است كه چرا خداوند انسان‏ها و یا حیوانات و حتى گیاهان را زوج آفرید؟ فلسفه زوجیت انسان‏ها، گیاهان و حیوانات چیست؟ در پاسخ به این سؤال، به اجمال مى‏توان گفت كه فلسفه زوجیت در انسان‏ها به ازدواج بازمى‏گردد. اما پس از آن، این سؤال مطرح مى‏گردد كه آیا ازدواج فقط براى تامین غریزه جنسى است؟ آیا براى شروع مسائل اجتماعى است؟ آیا براى ایجاد انس میان دو زوج مخالف با هم است؟ در پاسخ باید گفت كه خیر، هدف از ازدواج این مسائل نیست. فلسفه ازدواج چیز دیگرى است و آن امتداد نسل، بقاى آن و اتمام تركیبات عاطفى زن و مرد به دلیل تولید مثل مى‏باشد، همان‏گونه در برخى از آیات به این مطلب اشاره شده است:
خداوند در سوره نساء، آیه 7 مى‏فرماید: «یا ایها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا و نساء كثیرا و اتقوا الله الذی تسائلون به و الارحام ان الله كان علیكم رقیبا»; اى مردم، بترسید از پروردگار خود كه شما را از یك تن آفرید و از او جفتش را بیافرید و از آنان مردان و زنان بسیارى گسترانید و بترسید از خداوندى كه از او و از ارحام پرسش مى‏شود. خداوند بر شما نگاهبان است.
در آیه 11 سوره شورى نیز مى‏فرماید: «فاطر السموات و الارض جعل لكم من انفسكم ازواجا و من الانعام ازواجا یذرؤكم فیه لیس كمثله شى‏ء و هو السمیع البصیر»; او پدید آورنده آسمان‏ها و زمین است. براى شما از جفت‏خودتان همسرانى قرار داد و از جنس حیوانات نیز جفت‏هایى آفرید تا بر شما بیفزاید و نسل تكثیر پیدا كند. همانند او چیزى نیست. او شنواى بیناست.
2- ازدواج در روایات:اسلام در این زمینه، دو دسته را مخاطب قرار داده است و ازدواج را به آن‏ها توصیه مى‏كند:
1- كسانى را كه به قصد ارضاى غریزه شهوت و محافظت از آلودگى ازدواج مى‏كنند، ولى از پیدایش نسل جلوگیرى مى‏نمایند.
2- كسانى را كه علاوه بر ارضاى غریزه شهوانى، قصد تشكیل خانواده نیز دارند و در نتیجه، خواهان نسل هستند. اما به طور كلى، دسته دوم بیش‏تر مورد خطاب‏اند; زیرا خانواده بدون فرزند در همان وصلت و گوشه حجله، بدون استمرار و دنباله خلاصه مى‏شود.
نظر به وجود منافع و اهمیت‏هاى ازدواج است كه اسلام آن را تایید كرده و ضرورت آن را در درجه اول اهمیت و مورد تاكید قرار داده است. ضرورت‏هاى‏ازدواج‏ازنظر اسلام به قرار ذیل است:
1- محبوب‏ترین بنا: بناى تشكیل خانواده در اسلام محبوب است، تا آن‏جا كه هیچ سازمان و بنایى نزد خدا محبوب‏تر از آن نیست. لذا، پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله مى‏فرمایند: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله من التزویج‏»; نزد خداوند هیچ بنایى محبوب‏تر از خانه‏اى نیست كه از طریق ازدواج آباد گردد. (2)
2- عامل حفظ پاك‏دامنى و كسب اخلاق نیك: ازدواج از نظر اسلام وسیله‏اى براى پاك‏دامنى و پاك‏دامن زیستن است. رسول خدا صلى الله علیه و آله به زیدبن حارثه فرمودند: ازدواج كن تا پاك‏دامن باشى (3) و در سخنى دیگر، فرمودند: مردان را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیكو، ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد گرداند. (4) در روایتى دیگر، به زنى كه گفته بود، دیگر ازدواج نخواهم كرد، فرمودند: «ازدواج براى حفظ عفاف لازم است.» (5)
3- عامل تكمیل دین: ازدواج غیر از ایجاد نظم در زندگى، وسیله‏اى براى حفظ و تكمیل دین است. بدان دلیل، ازدواج تكمیل كننده ایمان است كه به وسیله آن، بسیارى از گناهان از وجود آدمى ریشه‏كن مى‏شود و راه براى سعادتمندى او از هر سو فراهم مى‏گردد. لذا، رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمودند: «من تزوج فقد احرز نصف دینه‏»; (6) هر كس ازدواج كند نیمى از دینش را باز یافته است. در جاى دیگر، فرمودند: «ما من شاب تزوج فی حداثة سنه الا عج‏شیطانه یا ویله عصم منی ثلثی دینه‏»; (7) هر كس در ابتداى جوانى ازدواج كند شیطان فریاد مى‏كند: اى واى، دو سوم دین خود را از شر من حفظ كرد.
4- موجب ازدیاد نسل: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: «تزوجوا فانی مكاثر بكم الامم غدا فى القیامة‏»; (8) ازدواج كنید; زیرا من به زیادتى شما نسبت‏به امت‏هاى دیگر در قیامت مباهات مى‏كنم. (این‏كه امروزه در كشور ما با توجه به احكام ثانویه، به مهار جمعیت‏حكم مى‏شود مطلب دیگرى است كه این مختصر مجالى براى طرح آن نیست.)
5- موجب ازدیاد مسلمانان: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: «ما یمنع المؤمن ان یتخذ اهلا لعل الله یرزقه نسمة تثقل الارض بلا اله الا الله‏»; (9) چه مانعى داردكه مؤمن زنى‏بگیرد تاخداوند فرزندى نصیبش كند كه با كلمه لا اله الا الله زمین را گرانبار كند؟
6- موجب ازدیاد روزى: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: «اتخذوا الاهل فانه ارزق لكم‏» (10) ; روزى را به وسیله زن گرفتن زیاد كنید. در حدیث دیگرى، امام رضا علیه السلام مى‏فرمایند: «اذا جاءكم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه‏»; (11) اگر خواستگارى آمد كه دین و اخلاقش را پسندید او را اجابت كنید. در روایتى پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: «من ترك التزویج مخافة العیلة فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله یقول: ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله‏»; (12) هر كس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستى‏ترك كندبه خدا سوء ظن برده است، زیرا خداوندمى‏فرماید:اگر (زن‏وشوهر) فقیر باشندخدا هر كدام را از كرم خود بى‏نیاز مى‏كند. بنابراین، در هر صورت، روزى زن و مرد با خداست.
7- نشانه پیروى از سنت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله: حضرت على علیه السلام فرمودند: «تزوجوا فان التزویج‏سنة رسول الله فانه كان یقول: من كان یحب ان یتبع بسنتى فان من سنتی التزویج‏»; (13) ازدواج كنید، ازدواج سنت پیامبر صلى الله علیه و آله است. آن جناب مى‏فرمودند: هر كه مى‏خواهد از سنت من پیروى كند، بداند كه ازدواج سنت من است.
8- نشانه پیروى از سنت پیامبران علیهم السلام: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ثلاث من سنن المرسلین: العطر و اخذ الشعر و كثرة الطروقة‏»; (14) سه چیز از سنت‏هاى پیامبران است: استعمال عطر، ازاله موهاى زاید و ازدواج كردن.
9- موجب جلب رضایت الهى: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: «ما من شى‏ء احب الى الله عز وجل من بیت‏یعمر فى الاسلام بالنكاح‏»; (15) هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از این نیست كه خانه‏اى در اسلام به وسیله ازدواج آباد گردد.
10- موجب كسب طهارت معنوى: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: «من احب ان یلقى الله طاهرا مطهرا فلیلقه بزوجة‏»; (16) هر كس مى‏خواهد خدا را پاك و پاكیزه ملاقات كند باید هنگام مرگ متاهل باشد.
11- بهترین بهره و سود: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ما استفاد امرء بعد الاسلام فائدة خیرا من امراة مسلمة ...»; (17) پس از ایمان به خدا، هیچ انسانى بهره‏اى بهتر از همسرى مسلمان به دست نیاورده است.
12- گشودن درهاى رحمت الهى: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: «یفتح ابواب السماء بالرحمة فى اربع مواضع: عند نزول المطر و عند نظر الولد فى وجه الوالد و عند فتح باب الكعبة و عند النكاح‏»; (18) درهاى رحمت آسمان در چهار موقع گشوده مى‏شود: 1- هنگام باریدن باران; 2- وقتى كه فرزندى (از سر مهر) به صورت پدرش بنگرد; 3- زمانى كه در خانه كعبه گشوده مى‏گردد; 4- در وقت اجراى عقد نكاح. (19)

