موعظه moeze
مرجع سخنرانی ها و آثاراستاد علی اکبر داراب کلائی
بسته خبری ویژه:7
1394/1/19چهارشنبه
خبرهایی که ‌گاه به ملاحظه جناح‌های سیاسی مورد توجه قرار نمی‌گیرند و ‌گاه به دلیل کم توجهی رسانه‌ها به حاشیه ‌می‌روند، ولی همین خبر‌ها، اخباری ‌هستند که مخاطبان را از پشت پرده جریانات سیاسی آگاه می‌کنند.

در  تیتر و خلاصه‌ای از مهم‌ترین اخباری که اطلاع از آن‌ها ممکن است برای مخاطبان مهم و قابل توجه باشد، در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد و اینک خبر را می‌بینید.

 



ادامه مطلب...
تاریخ: چهار شنبه 19 فروردين 1394برچسب:,
ارسال توسط موعظه

بیت المال چیست ؟ بیت به معنی خانه است و به دستور حکومت ، اموالی از درآمد و منابع حکومتی در جای امنی حفظ می شود تا برای رفع نیازهای مردم و اجتماع صرف گردد ، به این درآمدها و اموال عمومی  بیت المال گفته می شود و حکومت اسلامی بر اساس نیازهای مردم اموال و درآمد را خرج همگان می کند.

تاریخچه بیت المال

قرائن و شواهد تاریخی نشان می دهد در هر عصر و زمانی که حکومتی به ویژه حکومت الهی و پیامبران بوجود آمده است و در آن مساله تعاون و همکاری اقتصادی مطرح بوده است و قوانینی برای رفع نیازهای آن وضع شده است . مثلا در آیه 73 سوره انبیاء خداوند می فرماید : (( ما ایشان ( اسحاق و یعقوب ) را پیشوایانی ساختیم که به امر ما هدایت می کنند و به آنها انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنها پرستنده و مطیع ما بودند .

از همان آغاز عصر حضرت آدم (ع) یک نوع تعاون مثل زکات یا ... بوده است و در اسلام نیز نخستین کسی  که بیت المال را تاسیس کرد حضرت محمد (ص) بوده است . بیت المال نخست بصورت ابتدایی در خانه آن حضرت جمع و نگهداری می شده است و هرچه وسعت تشکیلات مسلمین و قلمرو حکومت اسلامی افزوده می شد به تدریج دایره بیت المال نیز توسعه پیدا می کرد و به دستور آن حضرت اسامی نظامیان و شرکت کنندگان در میدان جنگ در دفتر ویژه ای ثبت می شده است و هریک از مجردین یک سهم و متاهلین دو سهم مقرر شده بود و کسانی که عائله بیشتری داشتن سهم زیادی تعلق می گرفت و نیز افرادی را مامور می کرد که به قبائل دیگر بروند و از حیوانات و نباتات و زراعت آنها مالیات می گرفتن و آن زمان را ((عصر الانطاق)) گویند .

منابع درآمد بیت المال در اسلام

1)     از راه زکات 2) از راه خمس 3) از راه انفاق 4) از راه جزیه 5) از راه خراج

مهمترین اصول و مبانی بیت المال

امانت بودن : امانت داری از مهمترین فضائل اخلاقی و ارزشهای انسانی است که مورد تاکید فراوان قرآن و روایات است و همه نعمت های مادی و معنوی خلق شده خداوند امانتهای الهی هستند . حضرت علی (ع) فرمود : (الامانه تجر الرزق و الخیانه تجرالفقر. ) (1) امانت ، رزق و روزی را زیاد می کند و خیانت ، مایه فقر می شود . امانت در همه جا مطلوب است اما در اموال عمومی و بیت المال که تعلق به شخص ندارد و همگان شریکند ، بیشتر مورد تاکید قرار گرفته است چرا که این سرمایه ها تعلق به عموم دارد . حضرت علی (ع) در برابر درخواست برادرش عقیل که خواست قدری بیشتر به او سهم بدهد فرمود : عقیل ، از آهن تفتیدهایی که انسانی آن را به بازی

1)     سرخ کرده ناله مکن ، اما مرا بسوی آتشی میکشانی که خداوند جبار با شعله خشم غضبش آن را بر افروخته است . (1)

2)     عمومی بودن : درآمدهای بیت المال به عموم مسلمانان جامعه تعلق دارد و کسی حق سوء استفاده را ندارد ، فقط ولی امر مسلمانان ، مصلت هزینه بیت المال را به عهده دارد . حضرت علی (ع) به مدیران خود فرمود : نوک قلم های خود را تیز کنید و بین سطرهای نوشته فاصله نیندازید . مطالب اضافه را در نوشتن نامه به من حذف کنید و به بیان مطلب بپردازید . از زیاده گویی بپرهیزید زیرا  بیت المال مسلمین نباید این گونه ضررها را بپذیرد . (2) عمومیت بیت المال اقتضاء می کند افرادی را که مسئولیت حکومتی دارند و امکان تصرف در اموال عمومی برای آنها فراهم است ، احتیاط و مراقبت بیشتری داشته باشند و همواره خود را در معرض آزمایش ببینند .

3)     عدالت مداری : یکی از شاخصه های بیت المال ، عدالت اقتصادی و توزیع اموال عمومی به همگان بر اساس نیاز افراد است تا از تکاثر و رفاه زدگی جلوگیری شود . عدالت واژه عام است و در همه شئون زندگی انسان جاری است و همه مردم آن را دوست دارند . خداوند در قرآن به رسول خدا (ص) فرمود : بگو من به کتابی که خداوند نازل فرموده است ایمان دارم و مامور شده ام در میان شما به عدالت رفتار کنم .(3)

4)     لزوم نظارت و حسابرسی : حسابرسی و نظارت بر اموال عمومی از وظایف مدیران و کارگزاران نظام اسلامی است . یکی از اقدامات مهم دوره حکومت حضرت علی (ع) حسابرسی و نظارت بر دخل و خرج های بیت المال بوده است . حضرت علی (ع) درنامه ای به یکی ازمدیران خود می نویسد : گویا میراث پدر و مادرت را به خانه میبری ، سبحان الله آیا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمی ترسی ؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کرده ای ، درحالی که میدانی حرام میخوری و حرام می نوشی ؟ چگونه با اموال یتیمان و مستمندان و مومنان و مجاهدان برای خود کنیزان میخری و با زنان ازدواج میکنی که خدا این اموال را به آنان واگذاشته و این شهرها را به دست ایشان امن کرده است . (4)

5)     دقت و احتیاط در بیت المال : بیت المال ، امانتی است در دست مدیران و همگان جامعه که بایستی احتیاط لازم را در حفظ و نگهداری و مصرف آن داشته باشند . امام علی (ع) وقتی شنید استاندار بصره عثمان بن حنیق انصاری دعوت مهمانی ثروتمندی را پذیرفته و سر سفره وی رفته است به او نامه نوشته و فرمود : آگاه باش ، امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است ، با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید .(5)

هدف از رعایت بیت المال

فقرزدایی : فقر از گذشته تا کنون جسم و جان آدمیان را آزار داده است . در آیات و روایات از فقر به عنوان یک پدیده شوم یاد شده است ، فقر در لغت به معنی شکاف و فاصله بین اشیاء است . رسول خدا (ص) در یکی از دعاهای خود می فرمایند : خدایا از فقر و کفر به تو پناه می برم .

1)     شخصی پرسید : آیا این دو باهم مساوی اند ؟ حضرت فرمود : آری . (1) و حضرت علی (ع) فرمود : ( الفقر الموت الاکبر ) فقر ، مرگ بزرگ است . (2) رعایت بیت المال بهترین فرصت برای از بین بردن فقر است .           

2)     اصلاح امور : هدف دیگر رعایت بیت المال ، اصلاح امور جامعه و مردم است ، اصلاح شیوه رعایت بیت المال باعث می شود که مردم در هزینه کرد خود اصلاح کرده و رعایت چگونگی هزینه کرد زندگی را دارند . اصلاح امور در بعد اقتصادی ، سیاسی و نظامی موجب کسب استقلال می شود .

3)     تامین حقوق مردم و رسیدگی به محرومان : تامین نیازهای مردم از راه رعایت بیت المال ، موجب آرامش روحی و روانی جامعه اسلامی و دینی می شود و از تامین نیازهای مردم ، جامعه به سمت اخلاق کریمه ، استقرار عدالت اجتماعی در جامعه و نیز شکوفایی و استحکام حکومت دینی و اسلامی می شود .

مصارف بیت المال در زمینه های :

1)     در امور فرهنگی،اجتماعی :(افرادی برای تعلیم قرآن و آداب اسلامی و ترویج فرهنگ اسلامی و ...)

2)     در امور قضائی

3)     در امور نظامی

4)     در امور اقتصادی

آثار خیانت در بیت المال

1)     رسوایی در دنیا : روشن است هرگناهی یک اثر وضعی دارد هم در دنیا و هم در آخرت . وجود مبارک حضرت علی (ع) به ماموران دولتی خود فرمود : کسی که امانت (( بیت المال )) الهی را خوار کند و دست به خیانت بزند ، اگر خود را پاک نکند و دست از خیانت برندارد درهای خواری و ذلت را در دنیا به روی خود گشوده است و در قیامت خوار و رسوا خواهد شد . (1)

2)     ذلت در پیشگاه خداوند و پستی در آخرت : ازبین بردن اموال عمومی مردم در پیشگاه خداوند عذابی غیر بخشش است چرا که حق الناس در آن وجود دارد و چنین افرادی در آخرت سرشکسته و مورد عذاب قرار می گیرند .