نهى اسلام از عزوبت

از نظر اسلام، ازدواج كارى مقدس و تجرد چیز پلیدى است. این بر خلاف نظر كسانى است كه رهبانیت را پذیرفته‏اند و سعى دارند بدان جنبه‏اى مقدس دهند. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: آن كس كه این آیین و مذهب همگام با فطرت مرا دوست دارد باید نسبت‏به سنت من پاى‏بند باشد; یكى از سنت‏هاى من ازدواج است. (20)
در اسلام، سرباز زدن از ازدواج مساوى با تخلف از سنت پیامبر صلى الله علیه و آله و حتى از موازین اسلامى است. چنانچه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: هر كس زمینه و امكانى براى ازدواج داشته باشد و در عین حال، از آن سر باز زند از ما نیست.
اسلام برخلاف رهبانان و تاركان دنیا، مجرد ماندن را نه تنها فضیلت نمى‏داند، بلكه آن را محكوم كرده و شدیدا از آن نهى فرموده است. زنى به حضور امام صادق علیه السلام رسید و گفت: من قصد ندارم شوهر كنم تا مرا نزد خدا فضلى باشد و اجر و ثوابى به من تعلق گیرد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: این سخن را رها كن; اگر تنها زیستن فضیلتى بود فاطمه علیها السلام، دختر پیامبر صلى الله علیه و آله، بر این فضل سزاوارتر بود. (21)
بزرگان اسلام عزب ماندن را در صورت فراهم بودن وسایل ازدواج، ناروا و حرام دانسته و زناشویى را محبوب و مقدس شمرده‏اند. اسلام نیز تجرد را زشت مى‏شمارد و مى‏گوید: «شراركم عزابكم‏»; (22) بدترین شما كسانى هستند كه در حال عزوبت‏اند. احادیثى‏كه ازعزوبت‏نهى مى‏كنند بسیارند، ازجمله روایات ذیل از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله:
- ازدواج كن و گرنه از گنه‏كاران محسوب خواهى شد; «تزوج و الا فانت من المذنبین.» (23)
- بیش‏تر دوزخیان عزب‏ها هستند; «اكثر اهل النار العزاب.» (24)
- ازدواج كن، وگرنه از راهبان نصارا خواهى بود; «تزوج و الا فانت من رهبان النصارى.» (25)
- ازدواج كن، وگرنه از برادران شیطان خواهى بود; «تزوج و الا فانت من اخوان الشیاطین.» (26)
- بدترین افراد امت من عزب‏ها هستند; «شرار امتی عزابها.» (27)
- دو ركعت نماز زن‏دار بهتر از یك روز نماز و روزه عزب است. «ركعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین ركعة یصلیها غیر متزوج. » (28)
خوددارى از ازدواج عوارضى دارد كه به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم:
1- خوددارى از ازدواج زمینه را براى روابط جنسى نامشروع و غیر قانونى فراهم مى‏كند كه نمونه‏هاى آن را در كشورهایى كه براى خود آمار و حسابى دارند، مى‏بینیم. بدیهى است كودكى كه به دور از عشق و بدون خواسته والدین یا در اثر یك ازدواج اجبارى پدید آید هم مایه غم مرد است و هم موجب تنفر اجتماعى و این‏كه آینده چنین كودكانى چه خواهد شد، به خوبى معلوم است.
2- خوددارى از ازدواج موجب بیمارى‏هاى وخیمى هم‏چون امراض تناسلى، ورم مفاصل و مانند آن مى‏گردد و این مساله مورد تایید پزشكان امروزى است.
3- خوددارى از ازدواج موجب از دست دادن گرمى و نشاط زندگى است. هر كس در دوران جوانى به ازدواج تن ندهد، در دوران پیرى با رنج تنهایى مواجه خواهد شد.
4- خوددارى از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد مى‏گردد. افراد به سوى فساد اخلاقى سوق پیدا مى‏كنند و درهاى حیات آنان به دروغ، فحشا و بى‏بند و بارى گشوده مى‏شود. وجود غریزه در آدمى خود دلیلى بر ضرورت ازدواج و خوددارى از آن، استقبال از خطرات خودآفرین و زمینه‏اى براى هجوم غم‏ها و نابسامانى‏هاست.

«تهذیب نفس‏»; فلسفه بزرگ ازدواج

زن و مرد لازم است در پرتو كانون گرم خانواده به تكامل دست‏یازند و همدیگر را با برخوردارى از «صبر» و «شكر»، كه دو ركن ایمان است، یارى كنند. شرع مقدس اسلام در تشكیل خانواده تنها به ارضاى غریزه جنسى نظر ندارد، اگرچه این نكته مهم نیز جزئى از فلسفه ازدواج است و اسلام براى حفظ عفت عمومى در جوامع بشرى، به دختران و پسران بالغى كه نیاز به ازدواج دارند امر به پیوند و تشكیل خانواده كرده است، بلكه نكته مهم‏ترى كه اسلام از ازدواج و تشكیل خانواده دنبال مى‏كند عبارت است از: «تهذیب نفس‏»; زیرا محیط خانه و كانون گرم خانواده را بهترین مكتب براى خودسازى و كسب كمالات مى‏داند. حال اگر از این مكتب ارزنده و حیات‏بخش و انسان‏ساز درست استفاده نكنیم و یا آن را از هم بپاشیم، تقصیر از شارع مقدس اسلام نیست، بلكه خودمان مقصر هستیم كه با عوامل گوناگون باعث‏سردى كانون خانواده یا از هم پاشیدگى آن شده‏ایم.

خلاصه و نتیجه بحث

از مجموعه بحث‏ها چنین نتیجه مى‏گیریم كه هدف از ازدواج در اسلام به مراتب، بالاتر و مقدس‏تر از آن است كه تنها در حد كام‏جویى جنسى باشد; زیرا اگر چنین بود هیچ فرقى میان ازدواج انسان و جفت‏گیرى حیوانات نبود و ازدواج مشمول این همه قوانین آسمانى و رهبرى پیامبران علیهم السلام و راهنمایان قرار نمى‏گرفت. پس باید در آن اهداف مهم دیگرى نیز وجود داشته باشد; از جمله: ایجاد، بقا و طهارت نسل، تكمیل و تكامل، مودت و صفا و از همه بالاتر، انجام وظیفه الهى. پیمان ازدواج پیمانى مقدس و الهى است. بدین‏سان، جز در سایه احكام الهى نمى‏توان آن را فسخ كرد. ازدواج امرى اساسى و مهم است، باید در جامعه رشد و توسعه یابد تا افراد در سایه پاى‏بندى بدان از بسیارى انحرافات و پیش‏آمدهاى ناگوار مصون بمانند.
آن كس كه تن به تشكیل خانواده ندهد، هم به خود جفا كرده است و هم به فردى دیگر از جنس مخالف كه پاك‏دامن در انتظار همتاى مؤمن براى تشكیل زندگى و بهره‏مندى از نعمت و آسایش آن است. البته شكى نیست كه در انتخاب همسر باید طرقى اندیشید تا زندگى زناشویى دچار نابسامانى نشود و كودكان پاى به جهان نهاده حاصل آن دچار افسردگى و ماتم نگردند.

پی نوشت ها

1- شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، آل‏البیت، ج 20، ص 17
2- میرزا آقا نورى‏طبرسى،مستدرك‏الوسائل،ج‏14،ص 153
3- شیخ حر عاملى، پیشین، ج 20، ص 35.
4- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 103، ص 222
5- شیخ حر عاملى، پیشین، ج 20، ص 166.
6 و 7- شیخ حر عاملى، پیشین، ج 20، ص 17
8- میرزا آقا نورى طبرسى، پیشین، ج 14، ص 149
9 و 10- شیخ حر عاملى، پیشین، ج 20، ص 14
11-12-13-14-15-16-17- همان، ج 20، ص 28 / ص 42 / ص 15/ ص 103/ ص 16/ ص 18/ ص 40
18- میرزا آقا نورى طبرسى، پیشین، ج 14، ص 152
19- شیخ حر عاملى، پیشین، ج 20، ص 15
20- همان
21- محمدباقر مجلسى، پیشین، ج 103، ص 219
22و 23- همان، ج 1037 ص 221
24- شیخ حر عاملى، پیشین، ج 20، ص 20
25و26و27- میرزاآقا نورى‏طبرسى، پیشین، ج 14،ص 155
28- شیخ حر عاملى، پیشین، ج 20، ص 18
سایر منابع
- سیدرضا پاك‏نژاد، ازدواج; مكتب انسان‏سازى، یاسر، تهران، بى‏تا
- سید محمدتقى میرسعسعانى، یك روح در دو بدن، محمدى، تهران، بى‏تا
- على مشكینى، ازدواج در اسلام، ترجمه احمد جنتى، الهادى، قم، 1366

منبع:گنجینه معرفت



تاریخ: دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه
اهداف و فوايد ازدواج در اسلام

«وأنکحوا الايامي مِنکُم و الصَّالِحينَ مِن عِبَادِکُم»نور(24)/23
ستايش و سپاس خدايي را سزاست که زيباترين جلوه هاي خلقتش را از پس پرده برخلقش آشکارنمود.او که با تحسين و تقدير از دقايق حکمتش ، آدمي را به تفکر و تعمق در نهان خانه ي راز و رمزهاي هستي واداشت،با عشق و محبت بي کرانش ،اهل دل را خاکساردرگاهش ساخت.با نهادن جذب و انجذاب در تکون هستي،موجودات را در کنار يکديگر از کثرات به وحدت رهنمون ساخت.با نهادينه کردن هم گرايي در وجود آدمي،او را از حصار«خود»رهانيد و به توسعه ي شخصيت و به گرايي هدايت کرد.
آن ذات عاشق،با تقديرعشق بين انسانها،عميق ترين پيوندها را برپايه ي محکم ترين ستون بنا ساخت تا آدمي با شکل دهي صحيح به آن،بتواند دريچه اي به سوي سعادت و فلاح خويش بگشايد.به اوگوهري بخشيد که وجودش،يخ نفس را ذوب کند،غرور را بشکند،خودشيفتگي را بزدايد تا آدمي با دوست داشتن«خويشتن»از«خود پرستي»و محدوديت هاي آن به در آيد،برصف خود فائق آمده، ترس،بخل، بي تابي،حسد و تکبر را نابود سازد.