3)     بی اعتمادی : بی اعتمادی مردم از مدیران و کار گزاران حکومت اسلامی ممکن است بخاطر خیانت در اموال عمومی باشد ، اعتماد آنها به نظام کاهش پیدا می کند و وحدت جامعه و امنیت عمومی آسیب پذیر می شود .

4)     بی بهره در دنیا : حضرت علی (ع) به زیاد بن ابیه والی بصره نامه ای می نویسد و می فرماید : به خدا سوگند ، که اگر به من گزارش شود که در بیت المال ، خیانت کردی ، کم یا زیاد ، چنان برتو سخت می گیرم که کم بهره شده و در تامین هزینه زندگی عیال ، درمانی و خوار و سرگردان شوی(1)

همان غذا را بازرس ها بخورند

شهید حجت الاسلام محمد شهاب ، قرار بود به همراه اعضای شورای ارگانهای انقلابی شهر برای رفع برخی مشکلات مردم به تهران سفر کنند ، با وجود اینکه هریک از نهادها وسیله ( خودرو) متعدد داشتن اما این شهید بزرگوار طوری هماهنگی کرد که همه اعضاء و خودش با یک وسیله نقلیه عمومی به تهران عزیمت کنند تا هزینه های بیهوده از بیت المال مصرف نشود . یکی از همکاران این شهید بزرگوار می گوید روزی از مرکز مهمان آمده بود به من گفتند برو از سپاه غذا برای آنها بیاور . من به ویگفتم حاج آقا اینها از مرکز آمده اند و مهمان هستند از بیرون غذای مناسب بیاورم بهتر است ، حاج آقا گفتند : شما کارت را انجام بده هر غذایی که بچه های سپاه می خورند بازرسین هم باید بخورند ، در نظام اسلامی هیچ فرقی بین همدیگر نیست ، من از بیت المال بی مورد خرج نمی کنم .(2)

راه های تحقق بیت المال

1)     پرهیز از اسراف : اسراف در بیت المال جامعه از زشت ترین گونه های اسراف تبذیر است و بی توجهی در حفظ و مصرف صحیح بیت المال گناهی بزرگ و نابخشودنی محسوب می شود .

2)     خود داری از استفاده شخصی : استفاده شخصی از امکانات بیت المال در اسلام به شدت نکوهش شده است . برخورد قاطع حضرت علی (ع) با طلحه و زبیر و خاموش کردن چراغ بیت المال در مصارف شخصی ، زبان زد خاص و عام است .

3)     پرهیز از انجام کارهای غیر اداری در وقت اداری : حقوق و مزایا و امکانات افراد کارمند و شاغل در سازمانی، به مقتضای نوع مسئولیت و ماموریت افراد است و هرگونه کم کاری و بی کاری و اشتغال به کار شخصی در وقت اداری جایز نیست .

نمونه های اسراف و تضییع اموال بیت المال :

1)     اسراف در آب 2) اسراف در برق 3) اسراف در جنگل و مراتع 4) اسراف در خاک 5) اسراف در نان 6) اسراف وقت اداری و اشتغال به کار شخصی 7) اسراف در سایر اموال عمومی 8) غارت و تخریب اموال عمومی

لقمه حلال در سیره مقام معظم رهبری

سردار کوثری از فرماندهان دوران 8 سال دفاع مقدس می گوید : چند سال قبل یکی از اساتید حوزه علمیه قم برای گفتگو ی علمی و جلسه علمی و پژوهشی به دیدار حضرت آقا آمد و بعد از پایان جلسه و اقامه نماز ظهر قرار شد آن دو بزرگوار ناهار را در معیت همدیگر میل کنند . وقتی که سفره پهن شد دو فرزند رهبر معظم انقلاب که از شاگردان این استاد محترم بودند خواستند از روی احترام و صمیمیت سر سفره ناهار حاضر شوند تا ناهار را در محضر استاد خود میل کنند اما مقام معظم رهبری با قاطعیت خاصی به فرزندان خود فرمود : شما اینجا ننشینید ، شما باید ناهار را با مادرتان بخورید ، استاد به حضرت آقا گفتند

که چه اشکالی دارد که فرزندان شما هم سر سفره بنشینند و ناهار بخورند ؟ در جواب این استاد بزرگوار حضرت آقا فرمود : ناهار این سفره از بیت المال است و فقط من و شما که در جریان یک جلسه کاری گرد هم آمده ایم می توانیم از آن بخوریم و فرزندانم باید سهمیه دیگری داشته باشند .

کره محلی

شهید غلامرضا شریفی نیا در رعایت بیت المال دقت زیادی داشت .وی در یکی از خاطرات خود می گفت: وقتی رزمندگان غذای خودشان را میخوردند ، مقداری غذا اضافه می آمد و چون باقیمانده روی سفره را جمع می کردند آنها را به دور می ریختند ، یک روز بعد از صبحانه مقدار زیادی کره باقیمانده روی سفره را جمع کردم و آنها را به شکل کره محلی درآوردم و توی یک ظرف گذاشتم و رزمندگان همه خوشحال بودند که کره محلی دارند و با ذوق و شوق زیاد صبحانه خوردند . (1)       

 

 




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

تعریف : یکی از مهمترین آموزه های قرآن و اهل بیت (ع) خدمت به مردم و نیازمندان جامعه است و از دیدگاه مکتب اهل بیت (ع) خدمت گزاری به مردم حد و مرز ندارد و در تمام صحنه های زندگی نقش موثر دارد . رفع نیاز حاجتمندان و کمک به ارباب رجوع از نکات مهم و قابل توجه در منابع فقهی است . (( قضاء حاجه المومن )) ، (( خدمه المومن )) ، (( الاهتمام بامور المسلمین ))،(( الطاف المومن و اکرامه ))  خدمت به مومن اجر و ثواب اخروی فراوان دارد حضرت امام حسین (ع) می فرماید : من نفس کربه مومن خرج الله عنه کرب الدنیا و الاخره . هرکس اندوهی را از دل یکی از اهل ایمان بزداید ، خداوند متعال غصه های دنیا و آخرت او را از میان بردارد . (1)

در جای دیگری حضرت امام حسین (ع) فرمود : بدانید نیازمندیهای مردم که به شما مراجعه می کنند از نعمت های الهی است ، پس نعمت ها را افسرده نکنید . این وظیفه خدمت رسانی ، به دیگران محول خواهد شد . (2) بندگان خدا عائله خداوند هستند پس محبوبترین مردم کسانی اند که به بندگان و عائله خداوند خدمت کنند . خدمت به مردم ابعاد گوناگون دارد ، گاهی خدمت مشورت است ، گاهی خدمت مادی و مالی است ،گاهی خدمت اعتقادی و کمک به مبانی دینی افراد است . خدمت به مردم و رفع نیازهای آنها یک فرصت خوب و نعمت برای افراد غنی است تا به پاداش بهتری برسند و افراد غنی مورد امتحان الهی قرار می گیرند . واژه خدمت مفهوم گسترده ای دارد و در همه امور اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی را شامل می شود و به گذشت ، فداکاری و ایثار و تحمل رنج در همه امور خدمت صدق می کند و خدمت به مردم چون برای قرب الهی است عبادت محسوب می شود .

حد و مرز خدمت به مردم

از نظر اسلام خدمت به همه مردم نوعی عمل پسندیده و شایسته است . در روایتی علی (ع) فرمود : ( ابذل معروفک للناس کافه ... ) کارهای خوب خود را برای همه مردم بکار گیر . (3) و رسول اکرم (ص) فرمود : ( راس العقل بعد الدین التودد الی الناس و اصطناع المعروف الی کل بر و فاجر ) بعد از دین (ایمان به خداوند)  ، بشر دوستی و نیکی به مردم اعم از رستگار و گناهکار ، سرآمد تمام کارهای عاقلانه است . (4)

بر اساس این گونه روایات ، خدمت کردن محدودیتی ندارد البته در برخی روایات ، خدمت کردن با قید (مومن یا مسلم ) ذکر شده است . رسول خدا (ص) فرمود : (انما مسلم خدم قوما من المسلمین الا اعطاه الله مثل عددهم خدا ما فی الجنه ) . (5) هرمسلمانی که به جماعتی از مسلمانان خدمت کند ، خدا به شماره

آنها در بهشت برایش خدمتگزار می گمارد .  از مجموع دو دسته روایات چنین برمی آید که خدمت ، ارزش ذاتی دارد و خدمتگزاری به همه مردم اعم از مسلمانان و کافر کاری پسندیده است ، لیکن به مومنین اهمیت بیشتری دارد .

خدمتگزاری در نظام و حکومت اسلامی

در نظام اسلامی مسئولیتهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی امانت سنگین است و این امانت بر دوش همه آنهاست . علی (ع) فرمود : ( ان عملک لیس لک بطعه و لکنه فی عنقک امانه ) . (1) عمل و حکمرانی طعمه و شکار تو نیست ، بلکه امانت و سپرده ای در گردن توست .

همه کسانی که در این نظام اسلامی مسئولیت دارند باید خود را مدیون مردم بدانند و بلکه آنها را ولی نعمت خود بدانند ، امام حسین (ع) فرمود : ( ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملوا النعم ).(2) همانا نیازمندیهای مردم به شما از نعمت های خدا بر شماست ، بنابراین از این نعمت ها خسته نشوید .    امروز در جامعه اسلامی و حکومت اسلامی ما به برکت انقلاب اسلامی ، همه شغل و مسئولیت ها بنام اسلام و انقلاب اسلامی است و مردم اعمال و رفتار مدیران  را زیر ذره بین دارند و انتظار آنها از مدیران بسیار زیاد است و همه مدیران نظام باید از رفتار خلاف واقع موازین دینی و اسلامی پرهیز کنند .

آفات خدمت گذاری

1)     ریا : ریا یکی از آفات عبادت است و خدمتی که بر اساس و نیت ریا به مردم باشد عبادت نیست . علی (ع) فرمود : ( کل حسنه لا یراد بها وجه الله تعالی فعلیها قبح الریاء و ثمرتها قبح الجزاء ).(3) هر نیکی و خدمتی که بدان خوشنودی خدا اراده نشود ، زشتی ریا بر چهره آن مانده و نتیجه اش پاداشی زشت است .

2)     منت و آزار : یکی از نشانه های خدمت عبادی این است که خدمت گذار کارهای خوب خود را به رخ خدمت شوندگان نکشد و به آنها منت نگذارد و نیز آزار و اذیت شان نکند و اگر اینگونه باشد کار خوب خدمت خود را محو و پایمال کرده است . حضرت علی (ع) در خطاب خود به مالک اشتر فرمود : ( ایاک و المن علی رعیتک باحسانک ..... فان المن یبطل الاحسان ).(4) مبادا با نیکی خود بر رعیت منت بگذاری . . . . که منت نهادن نیکی را باطل می کند .

جلوه های خدمت گذاری

سودمندی و نفع رسانی : در بسیاری از روایات ، خدمت به خلق و سود رسانی به آنها عامل

1)     ارزشمندی برای انسان لحاظ شده است . رسول اکرم (ص) در پاسخ به این سوال که محبوبترین افراد پیش خداوند چه کسانی هستند ؟ حضرت فرمود : ( انفع الناس للناس ) کسانی که بیشترین نفع و سود را به مردم برسانند .

2)     برآوردن نیازها : گره گشایی ، حل مشکل دیگران و برطرف نمودن نیازهای مادی و معنوی مردم ، همانگونه که چراغی فرا روی مردم روشن شود ، نابینایی را دست گیری کردن ، یتیمی را سرپرستی و نوازش کردن و گمراهی را هدایت کردن ، جاهلی را ارشاد کردن و منحرفی را به راه آوردن از مصادیق برآوردن نیازهای مردم و خدمت به مردم است .

3)     یاری به مردم : از جلوه های خدمت ، یاری به مردم در همه ابعاد زندگی و اجتماعی است . این کار در فرهنگ اسلامی تعبیر به ( ( مساوات )) شده است و مساوات یعنی یاری رساندن به مردم یا مال و جان مردم . رسول خدا (ص) فرمود : ( مراساۀ الاخ فی الله سیدالاعمال ) . کمک رسانی به برادران دینی از بهترین و سرآمدترین کارهاست . (1)

عوامل موثر در ایجاد روحیه خدمت گذاری

1)     انگیزه الهی  2)  کمک به حکومت اسلامی ودینی در پرتو خدمت به مردم  3) ایجاد جواعتماد و امنیت    4 ) ترویج روحیه ایثار و گذشت  5 ) حس نوع دوستی

آداب خدمت رسانی

1)    اخلاص : میزان ارزشمندی و عمل انسان بستگی به نیت او دارد ، هرچه عمل انسان خالص تر باشد عمل ارزش بیشتری پیدا می کند . هرکاری که با رنگ الهی باشد برکت و ارزش آن بیشتر می شود . حضرت علی (ع) فرمود : ( بالاخلاص یرفع الاعمال ) کارهای نیک با اخلاص ارزش بالایی پیدا می کند .

2)    توکل : سامان یافتن کارها و نتیجه دادن آنها گذشته از اخلاص ، به توکل انسان به خداوند بستگی دارد و معنای توکل این است که انسان یقین داشته باشد که سود و زیان و بخشش و کیفر به دست مردم نیست بلکه همه این ها به دست خداوند است و فقط امیدش به خداوند باشد و بس .

3)    عبودیت و بندگی : ادب دیگر خدمت رسانی ، خدمت به خلق خداوند است و این صفت باعث می شود که بنده خدای خود را فراموش نکند و در محضر خداوند در خدمت مردم باشد .

محبت به مردم : مردم عائله خداوند هستند و کسی که می خواهد از طریق سود رسانی به عایله خداوند به آرامش برسد باید دلش را از هرگونه کینه و دشمنی با مردم تهی کند و محبت به مردم را

1)    سرلوحه کار و خدمت قرار دهد .

2)    انصاف با مردم : از آداب خدمت به مردم ، رعایت حقوق وانصاف در حق آنهاست ، چون خداوند دعای ظلم دیدگان را می بیند و می شنود و در کمین ستمگران است .

3)    تواضع و گشاده رویی : رفتارخودپسندی ، تکبر ، ترش رویی و کج خلقی نفرت انگیز است و مردم این نوع رفتار را نمی پسندند اما اگر از روی فروتنی ، اخلاق کریمانه و نرم خویی باشد به زندگی خود امیدوار می شوند .

4)    تحمل نیش و نوش ها : در خدمت رسانی ، گذشته از تحمل سختی کار و استقامت ، تحمل نیش ها ، زخم زبانها و نسبت های ناروا و فرو خوردن خشم در حین خدمت به دیگران ضروری است .

5)    مشکل گشایی : برطرف کردن غم و اندوه دیگران و برآوردن نیازهای آنها بهترین شیوه خدمت است . خدمت به دیگران ، خود رفع و برطرف کردن یک مشکل از دیگران است و نباید با بی هدفی و بی انگیزه ای مشکلی بر مشکل دیگران اضافه شود .

آثار تربیتی خدمت به دیگران :          1) آثار فردی           2) آثار اجتماعی

آثار فردی خدمت به دیگران :

1)     پرورش روحی و تکامل معنوی

2)     نشاط معنوی

3)     جلوگیری از لغزش های ذلت بار

4)     حمایت الهی بدرقه راه خدمتگزاران

5)     بزرگواری و سروری

آثار اجتماعی خدمت به دیگران :

1)     شکوفایی اخلاق و معنویت جامعه

2)     دمیدن روح امید در جامعه

3)     رشد و سربلندی و عزت مسلمانان

4)     ریشه کنی بسیاری از مفاسد اجتماعی

5)     برانگیختن حس سپاسگزاری

6)     اتحاد و همبستگی جامعه بیشتر می شود

7)     پرورش روحیه ایثار و شهادت طلبی در جامعه

خدمت به مردم راه سیر و سلوک

درباره مرحوم عارف بالله میرزا جواد آقا ملکی نوشته اند : ابتداء سلوکش ، بعد از دو سال ، خدمت استاد عارف خود حسینقلی همدانی رسید و عرض کرد : من در سیر و سلوک خود به جایی نرسیدم . استاد می فرماید : اسم شما چیست ؟ عرض کرد : من جواد ملکی تبریزی هستم . استاد گفت : شما با فلان ملکی ها نسبتی دارید ؟ عرض می کند : بلی و از آنها انتقاد می کند .استاد می فرماید: هر وقت توانستی کفش آنهایی که قبولشان نداری پیش پایشان جفت کنی من خود به سراغ تو خواهم آمد . میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود خود پایین تر از بقیه شاگردان می نشیند و رفته رفته طلبه هایی که از فامیل ملکی در نجف بودند و او آنها را خوب نمی شناخت مورد محبت خود قرار می دهد چون این خبر به طایفه ملکی در تبریز بودند رسید همه اقوام و طایفه ملکی رفع کدورت کردند . میرزا جواد آقا ملکی با این کار و خدمت به طایفه و مردم کم کم ترقی می کند و در حوزه علمیه از اساتید بارز ، مجرب و از عرفا و در مسیر سیر و سلوک ممتاز بود .(1)

نتیجه گیری

1)     خدمت به مردم کاری اخلاقی و ارزشی است.آیات و روایات به فراوانی در این باره تاکید کرده اند

2)     معیارهای ارزشمند خدمت به مردم ، کاری عقلائی و ارزش ذاتی دارد و موجب برکات فراوان و اجر دنیوی و اخروی دارد و بهترین راه تقرب به خداوند است .

3)     خدمتی ارزشمند است که : توام با اخلاص ، توکل ، بندگی ، محبت به مردم و از روی تواضع باشد .

4)     خدمت به مردم ، آثار تربیتی فردی و اجتماعی فراوانی دارد و باعث نشاط معنوی در همگان میشود

5)     اگر خدمت به مردم کم رنگ گردد ، دشمنان اسلام بر مظلومان مسلط می گردند .      