هرکه را جامه زعشق چاک شد
او ز حرص و عيب به کلي پاک شد

ازدواج،ظهورکاملي ازپرتو افکني خورشيد عشق است.درپرتو پيوندي آگاهانه و عاشقانه، روح به قوت ،رقت، صفا،توحد، همت،دليري،هم رنگي و آرامش مي رسد ،از«من»به«ما»وبه «او».بدين ترتيب خانواده شکل مي گيرد؛نخستين ملجأ ومأمن قابل اعتماد و پايداربراي پاسخ گويي به نيازهايي چون امنيت،الفت،محبت،همراهي و همدلي ؛مکاني براي تعادل بخشي بين شوق زدگي و دل مردگي،بي تابي و افسردگي؛محمل عفت پروري،خود ورزي،شخصيت سازي و اصالت پردازي؛حلقه اتصال تجارب ارزشمند و پوياي تاريخ يک ملت در گذشته،حال و آينده؛حامل ميراث ارزش هاي فرهنگي،اجتماعي،علمي،ديني و فکري يک مرز و بوم؛کارآمدترين عضو حياتي جامعه؛اولين مکان براي يادگيري هاي درست و پرورش هاي اصيل کودکان به عنوان ثمره ي پيوند.
از آنجا که حرکتي مبتني برفطرت و به سوي کمال مطلق،نيازمند آگاهي،خرد،توانايي و عمل است و نتيجه بهره گيري ازساز وکارهاي درست در اين مسير،تکوين وتثبيت اين حرکت ،مطالب ضروري وکاربردي را با صبغه ي ديني والهي و اصول رواشناسي فراروي خوانندگان جوان قرار دهيم.
اين مطالب دردو بخش اصلي مسايل اساسي قبل و بعد از ازدواج را بررسي نمايد.فصل اول به اهداف و فوايد ازدواج دراسلام اختصاص دارد و به لحاظ مشابهت ها و قرابت هاي اهداف آن با فوايد ازدواج ،تحت يک عنوان گنجانده شده است.مسايل اساسي قبل از ازدواج آمادگي هاي ضروري براي ازدواج،ملاک هاي انتخاب همسر، راههاي شناخت او،خواستگاري و سؤالات مربوط به آن ،دوران نامزدي،مباحث مطرح درفصل بعدي است.موضوعاتي که در ادامه بحث درقسمت پس از ازدواج به آن پرداخته ايم، دربردارنده ي ضرورت شناخت پس ازازدواج،آرامش در زندگي و راههاي وصول به آن،جايگاه امورجنسي در روابط همسران و ارائه ي ملاک هاي تشخيص و ويژگي هاي خانواده متعادل مي باشد.در فصل آخر از اخلاق ارتباطي بر اساس اصول مهم و ارائه ي روش هاي مفيد درجهت ارتقاء مناسبات و معاشرت هاي ا نساني سخن گفته شده است.اميد که اين تحفه ي
ناچيزدرنظرربوبي اش قبول افتد و بتوان راه گشاي جوانان درعرصه ي مهم ترين صحنه ي تصميم گيري شان بوده تا در ساحل امن و آرام با سلامت بياسايند.
والعاقبة للمتقين

اهداف و فوايد ازدواج در اسلام

ازدواج فرايندي است عبارت ازکنش متقابل بين دو فرد،يک مرد و يک زن که با پذيرش شرايط قانوني با مدت زمان طولاني درارتباطات جسماني ،عاطفي،اقتصادي،روحي و اجتماعي با يکديکر شريک شده اند.(1)
ازدواج تعهدي مقدس است که همين تقدس،مهم ترين وجه تمايز آن از سايرروابط بين انسان هاست.از ديگر وجوه امتياز ازدواج نسبت به ديگر روابط انساني،گستردگي تعاملات بين فردي دراين پديده است.نکته ي ديگر،نتايج و آثار مترتب برازدواج است.فوائد و آثار زندگي مشترک از لحاظ فردي،اجتماعي،تربيتي،زيستي و غيره قابل بررسي است.اساسي ترين نتايج و هدف هايي راکه از اين پديده دنبال مي شود،در اين فصل تبيين مي نماييم.

1-1محبت خواهي و آرامش روحي

احساس نياز به محبت،هم راهي و هم دردي از جمله مسايل سرشتي و فطري انسان است.نخستين ملجأ و مرجعي که به طورعميق،ريشه دار،طبيعي و سالم جواب گوي نيازهاي مذکور است،کانون مصفاي خانواده است.ارضاي اين نياز يعني تأمين ويتامين هاي رواني زن و مرد.
خانواده اين نياز را که يکي از اساسي ترين نيازهاي روحي بشر است،به سبک و شکلي منطقي و طبيعي پاسخ مي دهد،نه تصنعي و غيرمنطقي.
آدمي درمراحل مختلف زندگي و درکشاش و بحران هاي آن،نياز به دلداري دارد که به او آرامش و سکون بخشد.آن گاه که خود را در مخمصه هاي عظيم گرفتار مي بيند،اميد وانتظار به ارتباط کلامي با کسي که او را دوست بدارد و يار و غم خواراو باشد،مايه ي تسلي خاطر است.ما درهرسني و در هرمرحله اي از حيات که باشيم،خواستار محبت و الفتيم؛مي خواهيم که ديگران ما را دوست بدارند ودراين دوستي صادق و خالص باشند.
جنبه ي دروني اين آرامش در ايمان تجلي مي يابد و جنبه ي بيروني آن در تشکيل خانواده،امنيت جاني،ناموسي،فکري،بياني و شغلي.پس تشکيل خانواده،پاسخ به يکي از عالي ترين نيازهاي فطري بشريعني آرامش روان و محبت خواهي است.
«ومِن ءَاياتِهِ أن خَََلَقَ لکُم مِن أنفسکم أزواجاً لِتَسکُنُوا الَيهَا وَ جَعََلَ بينکُم مَوَدَّةً و رحمةًً انَّ في ذلِکَ لآياتٍ لِقَومٍ يَتَفَکَّرُون»(2)ازنشانه هاي پروردگارتان اين است که از جنس خودتان،همسراني آفريد تا درکنار آنان بياساييد و بين زن و مرد،دوستي برقرار نمود.دراين برنامه،نشانه هايي براي انديشمندان است.
به همين جهت قرآن کريم،رابطه ي بين زن و شوهر را با کلمه ي «مودت»و «رحمت»تعبيرمي کند و از يک راز بزرگ که عبارت است از جنبه انساني زندگي زناشويي،پرده برمي دارد و به ما مي فهماند که هدف زناشويي «اطفاء شهوت»نيست،بلکه اين پيمان ميان زن و شوهر،صلح و يگانگي به وجود مي آورد.
ازدواج پيمان دوستي خالص است،پيماني که به تعبير مسيحيت اتحاد مثلثي از قلب ها،گوشت ها و روح هاست.چنين محبت و دوستي به تعبير قرآن ،از آيات خدا براي انديشيدن است.
درسايه ي اين دوستي،زن وشوهر همچون لباس و پوشش همديگر مي شوند.«هُنَّ لباسٌ لَکُم و اَنتم لباسٌ لَهُنَّ»(3)

1-2پاسخ به دعوت سنت رسول اکرم (ص)

عن النبيِّ (ص)قالَ:يُفتَحُ أبوابُ السَّماءِ في اَربعةِ مَواضِعَ:عندَ نزولِ المطَر و عِندَ نظر الوَلَدِ في وجهِ الوالدين و عِندَ فتح بابِ الکعبةِ و عندَ النِّکاح(4)
از پيامبر خدا (ص)است که فرمود:«درچهار موقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان مي شود:به وقت باريدن باران،به هنگام نظر کردن فرزند به صورت پدر و مادر از باب مهر و محبت،در آن زمان که درِ خانه کعبه باز مي شود و در آن وقت که عقد و پيمان ازدواج بسته شده و دو نفر با يکديگر جهت زندگي جديد، وارد عرصه ي نکاح مي شوند.»
درچهارموقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان مي شود
*به وقت باريدن باران
*به هنگام نظر کردن فرزند به صورت پدر از روي محبت.
*در آن زمان که در خانه کعبه باز مي شود.
*آن وقت که عقد و پيمان ازدواج بسته شده باشد.
قال رسول اللّهِ(ص):النِّکاحُ سنّتي فمن رَغِبَ عن سنّتي فليس منّي(5)
رسول خدا «صلي اللّه عليه و آله و سلم»فرمود:«ازدواج روش من است.هر کس از راه و روش روي بگرداند، ازمن نيست.»
عثمان بن مظعون که به گمان وصول به تقدس و مقام قرب الهي دست از آميزش با همسر کشيده بود،مورد طعنه ي رسول خدا(ص)قرارگرفت؛پيامبر به او فرمود:از سنت من اعراض نکن؛چه هرکس که از روش من روي برگرداند،روز قيامت فرشتگان الهي،سرِ راه را بر او بگيرند و صورتش را از حوض کوثر برگردانند.(6)
پذيرش و انجام امرمقدس ازدواج،پاسخي به نداي مذهب و سنت پيامبر عظيم الشأن و سرور کائنات و قافله سالار انبياء الهي است.
ازدواج ،عبادت را ارزش و ارتقاء مي بخشد.ازنظر اسلام،عبادت فرد متأهل با مجرد يکسان نيست.رسول اکرم (ص)مي فرمايند:دو رکعت نماز فرد متأهل با ارزشتر از هفتاد رکعت نماز فرد مجرد است وچون جواني درآغاز جواني اش همسرگزيند،شيطان فرياد برآورد که واي!او دين خود را از دست من ايمن ساخت !(7)
درجاي ديگر رسول اکرم (ص)به کسب نيمي از دين با پذيرش ازدواج تأکيد نموده و مي فرمايند:«هرکس ازدواج کند،نيمي ازدينش را باز يافته و بايد نسبت به دين ديگر تقواي الهي پيشه کند.»(8)