 

 




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

تعریف حق الناس : حق الناس یعنی کسی مال مردم را ضایع کند و حق دیگران را پایمال کند . خوردن مال دیگران چه مال ملت باشد و چه مال دولت و بیت المال و چه مال همسر باشد و یا مال شریک ، استاد و یا شاگرد ، کشاورز یا معلم و ... هیچ فرقی ندارد . تمام ابواب فقه روی مساله مال مردم و حق الناس تاکید فراوان دارد مثلا : حق الناس در عبادات ، حق الناس در حج ، حق الناس در احیای اموات ، حق الناس در خمس و زکات ، حق الناس در جهاد ، حق الناس در معاملات ، حق الناس در مسجد ، حق الناس در ارث ، حق الناس در شرکت ، حق الناس در وصیت ، حق الناس در اجاره ، حق الناس در وقف ، حق الناس در صلح ، حق الناس در دیه ، حق الناس در افراد مختلف ، حق الناس در مهریه ، حق الناس در حق همسایه ، حق الناس در حق پدر و مادر و حق الناس در حق فرزندان ، حق الناس در بین کارگر و کارفرما و ... ، حق الناس بسیار گسترده است .

حق الناس از نگاه قرآن

در قرآن : (( ادعوا ربکم تضرعا و خفیه انه لایحب المعتدین )) . (1)  پروردگار خود را از روی تضرع و در پنهانی بخوانید ، او متجاوزان را دوست نمی دارد .

ونیز : (( وءات ذالقربی حقه والمسکین و ابن السبیل و لا تبذر تبذیرا )) . (2) و حق نزدیکان را بپرداز و همچنین حق مستمند و وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذیر مکن و نیز در جای دیگر قرآن :            (( والسماء رفعها و وضع المیزان الاتطغوا فی المیزان و اقیمو الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان )) . (3) وآسمان را برافراشت و میزان و قانون در آن گذاشت تا در میزان طغیان نکنید و از مسیر عدالت منحرف نشوید و وزن را بر اساس عدل برپا دارید و میزان را کم نگذارید . و همچنین : (( ومن یفعل ذالک عدو انا و ظلما فسوف نصلیه نارا و کان ذلک علی الله یسیرا )) . (4) و هرکس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد بزودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان است .

حق الناس از نگاه روایات

   1 ) امام صادق (ع) : (اول قطره من دم الشهید کفاره لذنوبه الا الدین فان کفارته قضائه) . حضرت فرمود : اولین قطره خون شهید ، کفاره گناهان اوست ، مگر بدهکاری که کفاره آن ادای آن است . (5)              2)  امام محمد باقر (ع) فرمود : کشته شدن در راه خداوند ، کفاره هر گناهی است جز بدهی مال ، زیرا دین کفاره ندارد ، باید مدیون ، خود آن را اداء کند یا از مالش اداء شود یا آنکه صاحب حق از حق خود بگذرد و مدیون را ببخشد . (6)  

 3) پیرمردی از نخع می گوید : به امام باقر (ع) عرض کردم من از زمان حجاج تا به امروز در بلاد اسلامی والی بوده ام آیا اگر توبه کنم ، توبه من پذیرفته است ؟ حضرت (ع) سکوت کردند و به من پاسخی ندادند. دوباره سوال را تکرار کردم ، حضرت در جواب فرمود : توبه به تنهایی موجب نجات تو نمی شود مگر آنکه حساب مردم را تسویه کنی و حق هر صاحب حقی را اداء نمایی . (1)   

4) امام محمد باقر (ع) : ظلم کردن سه گونه است : ظلمی که خدا آن را می آمرزد ، ظلمی که خدا آن را نمی آمرزد و ظلمی که خدا آنرا وا نمی گذارد . ظلمی که خدا آن را نمی آمرزد ، شرک است ، ظلمی که خدا آن را می آمرزد  ظلم شخص به خویش است در میان خود و خدایش و ظلمی که خدا آن   را         وا نمی گذارد ، بدهکاری میان بندگان است . (2)

حق الناس از نگاه بزرگان

حکایت اول : هنگامی که رسول خدا (ص) از مکه به مدینه هجرت کرد به علی (ع) فرمود : یاعلی ما به سوی مدینه هجرت می کنیم ، تو به مکه برگرد و در روز روشن به صدای رسا اعلام کن که محمد از شهر خارج شد ، هرکس امانتی در نزد او دارد یا از وی طلبکار است بیاید و امانت و طلب خود را بگیر د.

حکایت دوم : روزی در نجف اشرف حضرت امام خمینی (ره) می خواست برای نماز جماعت وارد اطاق بیرونی شود ، جلوی اطاقش انباشته از کفش نمازگزاران بود به طوری که جای پا گذاشتن نبود ، امام ره وقتی به کفش کن رسید و آن وضع را دید توقف کرد و از پاگذاشتن بر روی کفش مردم خود داری ورزیده تا اینکه کفش را از سر راه برداشتن و راه را باز کردند ، آنگاه امام ره وارد اطاق شد .

حکایت سوم : موسی بن عمیر از پدرش نقل میکند که امام حسین (ع) به من امر فرمود : در میان لشکریان اعلام نماییم کسی که بدهکار است همراه و همرزم امام حسین (ع) نباشد ، زیرا کسی که بمیرد در حالی که تصمیم نداشته باشد بدهی اش را بپردازد ، داخل آتش جهنم می شود .

دین اسلام همواره برای حقوق افراد اهمیتی خاصی قائل است و هسچ کس حق ندارد ذره ای از اموال و حقوق مادی و معنوی دیگران را از بین ببرد و این حقوق 3 گانه است :

1)     خدا بر بنده اش (( حق الله))   

2)     بنده بر نفس و وجود خود (( حق النفس ))

3)     دیگران بر بنده اش (( حق الناس ))

ممکن است دو مورد اول مورد عنایت و چشم پوشی خداوند قرار بگیرد اما حق بنده بر بنده دیگر هرگز

مورد عفو قرار نخواهد گرفت مگر اینکه رضایت بنده اش به دست آید .

مصداق های مثالی حق الناس

خوردن مال دیگران و نیز از بین بردن اموال دیگران ، خوردن حق شریک در معامله ، خوردن حق کارگر و دست مزد وی را کمتر پرداخت کردن ، گرفتن وقت مردم بیهوده و بی اثر و غیر مفید ، دیر به محل کار رفتن و زودتر از محل کار خارج شدن ، کم فروشی در خرید و فروش ، ازبین بردن حق همسر و فرزندان ، ریختن آبرو و حیثیت مردم ، ارث بجای مانده برای فرزندان و صاحبان ارث ، حق الناس وجود دارد . در وقف نیز اگر کسی طبق خواسته واقف هزینه نکند اینجا حق الناس است . اجاره کردن منزل برای سکونت اما اگر مستاجر آنجا را برای کسب و شغلش و تغییر کاربری دهد حق الناس است . استفاده شخصی از تلفن اداره حق الناس است . کسی که می داند مسئولیت پذیرفته شده لیاقت و شایسته وی نیست و فقط عنوان مسئولیت را یدک میکشد این حق الناس است .

باید مواظب باشیم در مکان های عمومی مانند : اتوبوس ، قطار ، خیابان ها ، پارک ها ، دانشگاه ها ، کتابخانه ، حق الناس وجود دارد . امام سجاد (ع) می فرماید :(( و من ایدی الحصماء غدا من یخلصنی))(1) خدایا در روز قیامت اینهایی که من حق الناس شان را برداشتم چه کسی من را از دست مردم نجات بدهد؟ یکی از عمده ترین اهداف بعثت پیامبران ، عدالت اجتماعی و حقوق الناس است .

حدود و موارد حق الناس 

بر اساس آیات و روایات اسلامی و دینی ، مردم و مومنان دارای سه نوع حق و احترام می باشند :

1)     احترام به مال مردم : از دیدگاه اسلام مال و دارایی مومن مورد احترام دیگران است و مصونیت دارد و اتلاف آن مجاز نیست . اگر کسی از راه ربا ، رشوه ، فریبکاری ، سرقت ، مالی را از کسی خورده باشد باید به تحصیل و رضایت صاحب مال و باز پس دادن آن مال اقدام کند .

2)     احترام به جان مردم : از دیدگاه اسلام جان مردم احترام خاصی دارد و هیچ کس نمی تواند لطمه ای به جان مردم بزند و کسانی که با غذای ناسالم و نیز فروش مواد مخدر و ... به سلامت مردم ضرر می رساند ، این کار نوعی حق الناس است .

3)     حفظ آبروی دیگران و احترام به آن : از نگاه اسلام آبروی مومنین اهمیت خاصی دارد و از موارد حق الناس است ، بنابراین نمی توان با تهمت ، غیبت ، افشاگری علیه مومنین به حیثیت و آبروی آنها لطمه ای وارد کرد . امام صادق (ع) فرمود : (( من کسر مومنا فعلیه جبره )) هرکسی آبروی مومن را بشکند ، بر او واجب است که آن را جبران کند .(2)

آثار و تبعات رعایت نکردن حق الناس

1)     مانع استجاب دعا : امام صادق (ع) فرمود : هرگاه یکی از شما می خواهد دعایش مستجاب شود کسب خود را پاک کند و حق مردم را به آنان بازگرداند چون دعای بنده ای که در شکمش مال حرام باشد و یا در نزد او حقی از حقوق مردم ضایع شده باشد نزد خدا به اجابت نمی رسد .(1)

2)     حق حضور در خانه خدا را ندارند : افرادی که به دیگران ظلم می کنند نمی توانند به مسجد وارد شوند و اگر وارد شوند مورد لعن خدا قرار می گیرند . وجود مبارک رسول اکرم (ص) فرمود : خداوند به من وحی فرستاد به قوم خود بگویم به خانه ای از خانه های من ( مسجد ) وارد نشوند در حالی که به کسی ظلمی کرده باشند آنها را لعنت می کنم در حالی که در برابر من به نماز ایستاده باشند و ... (2)

3)     سختی در قیامت : در حدیث قدسی است خداوند می فرماید : قسم به عزت و جلالم سام هیچ ظالمی از من بدون حساب نخواهد گذشت . (3) خداوند حق افراد را می گیرد و به صاحبش می دهد تا جایی که هیچ کسی طلبکار نباشد ، آنگاه همه مردم آماده حساب در روز قیامت می شوند .

4)     عامل بدبختی می شود : هیچ چیز مانند ظلم ، به سرعت نعمت ها را سلب و عذاب و هلاکت را نزدیک نمی کند چون خداوند دعای مظلومان را به اجابت می رساند و در کمین ستمگران است . علی (ع) فرمود : کسی که ظلم می کند شیشه عمر خود را می شکند و کسی که بر اسب ظلم سوار شود زمین گیر و بدبخت می شود و ظلم عمر را کوتاه می کند و نعمت ها را به باد می دهد .(4)

دقت در حقوق دیگران

نقل شد که احمد بن ابی الحواری گفت : آرزو کردم که ابوسلیمان دارانی که زاهد و استاد و از قراء بود او را در خواب ببینم . بعد از یک سال او را در خواب دیدم و از او سوال کردم خداوند با تو چه کرد ؟ ابوسلیمان دارانی گفت : روزی از باب صغیر آمدم از درمنه و آن گیاهی است پس من یک چوب از آن گرفتم نمی دانم که با آن خلال کردم یا آنکه در دندان کردم و دور افکندم ، الان یک سال است که من مبتلا به حساب آن هستم . (5)

نمونه هایی از حق الناس از سخنان امام سجاد (ع)

1)     حق استاد و معلم : این است که به او احترام بگذاری ، عقل و فهم خود را به سوی استاد و معلم خودت بپردازی .

1)     حق همسر : این است که خداوند هر دو را باعث آرامش همدیگر خلق کرده است در حق همدیگر احترام بکنند و حق همدیگر را ذائل نکنند .

2)     حق مادرت : این است که بدانی مادرت بود که تو را در درون خود گذاشته است و از میوه دلت تو را چشانده است و تو را با تمام وجود خودش محافظت و نگهداری کرده است .

3)     حق پدرت : این است که بدانی او ریشه تو است و تو شاخه او هستی ، هر زمانی در وجودت چیزی حس کردی که داری و متعلق به تو است بدان که از پدرت به تو رسیده است .

4)     حق فرزندان : پدر و مادر بداند که او از نسل خودت است و غیر از شما کسی را ندارد پس فرزند را در طاعت خدا یاری کن .

5)     حق همسایه : در همه حال یار و یاور همسایه باشید و در زندگی خصوصی وی تجسس نکنید .

 

چنان با تو رفتار دارد خدا                      که در حق مردم بیاری بجا




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

تعریف : خدمت به بندگان خداوند و پیگیری رفع حاجات آنها آثار وضعی فراوانی دارد . دستگیری از نیازمندان یک الگوی ارزشمند در اسلام است و منظور از کارگشایی یعنی دستگیری از نیازمندان و افرادی که به کمک دیگران نیازمند هستند . این اقدام روح تعاون و کمک رسانی در جامعه را گسترش می دهد و از طرفی با مراجعه به آیات قرآن و روابات ، کارگشایی جزو تکلیف شرعی و اجتماعی مردم است که باعث ایجاد توازن در جامعه و آرامش روحی و روانی می شود و نبود این کار باعث ایجاد خلاء در تامین اقتصادی مردم می شود .                اخوت دینی و اسلامی اقتضاء می کند که اگر در جامعه ای حاجت مند و محروم به به سختی زندگی می کنند افراد غنی توجه ویژه به آنها داشته باشند .

در احادیث مصادیق کمک رسانی و کارگشایی به زندگی دیگران وارد شده است ، همچون : مال ، خوراک ، پوشاک ، وسایل زندگی ، اثاث منزل ، وسایل حمل و نقل ، درمان ، تعلیم و تربیت ، استراحت ، سفر و زیارت و ... و توانگران مومن را به تفکر و حرکت در جهت رفع اینگونه نیاز آنها دعوت نموده است . لحن احادیث در مورد موضوعات فوق علاوه بر فزونی شماره آنها ، لحنی بسیار قاطع و تاکید آمیز است .

ابعاد کارگشایی

1)     تاکید و ترغیب در جهت رفع نیاز و کارگشایی حاجت مندان

2)     تشویق و تهدید در جهت سوق دادن جامعه به اصل انفاق

3)     ترغیب در جهت تقویت قرض الحسنه

4)     تاکید در جهت پر رنگ کردن سنت نیکی و کمک به دیگران

آیات و روایات درباره کارگشایی

در قرآن : (( من یشفع شفعه حسنه یکن له نصیب منها و من یشفع شفعه سیئه یکن له کفل منها و کان الله علی کل شی مقیتا )) (1) کسی که شفاعت (تشویق و کمک ) به کار نیکی کند ، نصیبی از آن برای او خواهد بود و کسی که شفاعت (تشویق و کمک) به کار بدی کند ، سهمی از آن خواهد داشت و خداوند حسابرس و نگهدار هر چیز است .

ونیز در قرآن : (( فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون الذین هم یراون و یمنون الماعون )) (2) پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می کنند ، همان کسانی که ریا می کنند و دیگران را از وسایل ضروری زندگی منع می کنند .

در داستان حضرت یوسف (ع) که در زندان گرفتار شده بود و در عین حال بر زندانیان همچون پدری مهربان

جهت رفع مشکلات آنها تلاش و کوشش می کرد و نیز گره گشایی از کار آنها می کرد تا اینکه خداوند مقدمات عزت و شوکت و مقام او را فراهم کرد . خداوند این موضوع را در سوره یوسف (ع) ، در آیات 36 تا 57 متذکر می شود که نشان از اهمیت موضوع دست گیری از کار دیگران است .

رسول اکرم (ص) فرمود : (( من قضی لاحیه المومن حاجه قضی الله لا حوائج کثیره)) (1) هرکسی یک حاجت مومنی را برآورده کند خداوند حاجت های بسیاری را برای او برآورده می کند .

ونیز حضرت علی (ع) فرمود : (( من کان فی حاجه اخیه کان الله فی حاجه)) (2) هرکسی در پی برآوردن نیاز برادرش برآید خدا حاجت او را برآورده می نماید .

آثار دنیوی کارگشایی از دیگران

1)     کارگشایی خدا در دنیا : اگر شخصی در صدد رفع نیازمندان تلاش کند ، خداوند حاجت این نوع افراد گره گشای را در زندگی و مشکلات زندگی او را برطرف می کند . امام صادق (ع) فرمود : (( ان الله عز و جل فی تمون المومن ما کان المومن فی عون اخیه المومن )) (3) تا زمانی که مومن در کار کمک رسانی به برادرش باشد ، خداوند در راه کمک رسانی به اوست .

داستان حضرت موسی (ع) که تحت تعقیب فرعونیان ، از شهر مصر به مدینه وارد شده بود ، در عین اینکه جانش در خطر بود و در حال فرار بود ، با دیدن دختران شعیب که بخاطر کهولت سن پدر ، مجبور بودند خودشان گوسفندان را به چرا برده و سیراب کنند در کمک و حمایت آنان کوتاهی نکرد ، نتیجه گره گشایی از آنها ، این شد که خداوند برای موسی (ع) کارگشایی نمود و نه تنها کار پیدا کرد و در استخدام حضرت شعیب درآمد بلکه شعیب نبی یکی از دخترانش را به ازدواج او در آورد .(4)

2)     نشانه های خلوص ایمان : هرچیزی خالص آن به درد می خورد مثلا اگر بنزین آغشته به آب باشد باعث معیوب شدن موتور ماشین می شود و اگر به جای یکبار صد بار هم استارت زده شود فایده ای ندارد . مسلمانیت هم اینگونه است که نباید فقط اسم اسلام را یدک کشید . در آیات و روایات نشانه هایی در خصوص درجه خلوص ایمان ذکر شده است ، ازجمله آن گره گشایی در کارهاست . امام صادق (ع) فرمود : (( من خالص الایمان البر بالاخوان والسعی فی حوائجهم (5) نیکویی کردن به برادران و کوشش در برآوردن نیازمندیهای آنها از ایمان اخلاص است .