1-3پاسخ به غريزه جنسي

ازدواج پاسخ به نيازروحي انسان ها در خصوص جفت خواهي وغريزه ي جنسي است.نيازانسانها به داشتن زوج وامورغريزي به حدي است که انسان هاي متعادل راهي جزتشکيل زندگي زناشويي نمي بينند .
ازدواج خوراک وپوشاک است.قرآن تعبير به لباس را حکيمانه مطرح مي نمايد:«هنَّ لباسٌ و انتم لباسٌ لهنّ»عناصرموجودات در نظام هستي هرکدام نيازمند تغذيه هستند.حيات کودکان،به سرور و بازي است.حيات و خوراک روح،به ايمان و عشق و پرستش الهي است.حيات و خوراک مغز و ذهن آدمي به مطالعه و تعقل و مشاهده و ...است.حيات و خوراک زمين،به باريدن است.حيات و خوراک اجتماع،به حکومت و نظم است.حيات و خوراک هنر،به زيبايي و تناسب است.و حيات و خوراک تمايلات جنسي،به ازدواج است و بس.(9)
حيات و خوراک زمين:باران
حيات و خوراک اجتماع:حکومت و نظم
حيات و خوراک هنر:زيبايي و تناسب
حيات و خوراک تمايلات جنسي:ازدواج

1-4تکامل رواني انسان

ميل به ازدواج درميان همه ي انسان ها،حاکي ازاين است که انسان تا زماني که تنها و بدون همسراست،کامل نيست.
زندگي درسايه ي زناشويي به واسطه ي چالش ها،مشکلات،مراودات،ارتباطات خانوادگي و اجتماعي،تلاش،تفکر و توکل براي حل آن ها ،سبب تقويت جنبه هاي مختلف روح آدمي مي شود.
وارد شدن به دنياي تأهل،پدرشدن،مادرشدن و همسرشدن،خصوصيات و انتظارات فردي و اجتماعي خاصي را براي انسان مسؤول و متعهد،متبلور مي سازد و حسن انجام مسؤليت هاي خطيرخانوادگي يعني فربه شدن روح و حرکت به سمت تعادل و تکامل.
آدمي پيوسته در مرز بودن و شدن و درحال نوسان است، ولي جاذبه هاي سنگين ماندن و بودن،بسي نيرومند ترازکشش به سوي والايي و به گرايي است.منظوراز شدن در اينجا تحول و شکفتگي است که قرآن با عبارت منطقي ،به آن اشاره فرموده است:
«و لِلّهِ ملکُ السَّمواتِ و الارض و الي اللّه المصير»(10)و براي خداست آسمان ها و زمين و به سوي او (همه چيز)در حال شدن(صيرورت)مي باشد.
درکتاب قاموس قرآن«صير»به مفهوم انتقال،تحول و رسيدن آمده است.(11)و اضافه مي کند که بايد دانست صيرورت،رجوع وانتقال به طورتحول است،مثل صيرورت نطفه به حالت جنيني.برخي ازروانشناسان مکتب کمال نيزبراين
عقيده اند که چنين اشخاصي (والا گرا)به جاي آنکه بگذارند خوش بختي به سراغشان بيايد،فعالانه در تعقيب آنند،ليکن آن را هدف نهايي خود قرار نمي دهند.(12)
استعدادها براي بروز و تکامل خود،نياز به محيط امن و آرام دارند.چه بسيار استعدادهاي انسان که هرگزخود را نشان نداده يا توسط عوامل بيروني يا دروني سرکوب شده و مجال رشد نيافته اند.با ازدواج و مهارنيروي قو ي غريزه ي جنسي ،روح پرتلاطم و طوفان زده ي جوان،زمينه ي بهتري براي درک حقايق زندگي مي يابد و استعدادهاي او را به حرکت وا مي دارد.
رشد و تکامل درپرتو ازدواج نه تنها موجب سعادت فردي است،بلکه عاملي براي سعادت جامعه مي باشد.وصول به رفاه اجتماعي و رشد مدنيت،بدون ازدواج ميسرنيست.تأمين آرامش رواني و امنيت اجتماع،رشد اقتصادي و پايين آمدن سطح بيکاري و بزه نمونه هايي از تکامل اجتماعي بشراست.(13)به قول ولتر«هر قدرعده متأهلين در جامعه افزايش يابد جنايت کمتر خواهد شد»(14)

1-5سلامتي جسم و جان

سرپيچي ازازدواج براي انسان ها ارزان تمام نخواهد شد.امروزه متخصصين علم پزشکي و روانشناسي از بيماري هاي جسمي و روحي که ناشي از ترک ازدواج است، صحبت مي کنند.
انرژي بي انتهاي رواني انسان ،درصورتي مفيد و هدايت گرخواهد بود که به هماهنگ و متعادل بين اجزا و عناصرمتعدد شخصيت تقسيم شود.با توجه به
اهميت روح به عنوان سرورجسم و راکب تن آدمي و نظربه اين واقعيت که بيش از 90%بيماري ها حتي جسمي منشأ رواني دارد،اختلال در روان ،اختلالات جسمي را درپي خواهد داشت.به تجربه مشاهده شده افرادي که ازدواج نکرده اند،غالباً دردو دسته متضاد و متفاوت خواهند بود.يک گروه کساني که انرژي رواني آنها يعني آن بخش از انرژي روان که ذخيره شده و به مصرف نرسيده،به سمت صرف وقت زياد براي ديگران جهت گيري مي شود؛مهرباني ،رسيدگي به خود و ...اين گروه تعداد بسيار اندکي از مجردين سنين بالا را تشکيل مي دهند.اما با کمال تأسف خيل عظيمي از مجردين مسن را کساني تشکيل داده اند که بعضاًخصوصيات زيراز آنها قابل مشاهده و حتي تحقيق علمي است:
کينه توزي،تندخويي،عدم مدارا با مردم،ضعف در ارتباطات اجتماعي،حسادت،تنبلي،ضعف درمسئوليت پذيري،انزوا،چاقي مفرط يا لاغري مفرط،ترديد دائم درمورد وفاداري مردان يا زنان،عقايد تعصب آميز،زود رنجي ،ناتواني ازاحساس آرامش،عواطف محدود،چشم چراني ،طبيعت سرد و بي هيجان،ضعف درابرازاحساسات،کمبود احساسات لطيف و ملايم،حالت عقده اي داشتن و...
برخي ازموارد ذکر شده ازعلائم و نشانه هاي اختلالات شخصيتي مي باشد.کلام پيامبرحق و رحمت(ص)چه حکمت ها دارد که فرموده اند :«شرارُ اُمَّتي عذابُها»(15)جوانان بي همسر بدترين افراد امت من هستند.
مردي به نام عکاف زن نمي گرفت.روزي به محضر رسول اکرم(ص)شرفياب شد.حضرت پس از اين که از تمکن مالي و سلامت جسمي او پرسش هايي کرد و او
جواب داد،درکمال صراحت فرمود:«تزوّج و الّا فأنت من المذنبين»(16)ازدواج کن و گرنه از گناهکاران به حساب مي آيي.
ازدواج مي تواند عاملي براي پرهيز ازخطر و سببي براي حفظ سلامت تن و روان باشد.خودداري از ازدواج عوارضي پديد مي آورد که حاصل آن،خروج از حد تعادل است .
روان کاوان يکي از علل مهم جنايات درافراد را محروميت از اعمال جنسي مي دانند.چنان که ويل دورانت در کتاب لذات فلسفه مي نويسد:«اگرراهي پيدا شود که ازدواج درسال هاي طبيعي انجام گيرد،فحشا و امراض خطرناک و تنهايي بي ثمرو انحرافات که زندگي معاصررا لکه دار کرده است،تا نصف تقليل خواهد يافت.»ازدواج سبب حفظ عفت و دوري از آلودگي هاي متعدد مي شود و اين خود سبب کناره گيري فرد از عوارض ناامن کننده ي روان و برهم زننده ي سلامت جسم است .
با حفظ عفت،آدمي براي ارضاي غريزه ناچار نمي شود عزت نفس،شخصيت و مناعت خود را دست خوش ذلت کند و با نگاه هاي آلوده و خيانت ها که همراه با دلهره ها و ترس ها مي باشد،امنيت خود رابه خطراندازد.رسول خدا(ص)به زيد بن حارثه فرمود:«تَزَوَّج تستعفَّ مع عِفَّتِکَ»(17)ازدواج کن تا با پاکدامني زندگي کني.
در سخن ديگري فرمود:مردان را زن دهيد تا اخلاقشان را نيکو و ارزاقشان را وسيع و جوان مردي شان را زياد فرمايد.(18)بدون شک هنگامي که تن به ازدواج دهد از چشم چراني و بوالهوسي نجات مي يابد ودرباره ي زنان ديگر همان گونه رفتار
خواهد کردکه انتظار دارد با همسراو رفتار نمايند.براين اساس به صورت خواسته يا ناخواسته،خود را ملزم به حفظ عفت و رعايت جوانمردي مي کند.