3)    محبوبیت نزد خداوند :  یکی ازآرزوهای هر انسانی محبوب بودن در جامعه است و برخی از افراد برای رسیدن به محبوبیت به سراغ کارهای کاذب و موقت می روند در نهایت محبوبیت آنها در جامعه دائمی نخواهد بود بلکه بلکه باعث انزجار نزد همگان می شود ، در آموزه های دینی محبوبیت فقط در دنیا خلاصه نمی شود بلکه اخروی و ابدی آن در عالم آخرت است . امام سجاد (ع) در دعای امین الله یکی از

خواسته های خود را اینگونه می فرماید : (( محبوبه فی ارضک و سمائک ... )) البته شرط این محبوبیت و رضایت نزد خداوند رسیدگی و گره گشایی مشکلات دیگران است . امام صادق (ع) می فرماید : (( قال الله عز و جل : الخلق عیابی فاحبهم الی الطفهم بهم و اشعاهم فی قوائجهم )) (1) خداوند فرمود : موجودات عالم روزی خور من هستند و محبوب ترین آنها نزد من کسانی اند که مهربان هستند و در برآوردن حاجت ها کوشاتر می باشند .

1)      پیک رحمت الهی : اسماعیل بن عمار صفار می گوید به امام صادق (ع) عرض کردم : فدایت شوم آیا مومن برای مومن رحمت است ؟ فرمود : آری . گفتم چگونه چنین است ؟ حضرت فرمود : هرمومنی که برای رفع نیازش نزد مومن دیگری برود همین خود رحمت است که خدا به سوی او روانه کرده و سبب رسیدن آن رحمت را پذیرفته است (2)

2)      باعث شادمانی رسول خدا (ص) : در منابع دین اسلام خوشحال کردن دل مومن و نسبت به همدیگر فراوان وارد شده است . رسول خدا (ص) فرمود : (( من سر مومنا فقد سرنی و من فقد سر الله ))(3) هرکسی مومنی را خوشحال سازد براستی که مرا خوشحال ساخته است ، هرکه مرا خوشحال سازد همانا خدا را شاد کرده است .

آثار اخروی کارگشایی از دیگران

1)      کارگشایی ، برترین اعمال : در روایات متعدد ، ثواب ثواب برآوردن حاجت برادر دینی فراوان بیان شده است از جمله از حضرت علی (ع) روایت شده و فرمود : (( قضاء حقوق المومن اشرف اعمال المتقین ، یستجلب موده الملائکه المقربین و شوق الحور العین )) (4) برآوردن حقوق مومنین اشرف اعمال اهل تقوا و جلب کننده نظر فرشتگان مقرب خدا و شوق حوریان زیبا چشم است . ابراهیم بن تیمی می گوید : من در حال طواف خانه خدا بودم که امام صادق (ع) به من تکیه داد و فرمود : ای ابراهیم آیا می خواهی اجر طواف خودت را بدانی ؟ عرض کردم فدایت بشوم بله . فرمود : هرکس با معرفت به خانه خدا بیاید و هفت بار طواف کند و دو رکعت نماز در مقام ابراهیم بگذارد ، خدای بزرگ ده هزار حسنه به او می دهد و ده هزار درجه مقام او را بالا می برد سپس فرمود : آیا بهتر از آن را به تو خبر دهم ؟ عرض کردم فدایت شوم بله . آنگاه امام صادق (ع) فرمود : هرکس حاجت برادر مومنش را ادا کند همانند کسی است که طواف خانه خدا را نموده است و تا ده بار برایش حساب نمایند یعنی ثواب ده حج مقبول .(5)

2)     اندوه زدایی در قیامت : یکی از هولناکترین مواقف انسان ، هنگام مرگ است . هشدارهای آیات و روایات به انسان برای این است که انسان مراقب باشد و کارهایی که کمک فراوانی در راه نجات و سعادت او در این مسیر کمک می کند را یادآوری می کند . با بررسی روایات بهترین راه و کار آمدترین مسیر ایجاد امنیت

برخورد مناسب با دیگران و تلاش جهت رفع مشکلات مومنین است . امام صادق (ع) فرمود : هرکه مومنی را از گرفتاریها نجات دهد خداوند او را از گرفتاریهای آخرت نجات می دهد و در حالی که از قبر خارجش می کنند که دلش آرام و مسرور است .(6)

1)      فرمان روایی در بهشت :  مومن کارگشا نه تنها به بهشت الهی راه پیدا می کند بلکه از باالاترین درجه بهشت

نیزبرخوردار خواهد بود .((ابی جعفر (ع) : اوحی الله عز و جل الی موسی (ع) : ان من عبادی من یتقرب الی بالحسنه ، فا حکمه فی الجنت ، فقال موسی (ع) : یا رب و ما تلک الحسنه ؟ قال یمشی مع اخیه المومن فی قضاء حاجته قضیب اولم تغضض ))(1) خداوند بزرگ به موسی(ع) چنین وحی فرمود : برخی از بندگان من با انجام حسنه به من تقرب پیدا می کنند و من در بهشت به آنان فرمان روایی می دهم . موسی (ع) گفت : پروردگار من ، این حسنه چیست ؟ خدا فرمود : با برادر دینی خود برای برآوردن نیاز او به راه می افتند خواه این نیاز برآورده شود و خواه نشود .

آثار ترک کارگشایی

1)      خائن نامیده شدن :  هرکسی برای رفع حاجات مومن قدمی برندارد و دلسوز وی نباشد به خدا و رسول خدا و مومنین خیانت کرده است . ابو بصیر می گوید : به امام صادق (ع) عرض کردم مقصود از مومنان چه کسانی هستند ؟ فرمودند : از زمان امیرالمومنین تا آخرین ایشان . (2)

2)     مزدور دشمن اسلام : در روایت از معصوم (ع) : اگر مومنی نزد برادر مومنی برود و از او حاجتی طلب کند ولی آن با وجود توانایی در رفع مشکلش به او کمک نکند ، خداوند او را مبتلا به برآوردن حوائج دشمنان ما می کند تا با این عمل او را عذاب نماید .(3)

3)    عذاب اخروی : امام صادق (ع) فرمود : کسی که برادرش برای رفع نیاز نزد وی بیاید که او می تواند ان نیاز را برآورده کند ولی این کار را نکند ، خداوند مار را بر او مسلط می کند که در قبر تا قیامت پای او را بگزد خواه آن میت در قیامت آمرزیده باشد یا معذب باشد . (4) رابطه اعتیاد و فقرا با رویکرد کارگشایی است و راه حل بسیار ی از مشکلات روحی و اجتماعی در کارگشایی جامعه است .

توجه مرجع تقلید به رفع مشکل

آیت الله سید محمد باقر شهیدی می گفت : کرایه منزلم به تاخیر افتاده بود ، جریان را به سید ابولحسن اصفهانی که مرجع تقلید شیعیان بود گفتم فردای آن روز فرزند سید بر اثر حادثه ای از دنیا رفت ، مایوس شدم و با خود گفتم گرفتاری مانع می شود که سید به فکر من باشد ، اما در روز تشییع جنازه پسرش دیدم سید به طرف من آمد و وجهی جهت پرداخت کرایه در اختیارم گذاشت . (5) 

 




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

معنا و مفهوم :یکی از خصایص اخلاقی انسان که دارای ارزش و اهمیت فوق العاده ای است ، امانت و امانت داری است. امانت در فرهنگ لغت دارای معانی مختلف است  از جمله : پاسداری ، حفاظت ، امنیت ، امان ، مواظبت ، رازداری ، نگهداری ، آسایش ، آرامش روح و جان و متضاد آن : خیانت ، دزدی و چپاول ، بی وفایی ، ایجاد رعب و وحشت ، نیرنگ ، جاسوسی ، نفاق ، بهتان ، کتمان حقیقت ، حافظ اسرار و ...

امانت به عنوان یکی از صفات اخلاقی و ملکوتی ، دارای واژه های زیبا و مقدس است ، این خصلت معنوی در گفتار و رفتار افراد نمایان می شود .

امانت از دیدگاه اسلام

امانت از دیدگاه اسلام ، از ارزش بالایی برخوردار است و سفارشهای فراوانی در آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع) آمده است ، خداوند بزرگترین و بهترین امین و نگهبان است . درقرآن : (( ان الله یامرکم ان تودو الامانات الی اهلها ... )) خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبش بدهید ( 1 )

و در جای دیگر (( فان امن بعضکم بعضها فلیود الذی اوتمن امانته ولتیق الله ربه ...))(2) واگر کسی از شما دیگری را امین دانست ، آن کسی که امین دانسته شده امانت را باز دهد و باید از خدا بترسد

  و نیز : (( والذین لاماناتهم و عهدهم راعون ... ))(3) و آنان که امانت و عهد و پیمانشان را رعایت می کنند و امام علی (ع) درباره امانت  فرمود : (( الامانه والوفاء صدق الافعال و الکذب والافقراء خیانه الاقوال )) (4) امانت دار و وفاداری ، راستی افعال است و دروغ و بهتان خیانت گفته هاست .

و امام صادق (ع) نیز می فرماید : (( اتقوا الله و علیکم باداء الامانه الی من ائتمنکم ))(5) از خدا بترسید و هرکس که شما را امین دانسته و امانتی به شما سپرده ، امانتش را بازگردانید

انواع امانت در اسلام

1)                      تکالیف بندگی :این نوع امانت مثل : 1- اعضاء و نیروهای وجود انسان 2- علم دین و دانش به احکام الهی 3- راز مردم 4- دینداری و اسلام نیز امانت است 5- پست و مقام 

2)       مال سپرده شده :منظور اشیاء و مالی است که به انسان به صورت امانت گذاشته می شود و فرد باید از آن امانت داری کند این نوع امانت مثل : 1- نامه و پیغام ها 2- اجناس و کالاها 3- بیت المال مردم 4- حیوانات جهت مراقبت 5- زمین و املاک تملکی مردم

آثار فردی امانت داری

1)     خشنودی خداوند :رسول خدا فرمود : در روز قیامت ان کسی از همه به من نزدیکتر است که از همه راست گو تر ، امانت دار تر ، پیمان نگه دار تر ، خوش اخلاق تر و به مردم نزدیکتر باشد .