1-6توليد نسل

حضرت رسول(ص)فرمودند:اگر فرزند سقط شود،والدين را بهشت مي برد.(19)انسان به دليل حب ذات،فطرتاً ميل دارد مانند خود را توليد کندو داشتن فرزندهم باعث ادامه ي نسل او خواهد شد .انسان سالم علي رغم تحمل سختي و رنج،مبادرت به امر ازدواج و بچه دار شدن مي نمايد و نيک مي داند رشد و تکامل شخصيت واقعي،مديون تلاش ها و مجاهدت هاي مستمراو در صحنه ي زندگي خواهد بود.اين خواست فطري انسان موجب حفظ و بقاي جامعه ي انساني به صورت پاک و سالم مي شود،چرا که با ارضاي غريزه ي جنسي به صورت غيرمشروع نيزتکثيرنسل ممکن است ولي دراسلام توصيه به برجاي گذاردن نسلي پاک و طاهر شده است تا پرورش چنين نسلي برعهده ي پدرو مادرمعين بوده و اصل و نسب انسان ها مشخص باشد.
حضرت يعقوب (ع)به فرزندش دستورداد:زن بگيربدان اميد که خداوند از او نسلي پديد آورد که زمين را با تسبيح خدا گران بار کند.(20)

1-7هدف گزيني در زندگي

مي توانيم نقش هدف را در زندگاني بشر،به مانند قطب نما براي کشتي هاي اقيانوس پيما درنظرآوريم.همان گونه که در دل آب هاي بي کران،وجود قطب نما جهت و مقصد را به ناخداي کشتي نشان مي دهد،هدف هاي زندگي هم موجب
جهت گيري صحيح انسان ها شده و آنان را از سرگرداني و پوچي باز مي دارد.به ويژه درزندگي مشترک که هريک از زوجين به اميد يکديگر اين مرحله را آغازمي کنند،نقش هدف ها در زندگي،تعيين کننده و زيربنايي است.هدف در زندگي مشترک علاوه برجنبه ي انگيزشي آن،عاملي باز دارنده از روزمرگي،درون تهي شدن و پوچي است.(21)

1-8تربيت خويشتن

ازدواج اولين قدمي است که انسان ازخود پرستي و خود دوستي به سوي غير دوستي برمي دارد.قبل از ازدواج،فقط يک «من»وجود داشت و همه چيز براي «من»بود.اولين مرحله اي که اين حصار شکسته مي شود، يعني يک موجود ديگري هم در کنار اين «من»قرارمي گيرد و براي او معني پيدا مي کند،زحمت مي کشد،خدمت مي کند،درازدواج است.بعد که داراي فرزندان مي شود،ديگر«او»تبديل به «آن ها»مي شود.
تجربه هاي قطعي نشان داده است افراد پاک مجردي که به بهانه اصلاح نفس به ازدواج تن نداده اند،اولاً اغلب درآخرعمر پشيمان شده اند و ديگران را توصيه به ازدواج نموده اند و ثانياً علي رغم تحصيلات عالي درفقه و اصول يا حکمت و فلسفه و رسيدن به مقامات عرفاني،درسنين بالا هنوز حالت خامي و بچگي را از دست نداده و به تکامل و تعادل روحي و شخصيتي نرسيده بودند.
استاد شهيد مطهري صراحتاً مي گويد:پيامبراني که ازدواج نکرده اند،تفاوت هاي چشم گيري با پيامبراني که ازدواج کرده اند،دارند.(ايشان پيامبران مزدوج را کامل تر
مي دانند.)تشکيل خانواده يک عامل اخلاقي است و اين يکي از علل تقدس ازدواج دراسلام است که جانشين نمي پذيرد.(22)

از قضا افتاد معشوقي درآب
عاشقش خود را درافکند از شتاب

چون رسيدند آن دو تن با يکدگر
آن يکي پرسيد از اين :کي بي خبر

گفت :من خود را در آب انداختم
زانکه خود را از تو مي نشناختم

روزگاري شد که باشد بي شکي
هم تو من،هم من تو،وان هر دو يکي

تا دويي برجاست در شرکت بتافت
چون دويي برخاست،توحيدت بتافت

تو در او گم گرد ،توحيد اين بود
گم شدن،گم کن که تفريد اين بود

«عطار»

1-9عشق خواهي

«من أحبَّ أن يَلقِيَ اللّهَ طاهراً مطهَّراً فليَلقَهُ بزوجةٍ»هرکس دوست دارد پاک مطهر به خدا برسد،همسراختيار کند.(23)
عشق يکي ازپاسخ هاي رضايت بخش و عاقلانه به معماي پيچيده ي جان بشر است و با ازدواج حرکتي منطقي و سالم پيدا مي کند.
انسان موجودي عشق آشنا و تنهايي گريز،براي گريز از اين مشکل راههايي را برمي گزيند.راه طبيعي براي روبرو شدن و کنار آمدن با تنهايي ،عشق و پرستش ذات اقدس الهي است و ازدواج يکي از راه هايي است که در مسير عبوديت و تکميل دين و معنويت و اقناع انگيزه ي عشق طلبي فطري بشر ،قرار دارد.راه هاي غيرطبيعي به سمت عشق هاي ناسالم و اخلاق کش و عفت سوز سو پيدا مي کنند.که هرچند ممکن است براي دوران جواني لذت و آسايش کاذب را همراه آورد ولي در دوران ميان سالي و بزرگ سالي فوق العاده از لحاظ روحي و رواني به انسان آسيب مي رساند.پايه و اساس معنويت عشق به خداست ،همان گونه که پايه و اساس زندگي زناشويي عشق است.عشق توأم با تعقل و تعقل توأم با عمل صالح،مثلث هدايت و رضايت زناشويي را تشکيل مي دهد.عشق و دوستي ،ريسمان محکمي است که قلوب را به هم پيوند مي زند.عشق سالم توأم با تمايلات جنسي مشروط ،عامل استحکام پيوند زناشويي است.زيرا عشق باعث جذب زن و شوهر به يکديگر شده و استمرار و پيوند و هماهنگي و همکاري بين آنان را تا حدود زيادي رقم
مي زند.مسايل جنسي نيزسبب تداوم حيات خانوادگي شده و وجودش براي زندگي لازم است.درازدواج هرچند تمايلات جنسي در مرتبه اول قرار نمي گيرد ليکن خلأ آن ،مشکلات زناشويي را دامن مي زند.زندگي سالم زناشويي که با ازدواج شروع مي شود،عامل رشد عواطف سالم و لطيف آدمي است .اين عواطف زماني هماهنگ و سالم توسعه مي يابند که احساسات و امور جنسي تماماًازطرف دختر و پسربکر،سالم و عفيف مانده باشد.
هدايت و رضايت زناشويي=عمل صالح+تعقل+عشق

بحري است،بحر عشق که هيچش کناره نيست
آن جا جز آن که جان بسپارند،چاره نيست

هر گه دل به عشق دهي ،خوش دمي بود
در کار خيرحاجت هيچ استخاره نيست

فرصت شمرطريقه ي رندي که اين نشان
چون راه گنج برهمه کس آشکاره نيست

اورا به چشم پاک توان ديدچون هلال
هر ديده جاي جلوه ي آن ماه پاره نيست

از چم خود مپرس که ما را مي کشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست

نگرفت درتو گريه ي حافظ به هيچ روي
حيران آن دلم که کم سنگ خاره نيست

پي نوشت:

1-منيژه کرباسي،مسائل نوجوان و جوان،ص106.
2-روم (30)/21.
3-بقره (2)/187.
4-بحارالانوار ،ج100،ص221.
5-همان ،ص220.
6-دعائم الاسلام ،ج2،ص190.
7-نهج الفصاحه ،ص485.
8-بحارالانوار،ج100،ص219.
9-محمد احسان تقي زاده ،عشق سالم و ناسالم ،ص35.
10-نور (24)/42.
11-قاموس قرآن،ج4،ص168.
12-دو آن شولتس ،روان شناسي کمال ،ترجمه ي خوشدل،ص208.
13-منيژه کرباسي ،مسائل نوجوان وجوان ،ص107.
14-قربان علي ميرزايي،ضرورت ازدواج،ص65.
15-مستدرک الوسائل ،ج 14،ص155.
16-همان.
17-شيخ صدوق،الخصال،ج 1،ص316.
18-بحارالانوار،ج100،ص223.
19-کافي،ج 5،ص334.
20-همان،ص333.
21-محمد رضا شرفي،خانواده ي متعادل،ص27.
22-مرتضي مطهري،تعليم و تربيت در اسلام،ص397.
23-بحارالانوار،جلد3،ص221؛وسايل الشيعه،ج20،ص18.




تاریخ: دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

 

ازدواج های ممنوع و حرام در اسلام

 اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده در اسلام آنقدر زیاد است که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در احادیث متفاوت و به گونه های مختلفی بارها و بارها بر آن تاکید فرموده اند.
 

« ما بنی بناءً فی الاسلام احب إلی الله من التزویج؛ (مستدرک الوسائل، ج 14، ص 153.) نزد خداوند هیچ بنایی محبوبتر از خانه ای نیست که از طریق ازدواج آباد گردد.»

و نیز می فرمایند: «برای مرد مسلمان(بعد از ایمان به اسلام) فایده ای برتر از همسری مسلمان نیست که مرد با نگاه به او شادمان گردد و...» (بحارالانوار، ج 10، ص217.)

با اینکه در اسلام در مورد مباحث مهمی چون ازدواج کردن، اجتناب از تجرد، آداب ازدواج و... بسیار بحث شده و مسیر برای مومنان هموار و روشن گردیده است، اما در کنار آنها بحث بسیار جالب دیگری با عنوان «ازدواج های ممنوعه» نیز مطرح می شود که بررسی آن لازم و ضروری به نظر می رسد.

در اسلام ازدواج های ممنوع به چند دسته تقسیم می شوند:

  • الف) ازدواج با محارم

« برای شما (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه هایتان و خاله هایتان و دختران برادران و دختران خواهرانتان و مادرانی که شما را شیر داده اند و خواهران رضاعی شما و مادران همسرانتان و دخترانشان حرام است... » (سوره نساء، آیات 22 و 23)

محارم سه دسته اند:

1. نسبی: برخی از زن و مردها به واسطه خویشاوندی بر هم محرم شده و نمی توانند با هم ازدواج نمایند.

محارم مرد:

-مادر و مادر بزرگ ها
-دختر
-نوه های دختری و پسری
-خواهر
-دختر خواهر و نوادگان او
-دختر برادر و نوادگان او
-عمه و عمه های پدر و مادر
-خاله و خاله های پدر و مادر

محارم زن:

-پدر و پدربزرگ ها
-پسر
-نوه های پسری و دختری
-برادر
-پسر برادر و نوه های او
-پسر خواهر و نواده های او
-عمو و عموهای پدر و مادر
-دایی و دایی های پدر و مادر

2. سببی: افراد به واسطه ازدواج بر برخی دیگر محرم می شوند.

کسانی که پس از عقد به داماد محرم می شوند:

-مادر و مادربزرگ های عروس
-دختر زن ( نادختری) و نوه های او
-زن پدر( نامادری)
-زن پسر (عروس)
-نواده های پسری زن

کسانی که پس از عقد به عروس، محرم می شوند:

-پدر و پدر بزرگ های داماد
-پسرشوهر (ناپسری) و نوه های او
-شوهر مادر (ناپدری)
-شوهردختر (داماد)
-نواده های دختری شوهر

3. رضاعی: اگر کودکی، شیر زنی غیر از مادر خود را ( با شرایط خاصی) بنوشد، به آن زن و بستگان او محرم می شود. در اصطلاح به این نوع رابطه، محرمیت رضاعی یا شیری گفته می شود.

شرایط شیرخوارگی محرمیت:

-شیر زن، محصول زایمان و آمیزش حلال باشد. یعنی اگر زنی بدون زایمان کودک را شیر بدهد یا از راه زنا زایمان کرده باشد، به کودک محرم نمی شود.

-کودک، شیر را به طور مستقیم از سینه زن بمکد نه از طریق شیشه شیر و...
-2 سال کودک تمام نشده باشد.
- کیفیت شیر خوردن کودک به صورتی باشد که: آن قدر شیر بخورد که گوشتش بروید و استخوانش محکم شود، یک شبانه روز، غذایش منحصر در شیر دایه باشد، یا 15 مرتبه به طور متوالی شیر دایه را بنوشد. (تحریرالوسیله، ج 2، ص 265-267)
  • ب) ازدواج با کافر

در دین مبین اسلام فرد مسلمان حق ازدواج با کافر و مشرک را ندارد. چه به طور دائم، چه به طور موقت. ولی ازدواج موقت مرد مسلمان با زن اهل کتاب، مانند یهودی و مسیحی جایز است. (همان، ص 285)

« ... هرگاه زنان را مومن یافتید آنها را به سوی کفار باز نگردانید. نه آنها برای کفار حلالند و نه کفار برای آنها حلال ... » (سوره ممتحنه، آیه 10.)

« با زنان مشرک ازدواج نکنید، مگر آن که ایمان آورند و همانا کنیزکی با ایمان بهتر از زن آزاد مشرک است، هر چند از حسن او به شگفت آیید و زن به مشرکان ندهید، مگر آن که ایمان آورند و ...» (سوره بقره آیه 221)

  • ج ) ازدواج با زن عده دار

« و در باره آنچه شما به طور سربسته از آنان (در زمان عده شان) خواستگارى کرده یا (آن را) در دل پوشیده داشته اید بر شما گناهى نیست‏. خدا مى دانست که (شما) به زودى به یاد آنان خواهید افتاد ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذارید مگر آنکه سخنى پسندیده بگویید و به عقد زناشویى تصمیم مگیرید تا زمان مقرر به سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در دل دارید مى داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده و بردبار است.» (سوره بقره آیه 235)

عده به مدت زمانی گفته می شود که زن بعد از وفات شوهر یا پس از جدائی از او، باید در آن مدت از ازدواج امتناع ورزد.

انواع عده:

- عده زنی که قاعده و حیض می شود سه دوره حیض است .
-عده زنی که حیض نمی شود سه ماه است .
-عده زنی که شوهرش مرده چهار ماه و ده روز است مشروط بر آنکه آبستن نباشد.
-عده زنی که حامله است تا زمان وضع حملش می باشد.
  • د) ازدواج با زن شوهردار

« و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آنها را که (از راه اسارت) مالک شده‏اید (زیرا اسارت آنها در حکم طلاق است). اینها احکامى است که خداوند بر شما مقرر داشته است ... » (سوره نساء ، آیه 24)

براساس این آیه زنان غیر مسلمانى که در جنگ ها به اسارت مسلمانان در می آمدند، اسارتشان بمنزله طلاق از شوهران سابقشان تلقى می شده و اجازه داشتند پس از اتمام دوره عده شان با فرد دیگری ازدواج نمایند. این حکم درست مانند حکم زن غیر مسلمانى است که با اسلام آوردنش، رابطه اش با همسر سابقش (در صورت ادامه کفر) قطع ‏گردیده و در ردیف زنان بدون شوهر قرار می گیرد.




تاریخ: دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه
روابط جنسی در ازدواج از نظر اسلام 

 

چکیده :

 در مجموع این مقاله پیرامون ازدواج و مسائل آن است. در ابتدا با اهمیّت ازدواج شروع می‌شود. با آیات و روایات ادامه پیدا می‌کند؛ و بعد به صورت تخصّصی وارد موضوع روابط جنسی با توجه به احکام و روایات می‌شویم. از جمله مسائل مهم و اساسی در ازدواج مسئله روابط جنسی است؛ که بسیاری از اختلافات و مشکلات با توجّه دقیق به این مطلب حل خواهد شد. در این بحث مطالبی پیرامون آمیزش، زیبایی و جمال، مرتب بودن، آرایش، نظم، بوی خوش، بهداشت و نظافت، بهداشت روانی، رهبانیّت، سرگرمی، حیاء، آداب آمیزش، یاد خدا، عمر جاودانه، علاج هیجان جنسی و در نهایت نتیجه مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در مجموع، سخن از توجّه به مطلب روابط زناشویی و به خصوص جنسی است که چه بسا افراد زیادی در جامعه ما به جهت کم اهمیّت دانستن این مطلب و عدم توجه به درخواست طرف مقابل اعم از زن و شوهر با مسائل روانی گسترده دست و پنجه نرم می‌کنند؛ از این باب بر آن شدم که پیرامون این بحث از مسائل ازدواج را به صورت جزئی‌تری مورد بررسی قرار دهم. امید است؛ به این هدف نائل گردم.

مقدمه
 

وَانْکِحُوا الایامی مِنْکُم و الصّالحینَ مِن عِبادکُم وَ امائِکُم ...،(1)
مردان بی زن، زنان بی شوهر و بندگان صالح خود را به نکاح آورید، اگر فقیر هم باشند خداوند از فضل خویش آنها را بی نیاز می‌سازد و خداوند وسعت دهنده داناست.
در آ‌غاز سخن با آیه فوق بحث را شروع می‌کنیم. خداوند در این آیه به بزرگترها دستور می‌دهد که حتّی اگر جوانان فقیر و محروم هستند و امکانات تشکیل زندگی و خانواده را ندارند وظیفه شماست که امکانات را برایشان فراهم کنید و آنها را به ازدواج دعوت نمایید. طبیعی است؛ اگر نسل جوان دارای امکانات بود خود به این امر مقدّس همت می‌ورزیدند؛ ولی عواقب شوم تأخیر ازدواج و عدم یاری رسانی به نسل جوان برای تشکیل خانواده بر دوش بزرگان قوم، فامیل، دولت و ملّت است با این سخنان وارد این موضوع می‌شوم که از مهّمترین مسائل بعد از ازدواج مسائل جنسی است؛ که باید بیش از پیش به صورت دقیق و تخصّصی از نظر دیدگاه دین مبین اسلام مورد بررسی قرار گیرد؛ که چه بسیاری از مشکلات روحی و روانی در خانواده‌ها به این امر و عدم دقّت در آن باز می‌گردد. امید است بتوانیم با پرداختن به آن باری هر چند کم از دوش اجتماع بردارم و رسالت خویش را آنگونه که رضایت حقّ در آن است انجام دهم.
واژگان کلیدی : آمیزش ، زیبائی ، ازدواج ، همسر

اهمیّت ازدواج
 

پیرامون موضوع ازدواج در اسلام و اهمیت آن در بنیان خانواده و در پرتوی آن اجتماع صحبت بسیار است. این سنت حسنه در بر دارنده ابعاد فردی و اجتماعی بسیاری است. ظرفیّت‌سازی فردی و اجتماعی یکی از ابعاد مهّم در ازدواج است. آن زمان که انسانی در جایگاه فردی از افراد خانواده و در حقیقت رکن اساسی و اصلی یعنی زن و شوهر واقع می‌شود، غیر از خود باید در امور دیگران را هم مدّ نظر قرار دهد، و به آنها اهمیت دهد. قبول کردن دیگران در کنار خویش با وجود اختلافات فکری و شخصّیتی بسیار اهمیّت دارد؛ زیرا هیچ انسانی مثل انسان دیگر نیست. جمع شدن در عین وجود اختلافات نیاز به ظرفیّت دارد، با وجود اینکه انسان دائم در حال امتحان است؛ ازدواج امتحان بزرگی برای افراد خواهد بود؛ چه بسیار افرادی که خود و جامعه آنها را خوب و متعالی فرض می‌کرد؛ ولی در ازدواج موفق نبودند؛ و چه بسیار افراد بد و پست که به واسطه ازدواج در اوج قرار گرفتند؛ این نشان از ناشناخته بودن ازدواج در جامعه است. انسان با ازدواج کامل می‌شود و بهتر از بگوییم تجزیه می‌شود؛ و نا خالصیهایش نمایان می‌شود. اگر استقامت کند بارور و شکوفا، و در غیر اینصورت دچار ضعف و بدبینی و دیگر مشکلات خواهد شد؛ برای خود و دیگران مانع پیشرفت خواهد شد. به واسطه ازدواج زندگی او محور و آرامش پیدا می‌کند. قرآن مجید هدف از ازدواج را آرامش، صفا، صمیمیت و رحمت می‌داند. «خلق لَکُمْ مِن اَنْفُسِکُمُ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوُدَهً وَ رَحْمَه» (2)
پس باید نسبت به تکمیل نسل جوان و قراردادن محور آرامش و آسایش او همّت ورزیده تا از گناه و انحراف مصون و محفوظ بماند.
حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرماید:
اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه الاّ تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر (3)
هنگامی که فردی به عنوان خواستگاری آمد که از نظر خلق، اخلاق و دیانتش راضی هستید؛ پس او را به ازدواج در آورید. اگر چنین نکردید فتنه و فساد بزرگ بر روی زمین بوجود خواهد آمد. راستی این فتنه و فساد همین بالا بودن آمار جرم، جنایت و انحرافات اجتماعی نیست که جهان را در بر گرفته است و یک جامعه اسلامی باید از آن پاک و مبّرا باشد.
ازدواج به موقع نیز یکی از نیازهای مهم و اساسی نسل جوان است و تأخیر یا عدم امکان ازدواج مشکلات فراوانی را برای خانواده و جامعه بوجود می‌آورد. از آنجایی که یکی از مهمترین مسائل در ازدواج بحث روابط جنسی است و اطلاعات دینی و مذهبی راجع به این موضوع کمتر در دسترس افراد هست؛ به این نتیجه رسیدم که از این باب موضوع ازدواج را مورد بررسی قرار دهم؛ و بخشی از مسائل این موضوع را مورد تحلیل قرار خواهم داد.