2)     جلب اعتماد و اطمینان مردم :شخص امین مورد اعتماد مردم است و همگان بخاطر این صفت امانت داری وی را تحسین می کنند

3)     وسعت روزی :فرد امین هیچ وقت دچار فقر و تنگدستی نمی شود و همواره در رحمت و برکت الهی به روی او باز است رسول خدا (ص) فرمود :( الامانه تجلب الرزق و الخیانه تجلب الفقر ) امانت داری مایه جلب روزی و خیانت مایه فقر است .(1)

4)     دست یابی به اهداف و نتیجه مطلوب : فرد امین در هرکاری می تواند به هدف و نتیجه مطلوب خود دست یابد و هیچ دچار سردرگمی نمی شود .

آثار اجتماعی امانت داری

1)     جلب اعتماد اقشار جامعه :در جامعه ای که امانت داری رواج پیدا کند افراد آن جامعه هم نزدیک و مانوس می شوند و زندگی همگان بر پایه صلح و امنیت قرار می گیرد

2)     احساس مسئولیت عمومی :اگر در جامعه ای امانت داری حاکم بشود آحاد جامعه در تلاش و کوشش حفاظت و مواظبت بر آن کار در وجود افراد موجب رشد و ترقی و پیشرفت جامعه می شود و همه نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت می کنند.

3)     حفظ اسرار و اطلاعات کشور : امانت داری اجتماعی موجب می شود تا سیاست ها وطرح ها و نقشه های  حکومتی که جنبه محرمانه و سری دارند ، از دست بیگانگان و جاسوسان و منافقان در امان بماند

 

4)     گسترش علم و معنویت : یکی از اثرهای مفید و ارزشمند امانت داری اجتماعی ، پیشرفت علم ودین است . امانت داری علمی و معنوی باعث می شود تا  افراد امین و عالم به دین به نحو احسن در سطح بالای آگاهی و افکار عموم مردم را مطلع و آنها را برای رسیدن به هدف تعالی انسانی کمک می کنند

 

انواع خیانت در امانت

1)     افرادی که مالی را از دیگران قبول می کنند اما به دلیل کم دقتی ، خسارت و زیان هایی را به آن وارد می کنند و در آخر خود را بی طرف دانسته و از زیر بار کار شانه خالی می کنند که این نوعی خیانت است .

1)     افرادی که برای بدست آوردن منفعت و سود بیشتر از مال دیگران ، حتی در امانت دوست خود خیانت می کنند

2)     کم فروشی و بد جلوه دادن کالا : برخی کاسبان برای کسب سود بیشتر کالای خراب و بی ارزش خود را با قیمت بالا می فروشند ، این کم فروشی است و حرام است

3)     افشای اسرار و اطلاعات مملکت : فروختن اسرار ، دسیسه ودغل بازی ، ایجاد رعب و جاسوسی به نفع دشمنان خیانت است .

 

امانت داری شیخ مرتضی انصاری (ره)

یکی از مراجع بزرگ تقلید استاد اعظم شیخ مرتضی انصاری (ره) بود و در نجف از دنیا رفت . وی صاحب دو کتاب معروف دروس حوزوی است به نام مکاسب و رسائل . ایشان در نجف اشرف زندگی می کرد ، در زمان حیات وی شخصی در عالم رویا ، خواب شیطان را دید که خیلی خشمگین است و طناب های ضخیم و محکم در دست دارد و محکم ترین قسمت آن طناب پاره شده است . از شیطان پرسید: اینها چیست و چرا پاره شده است و چرا خشمگین هستی ؟ شیطان در پاسخ گفت : به سوی شیخ انصاری رفتم تا با این طناب ها او را به سوی خود بکشانم ولی نتوانستم و در هر بار که طناب را می کشیدم پاره می شد تا هفت بار او را کشیدم ولی هفت طناب پاره شده است ، از او مایوس شده ام .

آن شخص می گوید به شیطان گفتم : زنجیر و طناب مرا نیز نشان بده . شیطان گفت : افرادی مثل تو نیلزی به طناب ندارند و با یک اشاره می آیند . از خواب بیدار شدم و نزد شیخ انصاری (ره) رفتم و داستان خواب را گفتم . شیخ انصاری (ره) شکر خدا را بجا آورد و گفت دیشب برای درد زایمان همسرم نیاز به پول پیدا کردم ولی پولی نداشتم جز پولی که شخصی آن را به عنوان امانت نزد من گذارده بود ، رفتم کنار طاقچه تا مقداری از آن پول را به عنوان قرض بردارم ولی احتیاط کردم که آیا صاحبش راضی است ؟ این موضوع تا هفت بار تکرار شد پس از آن تصمیم گرفتم که بر ندارم ، خداوند زایمان همسرم را آسان گردانید و دیگر نیازی به پول پیدا نکردم . (1)

رسول اکرم (ص) فرمود : (( اد الامانه الی البر و الفاجر فیما قل وجل حتی الخیط والمخیط)) در لحظه های آخر عمر به علی (ع) فرمود : امانت را به صاحبش برگردان، چه نیکوکار باشد و چه گناهکار ، ارزشمند باشد یا ناچیز ، اگرچه مقداری نخ باشد و یا پارچه یا لباسی دوخته شده . (2)

همه نعمت های مادی و معنوی و سیاسی ، امانت الهی هستند بنابراین نافرمانی و اداء نکردن حقوق و وظایف خود در ارتباط با این امانت ها ، خیانت است ، پس همگان باید در نزد همه در حفظ امانت تلاش و کوشش کنیم و خیانت در امانت را زشت و عملی ناپسند بدانیم .

امانت داری در سیره ائمه معصومین (ع)

1)     رسول اکرم (ص) در حفظ امانت به قدری جدی و کوشا بود که (محمد امین ) لقب گرفت

2)     امانت داری امام علی (ع) در همه امور به ویژه حفظ بیت المال و ... امام صادق (ع) فرمود : حضرت علی (ع) در پیشگاه رسول خدا (ص) به آن مقام بسیار ارجمند نرسید مگر به خاطر دو خصلت : راست گویی و امانت داری . (1)

3)     بن سنان می گوید امام صادق (ع) را در مسجد النبی دیدم که پس از نماز رو به قبله نشسته بود ، پرسیدم : بعضی از سلاطین در نزد ما امانتی می گذارند خمس مال خود را نیز به شما نمی پردازند آیا امانت آنها را به آنها برگردانیم ؟ حضرت فرمود : (( و رب هذه القبله )) سوگند به خداوند این قبله ، اگر ابن ملجم قاتل جدم علی (ع) که من برای انتقام او جستجو می کنم و او خود را مخفی می کند ، امانتی به من بسپرد آن را حتما به او خواهم داد .ائمه معصومین نسبت به امانت و ادای امانت اهتمام بیشتری داشته اند و در سفارشات خود به پیروان خودشان هم فراوان تذکر و راهنمایی نموده اند.

حکایت رسول اکرم (ص) و چوپان یهودی

در اثنای جنگ ، چوپانی از یهود به اردوگاه مسلمانان ملحق می شود و گله گوسفندی را با خود به همراه می آورد ولی از آن جا که اینکار ، خیانت به صاحبان گوسفندان یهودی شمرده می شد رسول اکرم (ص) چوپان را واداشت تا گوسفندان را به صاحبش برگرداند و به وی متذکر شد که گوسفندان نزد وی امانت بوده است و در اسلام خیانت به امانت است .(2)

مکن هیچگاه راز کس را تو فاش                      بیا در امانت تو خائن مباش                                         که از آن نباشد خیانت بتر                             بپا گردد از آن بسی شور و شر

 




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

تعريف :((نفق )) به معني گذشتن هرچيز و از بين رفتن آن با تمام شدن آن چيز است و در اصطلاح (( انفاق )) بيرون كردن مال از ملك و قرار دادن آن در ملك ديگري است كه از طريق صدقه و يا از بخشش كردن مال هاي خويش در راه جهاد و دين و هر آنچه خدا بدان فرمان داده است مي باشد.

انفاق واجب :در قرآن (( يا ايها الذين امنوا انفقوا مما رزقناكم من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه و ...)) (1) ( اي كساني كه ايمان آورده ايد از آنچه به شما روزي داده ايم ، انفاق كنيد پيش از آنكه روزي فرا رسد كه در آن ، نه خريد و فروش است و . . . )

 جمله (( مما رزقناكم )) مفهوم وسيعي دارد كه هم انفاق هاي مالي واجب و مستحب را شامل مي شود و هم انفاق هاي معنوي مانند علم و دانش ، اما چون با توجه به تهديدي كه در ذيل آيه آمده ، بعيد نيست منظور، انفاق واجب يعني زكات و مانند آن است از تعبير مما در آيه يعني بخشي از مال نه همه اموال براي انفاق و در آخر آيه ترك انفاق نوعي كفر و ظلم است .