آمیزش جنسی
 

بهترین لذت

اّلّذُّ الأشیاءِ مُباضَعَهُ النّساءِ
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ لذّتی برای مردم در دنیا و آخرت بیشتر از لذّاتی که از زنها می‌برند نیست. سپس حضرت با قرائت آیه 15 سوره آل عمران فرمودند: همانا اهل بهشت (نیز) در بهشت از چیزی مثل آمیزش جنسی لذّت نمی‌برند حتّی از خوراکی و نوشیدنی (4)
و در حدیث دیگری امام صادق علیه‌السلام از اصحاب خود سؤال نمود که لذیذترین چیزها چیست؟ هر کدام چیزی گفتند، حضرت فرمودند: لذیذترین چیزها آمیزش جنسی با زنان است. (5)
مؤلف گوید: آوردن این احادیث از زبان رهبران اسلامی که مظهر معنویّت و زهد و علم هستند از این جهت است که روشن گردد، دینداری و دستورات دینی تنها جنبة معنوی نداشته، و اسلام به کامجوئی و لذّت‌های حلال نه تنها بی‌توجّه نیست بلکه آن را مورد تشویق نیز قرار می‌دهد. آمیزش حلال ثواب دارد
امام صادق علیه‌السلام در ضمن حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه و‌آله نقل فرمود: که حضرت به ابوذر فرمودند: برو نزد خانواده‌ات تا پاداش بری، ابوذر پرسید: یا رسول‌الله، آیا نزد ایشان روم پاداش می‌برم؟
حضرت فرمود: همچنانکه اگر از راه حرام اقدام کنی گناه کرده‌ای اگر به حلال باشد پاداش می‌بری (6)
در حدیث دیگری حضرت نقل فرمود که روزی پیامبر وارد اتاق همسرش ام‌سلمه شد بوی خوبی استشمام نمود، سؤال فرمود که آیا حولاء (نام زنی است که با عطر سر و کار داشته است) اینجا آمده است؟ ام‌سلمه گفت: الان اینجاست و از شوهرش شکایت دارد، حولاء آمد و به حضرت عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد، همسرم از من روی می‌گرداند.
حضرت فرمود: بوی خوش را برایش افزون کن، عرض کرد هیچ عطری نمانده که نزده باشم با این حال از من روی می‌گرداند.
حضرت فرمود: ای کاش می‌دانست که با روی آوردن به تو چه نصیبش می‌شد؟، پرسید چه نصیبش می‌شد؟ حضرت فرمود: همینکه بطرف تو می‌آمد دو فرشته او را در برگرفته، همچون مجاهدی خواهد بود که در راه خدا شمشیر کشیده. جهاد می‌کند و چون آمیزش کند گناهان او همانند برگ درخت فرو می‌ریزند و هنگامی که غسل کند از گناهان بیرون رود. (7)

آمیزش یک نیاز است نه هوس
 

ازدواج و زناشوئی یک مسأله تشریفاتی نیست که بصورت آداب و رسوم بی‌محتوا انجام گیرد، بلکه ازدواج بمعنی پاسخ دادن به یک نیاز حیاتی در انسان است، که زن و مرد بواسطه انجام آن برای سعادت خود و اجتماع اقدام می‌کنند.
اگر به ازدواج از این دید، یعنی بعنوان یک نیاز نگاه کنیم، نسبت به آمیزش جنسی و همبستری میان زن و شوهر نظری منطقی و عاقلانه خواهیم داشت.
در این میان یکی از مهمترین پایه‌ها و ارکان هر ازدواج و زناشوئی حقیقی، تأمین نیازهای جنسی و لذّت جوئی‌های شهوی است، و اصولاً اهمیّت و فضیلت ازدواج در حدّ بالائی در گرو ارضاء همین غریزه جنسی پسر و دختر است عمل کامیابی و لذت جوئی گر چه به ظاهر مثل سایر جانداران انجام می‌گیرد.

آمیزش را منطقی و کامل انجام دهید
 

اما در انسان علاوه بر غریزه با فکر و روحیّات نیز همواره است، و به همین جهت، عمل آمیزش در انسان، به صورت برخورد دو نیروی جامد و بی‌احساس صورت نمی‌گیرد، و اگر کسی گمان کند، به صرف دفع منی و شهوت، به اهداف ازدواج رسیده است، در اشتباه است یک آمیزش کامل می‌تواند، روح و جسم طرفین را معتدل کند، استعدادها را شکوفا کند، صفا و صمیمیّت را برای طرفین به ارمغان آورد.
و این کار میّسر نیست، جز به کمک احساسات واندیشه و بکار بردن روشهای متناسب، گر چه جزئیات عمل آمیزش، قابل تذّکر نیست و بخاطر غریزی بودن آن، طرفین خصوصّیات متناسب را انتخاب می‌کنند، اما گفتن مطالب اساسی و تدابیر مهمی که احیاناً ممکن است مورد غفلت قرار گیرد همچنانکه در روایات آمده، لازم است.
زن و شوهر همواره باید برای یکدیگر مظهر جمال و زیبائی باشند
التذاذ و کامیابی در زندگی زناشوئی، اگر بمعنی همبستری و مقاربت باشد، محدود به زمان و مکان خاصی و هر چند روز یکبار صورت می‌گیرد، اما ارضاء غریزه جنسی تنها به مقاربت خلاصه نمی‌شود، بلکه زن و شوهر همیشه باید در مقابل یکدیگر به گونه‌ای ظاهر شوند، که برای دیگری مظهر جمال و صفا و زیبائی باشند.
زن یا مردی که سر و صورت و لباس او همواره نامناسب و یا کثیف است، و یا خانه و فرزندانش تمیز و مرتب نیست ، از دید همسر خود ساقط می‌شود.
حس زیبائی جوئی و دوست داشتن تمیزی و منظّم بودن، همیشه زنده است، و طرفین می‌بایست از آن غافل نشوند، با همین نظر است که زن و مرد هیچگاه نباید با انجام کاری یا حالتی دیگری را از خود منزجر کنند، کثیف بودن، و یا کثیف کاری کردن، و ناهنجار در مقابل هم ظاهر شدن، به روابط زناشوئی لطمه می‌زند.
زن و مرد نباید، تمیزی و زیبایی و مرتّب بودن را برای دیگران یا میهمان قرار دهند، ولی در چشم یکدیگر بصورت زشت جلوه کنند، صفای زندگی به شور و علاقه زن و شوهر به یکدیگر است، نه اینکه در مقابل دیگران تظاهر به زیبائی و تمیزی کنند ولی این زیبائی را از همدیگر دریغ دارند.

زن باید همواره مرتب باشد
 

لا یَنْبَغی لِلْمَرْأهِ اََنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ اِنْ تُعَلِّقْ فی عُنُقِها قَلادَهً
امام باقر(ع) فرمود: شایسته نیست زن خود را رها کند و زینت نکند گر چه با یک گردنبند باشد. (8) (زن باید برای شوهرش همیشه مظهر جمال و تمیزی باشد تا از نظر شوهر سقوط نکند و دیگران چشمان او را پر نکنند).

بهترین آرایش
 

عَلَیْها اَنْ تَتَطَیَّبَ بِأطْیَبِ طیبها وَ تَلْبَسَ اَحْسَنَ ثِیابِها وَ تُزَیِّنَ بِأحْسَنِ زینَتِها وَ تَعْرِضَ نَفْسَها عَلَیْهِ غُدْوَهً وَ عَشِیَّهً
پیامبر اکرم (ص) فرمود: بر زن لازم است که بهترین عطر خود را بکار برد و بهترین لباس را بپوشد و به زیباترین شکل زینت کند و خود را صبح و شام بر شوهرش عرضه کند (9) (چرا که مرد در اثر رفت و آمدهای خارج منزل اگر تمایل جنسی داشته باشد راه وسوسه شیطان بسته باشد).
امام باقر علیه السلام خود را برای همسرش مرتب می‌نمود
مردی بنام حسن زیات گوید: من و دوستم نزد حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام رفتیم، حضرت را دیدیم که در اتاقی مرتب و زینت شده نشسته با لباسی زیبا و چشمها را سرمه کشیده و محاسن خویش را معطر نموده است، سؤالاتی داشتم پرسیدیم، وقتی خواستیم برویم حضرت به من فرمود: فردا تو و رفیقت بیائید پیش من، عرض کردم به چشم فدایت شوم، فردا که خدمت حضرت رسیدیم، دیدم که – برعکس دیروز- حضرت در اتاقی نشسته که جز حصیر در آن نیست، و لباس ضخیمی هم پوشیده است، حضرت به رفیق من فرمود: ای برادر اهل بصره، تو دیروز که نزد من آمدی، من در اتاق همسرم بودم، دیروز موعد او بود، اتاق هم اتاق او، اثاث همه اثاث او بود، او خود را برای من زینت کرده بود، من هم بایست متقابلاً خود را برایش زینت می‌کردم، سپس فرمود: در دلت چیزی (شبهه‌ای) نیاید.
رفیقم عرض کرد: فدایت شوم در دلم چیزی خطور کرد اما الان بخدا هر چه بود بر طرف شد و دانستم که حق همان است که فرمودی (10) (یعنی مبادا کسانی بخاطر برداشت نابجا معنویت و زهد، از آراستن خود و لذّت جوئی حلال امتناع کنند).

زن و زینت
 

لابَأسَ عَلَی الْمَرأهِ بِما تَزَیَّنَتْ بِهِ لِزَوْجِها
امام باقر (ع) فرمود: هر چه زن برای شوهرش زینت کند مانعی ندارد(11) (مبادا بانوان تمیزی، آرایش، لباس زیبا پوشیدن و سایر اموری که موجب زینت آنهاست را با دینداری و زهد و اقتصاد در زندگی منافی ببینند).

زن و بوی خوش
 

لِتُطَیِّبِ الْمَرْأهُ الْمُسْلِمَهُ لِزَوْجِها
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: زن مسلمان باید خود را برای شوهرش خوشبو کند (12) (سعی اسلام بر این است که در مقابل آنهمه دستورات اکید بر ممانعت از شهوترانی، زن و شوهر چنان با یکدیگر برخورد کنند که غریزه جنسی یکدیگر را اشباع کرده و زمینه فساد از بین برود).
زیبائی و مرتب بودن عفت را زیاد می‌کند
امام رضا (ع) از پدرانش روایت کند که فرمودند: زنان بنی اسرائیل از عفت به بدکاری کشیده شدند و علتش چیزی نبود مگر اینکه شوهرانشان به خودشان نمیرسیدند و فرمود زن از تو همان می‌خواهد که تو از او می‌خواهی (13) (زیبائی و نظافت و تمیزی را با همسرانتان رعایت کنید).

بهداشت و نظافت هنگام آمیزش
 

بهتر است زن و مرد قبل از آمیزش خود را تمیز کنند، مخصوصاً آلات تناسلی را با آب بشویند، بر زن و مرد لازم است که قبل از آمیزش مثانه را از ادرار خالی کنند، مخصوصاً برای زن، و بعد از آمیزش نیز حتماً ادرار کنند، تا گرفتار عفونتهای تناسلی نشوند. عدم رعایت بهداشت ممکن است مرد و زن را به بیماریهای میکروبی و یا انگلی و یا ویروسی دچار کند. اگر ناحیه تناسلی بخاطر ماندن چرک و کثافات و رسوبهای دیگر در شیارهای پوستی یا از باقیمانده‌های قاعدگی و ادرار بوی زننده دارد، می‌بایست قبل از آمیزش با آب ملایم و صابون آن را شستشو داد، مخصوصاً اگر زن استحمام بگیرد بوی خاصی از بدن او بلند می‌‌شود که برای غالب شوهران خوشایند است.

یک دستور بهداشتی روانی
 

پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی علیه‌السلام فرمود: هنگام آمیزش با همسرت از دو دستمال جداگانه استفاده کنید و با یک دستمال خود را پاک نکنید (14) (عدم رعایت این نکته از نظر بهداشت و همچنین روانی اثر نامطلوب دارد).

روش پیامبر رهبانیّت نیست
 

امام صادق علیه‌السلام روایت کند که: همسر مردی بنام عثمان ابن مظعون نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد، و از بی توجهی شوهرش نسبت به او شکایت کرده گفت: او روزها را روزه و شبها را عبادت می‌کند! پیامبر اکرم با شنیدن این کلام چنان ناراحت شد که به سرعت به نزد وی آمد، عثمان مشغول نماز بودة با دیدن پیامبر نماز را پایان داد، حضرت فرمود: ای عثمان خداوند مرا به رهبانیت (دوری از حلال دنیا) نفرستاده است، من مبعوث شده‌ام به شریعت پاک و آسان، من روزه می‌گیرم، نماز می‌خوانم، با همسرم آمیزش هم می‌کنم، هر کس روش مرا می‌خواهد ، بمن اقتدا کند، و نکاح هم از سنت من است. (15)
آمادگی و هماهنگی در ارضاء غریزه جنسی

آمیزش هنر است
 

آمیزش کامل وقتی صورت می‌گیرد که زن و مرد در شرائط مناسب از نظر جسمی و روحی، دو مرحله را با موفقیّت انجام دهند.
مرحله اول: آماده ساختن تمایل جنسی در دو طرف و مرحله دوم: هیجان و اوج لذّت وانزال منی، که این دو مرحله باید منظم و پشت سر هم انجام پذیرد، آن هم با روش زیبا و مرتّب.
هر گاه یکی از ایندو مرحله ناقص انجام گیرد، سرچشمه بعضی ناراحتی‌های جسمی و روحی می‌گردد.
آری آمیزش جنسی یک هنر است، و هنرمندان این صحنه، زن و شوهر هستند که باید با ذوق و احساسات و سلیقه خود هنرمندانه آن را برگزار کنند.
در دستورات حکیمانه رهبران اسلامی به این مرحله حساس یعنی مرحله آماده‌سازی برای آمیزش بطور دقیق تذّکر داده شده است.

با شتاب اقدام نکنید
 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی یکی از شما آمیزش می‌کند، همانند پرنده‌ها بطرف زن نرود (یعنی با عجله و شتاب اقدام نکند) صبر کند و خود را نگه دارد. (16)
و در حدیث دیگری پیامبر اکرم در ضمن حدیثی فرمود: آمیزش کردن مرد با اهل خود بدون بازی یک نوع جفاست . (17)

هماهنگی در ارضاء
 

امام صادق (ع) فرمود: بعضی از شما چنان نزد همسر خود می‌رود که وقتی (خود ارضاء شد) و بلند شد اگر همسرش (در اثر هیجان شهوت و عدم ارضاء) انسان سیاهی را هم پیدا کند با او در آمیزد، چون کسی آمیزش می‌کند مقداری با هم بازی کنند (تا هر دو اشباع شوند) این عمل آمیزش را کاملتر می‌کند (توجه دارید که اسلام فقط نماز و روزه و یک سلسله اعمال مخصوص نیست بلکه از هر جهت اعتدال جامعه و فرد را در نظر دارد حتی به میل جنسی که بسیاری آن را مخالف دینداری می‌دانند عنایت دارد). (18)

سرگرمی خوب
 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: سرگرمی مؤمن جز در سه چیز باطل است، در فراگیری اسب سواری، در تیراندازی و در بازی کردن مرد با همسر خویش (هنگام آمیزش) این سه حقّ است. (19)
منابع تحقیق :
1- قرآن
2- بحار: مجلسی- محمدباقر – بیروت – داراحیاه التراث العربی – بیروت لبنان- 1403ق
3- خورشید معرفت، ج 1 موسوی غروی – محمدجواد- انتشارات جاوید - بی‌جا- بی‌تا
4- سفینه البحار – عباس قمی (بی جا) دارالاسوه الطباعه و النشر- 1414ق
5- فروع کافی - کلینی- محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی – تهران – دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا
6- کافی – کلینی- محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی – تهران – دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا
7- لئالی الاخبار- محمدنبی التویسره نی- تهران – جهان – 1371 شمسی
8- میزان الحکمه/ ج7/ باب فساد قم- حوزه علمیه قم- دفتر تبلیغات اسلامی – مرکز انتشارات 1369
9- وسائل: محمدبن الحسن الحرالعاملی: تهران/ اسلامیه/ 1367

پی نوشت ها :
 

1- سوره روم/ آیه 21
2 - سوره روم، آیه 21
3 - خورشید معرفت، ج 1 و میزان الحکمه؛ ج 7، باب فساد.
4 - کافی ج 5 ص 321
5 - کافی ج 5 ص 321 و 496.
6 - کافی ج 5 ص 321 و 496.
7 - فروع کافی ج 5 ص 496
8 - وسائل ج 14 ص 118 و ص 112.
9 - وسائل ج 14 ص 118 و ص 112.
10 - بحار ج 46 ص 393
11 - وسائل ج 14 ص 177
12 - بحار ج 100 ص 245
13 - لئالی الاخبار ج 3 ص 237
14 - وسائل ج 14 ص 188
15 - فروغ کافی ج 5 ص 494
16 - کافی ج 5 ص 497
17 - وسائل ج 14 ص 82 و 83.
18 - وسائل ج 14 ص 82 و 83.
19 - وسائل ج 14 ص 82 و 8



تاریخ: دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 108
بازدید دیروز : 133
بازدید هفته : 548
بازدید ماه : 2390
بازدید کل : 1844666
تعداد مطالب : 1055
تعداد نظرات : 313
تعداد آنلاین : 1

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ گالری تصاویر سوسا وب تولز





در اين وبلاگ
در كل اينترنت


تعبیر خواب آنلاین


استخاره آنلاین با قرآن کریم


بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: ابزار وب ارایه دهنده انواع ابزار وبمستر و...