پاداش انفاق :

1- انفاق ، سبب آمرزش :انفاق نوعي معامله با خداوند است و نيز اطاعت از خداوند ، در قرآن : (( ان تبدوا الصدقات فنعما هي و ان نخفوها و ... )) (2) ( اگر انفاق هاي خود را در راه خدا آشكار كنيد خوب است و اگر آن را پنهان داريد و به فقرا بدهيد به سود شما است و از گناهانتان مي بخشد .

2- انفاق ، معامله با خداوند : در قرآن : (( ان الذين يتلون كتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم يسرا و علانيه ... )) (3) ( كساني كه آيات الهي را تلاوت مي كنند و نماز را برپا مي دارند و از آنچه به آنها روزي داده ايم در پنهان و آشكار انفاق مي كنند آنها اميد تجارتی دارند که نابودی و کساد در آن نیست . انفاق از طرفی انسان را به خداوند پیوند می دهد و از طرفی دیگر با خلق خداوند پیوند می دهد .

3- انفاق مایه فزونی نه کمبود : در قرآن : (( قل ان ربی یسئبط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدرله و ما انففتم ... )) ( 4) بگو پروردگارم روزی را برای هرکس بخواهد توسعه می دهد و برای هرکس بخواهد تنگ و محدود می سازد و هرچیزی را در راه او انفاق کنید جای آن را پر می کند .

آثار فردی انفاق :

در قرآن : (( وما تنفقوا من خیر فلا نفسکم )) (5) منافع انفاق به خود شما بازگشت می کند وقتی انسان بداند که نتیجه کار او به خود او بازمیگردد قلبا و از روی اشتیاق بیشتر به آن کار علاقه مند خواهد شد . البته منظور از بازگشت انفاق همان پاداش انفاق است و سود انفاق هم دنیوی  و هم اخروی است ، در نتیجه روح گذشت و بخشش و فداکاری و نوع دوستی و برادری را در فرد انفاق کننده پرورش می دهد .

آثار اجتماعی انفاق :

اعضای جامعه به منزله تن واحد اعضای خانواده بزرگ اجتماع است و همه آنها در هدف زندگی واحد هستند پس اگر فردی از جامعه که نیازمند است و دچار فقر و احتیاج شده است و ما با انفاق خود وضع او را اصلاح کرده باشیم هم ، دل او را از رذائلی که فقر در او ایجاد می کند را پاک کرده ایم و هم چراغ محبت را در دلش ایجاد کرده ایم و هم زبانش را به گفتن خوبیها به راه انداخته ایم و ... . این همه فوائد عاید همه اعضاء جامعه می شود .

انگیزه های انفاق :

1)     کمک به موضوع جهاد یا انفاق های دیگر به نیازمندان عاملی برای حرکت به سوی این هدف است

2)     ناپایداری اموال و سرمایه و بازماندن آن بعد از همه انسانها

3)     خدارا وام گیرنده و انسانها را وام دهنده می شمرد .

4)     بهتر است انفاق اظهار گردد و در مواردی که آبروی افراد حفظ شود باید مخفی باشد ، البته از ریا و غرور و عدم اخلاص پرهیز گردد . امام صادق (ع) فرمود : زکات واجب را به طور آشکار از مال جدا کنید و به طور آشکار انفاق کنید ، اما انفاق های مستحبی اگر مخفی باشد بهتر است . (1)

شرایط انفاق

1)     از بهترین قسمت مال انتخاب شود نه از اموال کم ارزش

2)     از اموالی که مورد نیاز انسان است باشد

3)     به کسی انفاق شود که شدیدا مورد نیاز باشد

4)     انفاق اگر پنهان باشد بهتر است

5)     هرگز منت گذاری در انفاق نباشد

6)     از اموالی انفاق شود که فرد به آن دلبسته و مورد علاقه او باشد

7)     هرگز خودش را مالک حقیقی تصور نکند

8)     انفاق مال باید از راه حلال و پاک باشد                    

آداب انفاق

1)     اسلام ایمان : انفاق هنگامی مقبول واقع می شود و موجب پاداش خواهد بود که انفاق کننده به خدا و پیامبر ایمان داشته باشد

2)     قصد قربت :انفاق هنگامی پذیرفته و موجب پاداش می شود که تنها برای رضایت خداوند باشد

3)     پرهیز از منت گذاری : شرط دیگر بهره مند شدن انفاق گران از پاداش این است که انفاق با منت گذاشتن بر نیازمندان یا آزار آنان همراه نباشد

1)     انفاق از چیزهای محبوب :از شرایط دیگر بهره مندی از پاداش الهی در انفاق این است که انفاق از سرمایه های مورد علاقه انفاق کننده صورت گیرد

2)     میانه روی در انفاق : شرط مهم دیگر برای انفاق ، رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط در کار خیر است .

3)     انفاق در شرایط دشوار : انفاق چه در حال گشایش روزی و عدم وجود نیاز شدید خود فرد یا جامعه و چه در حال سختی و نیاز شدید است

معارف انفاق

1)     خویشاوندان : در آیات متعددی از مصارف انفاق سخن رفته ، خویشاوندان ، مقدم بر دیگران ذکر شده اند : (( و اتی المال علی حبه ذوی القربی ... (1) از میان خویشاوندان پدر و مادر بر دیگران مقدم هستند .

2)     یتیمان :مورد دیگر صرف مال در انفاق ، یتیمان نیازمند هستند . در قرآن : (( قل ما انفقتم من خیر فللو لدین ... و والیتمی )) یتیمان خویشاوند بر دیگر ایتام مقدم اند .

3)     فقرا و مساکین :نیازمندان و فقیران دیگر مورد صرف انفاق است در قرآن : (( ولکن البر ... والمسکین )) (2) به پیامبر (ص) امر شد که حق مسکینان را بدهد .

4)     ابن السبیل :مسافرانی که به علت از دست دادن توان مالی خود از ادامه سفر خود باز مانده اند (( فللولدین ... وابن السبیل ))

5)     مهاجران در راه خدا :کسانی که بر اثر هجرت کردن در راه خدا امکان تامین معاش خود را ندارند

6)     مولفه القلوب :از جمله مصارف انفاق های واجب مانند زکات ، کمک کردن به کافران به انگیزه جلب محبت آنان و دلجویی از آنهاست .

موانع انفاق

1)     شیطان :شیطان همیشه مانع انفاق در راه خدا برای انسان می شود . شیطان ، مومن را در برابر کار انفاق وی را وعده فقر می دهد . در قرآن : ((... الشیطان یعدکم الفقر )) (3)

2)     ضعف یا فقدان ایمان : بی ایمان و ضعف اعتقاد نداشتن به دین و قیامت و دیگر معارف دینی مانع انفاق مومن می شود

3)     دوستی مال و اولاد :از دیگر موانع انفاق حب شدید انسان به مال و فرزندان است

4)     بخل :صفت ناپسند بخل از دیگر موانع انفاق است

5)     ترس از فقر :یکی دیگر از موانع انفاق که عده ای از انفاق در راه خدا امتناع می ورزند ، ترس از فقر است

انفاق مراجع

شیخ زین العابدین از شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصاری از مراجع تقلید بود ، وی از وجهه و اعتبار خود نزد مردم استفاده کرده و از آنها پول قرض می کرد و به فقرا می داد تا بعد پولی برسد و قرض را ادا کند . در یکی از سفرها که به سامرا رفت ، سخت بیمارمی شد ، میرزای شیرازی از او عیادت کرده و او را دلداری می دهد . شیخ (ره) می گوید : من هیچ گونه نگرانی از فوت ندارم ولی ناراحتی من از این است که به عقیده ما امامیه وقتی بعد از موت ، روح به امام عصر (عج) عرضه می شود ، اگر امام (عج) سوال بفرمایند : زین العابدین ما به تو پیش از این اعتبار و آبرو دادیم تا بتوانی بیشتر قرض کنی و به مستمندان برسی ، چرا نکردی ؟ چه جواب می توانم بدهم ؟ می گویند این حرف آنقدر در میرزای شیرازی اثر کرد که بعد از رفتن به خانه تمام وجه نقد خود را بین فقرا تقسیم کرد . (1)

              چون تیشه مباش و جمله برخود متراش         چون زنده زکار خویش بی بهره مباش

               تعلیم ز اره گیر در کار معاش                         چیزی سوی خود می کش و چیزی می باش

           (احمد جامی )




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

تاریخچه : از هنگام تولد بشر ، برای رفع نیازهای خود به تلاش و کوشش وابسته است و زندگی انسان بر محور کار و تلاش است ، برای رسیدن به کلید گشایش هر استعدادی در درون انسان کار است . کار بزرگترین و شاید مهمترین بخش زندگی انسانی است چرا که از کار می توان به جوهره درونی افراد پی برد ، در مکاتب گوناگون دیدگاه آنها در مورد کار مختلف است در آثار فلاسفه یونان باستان کار به بردگان اختصاص داشت و فعالیتی حقیر و پست شمرده می شد و در دوره رنسانس و شکل گیری عقاید جدید درباره انسان و دین و دنیا کار ، جایگاه خاصی پیدا کرد و در نهایت در جهان بینی اسلامی کار مفهوم ویژه ای دارد و آثار کار در تمام صحنه هستی را فرا می گیرد و دنیا و آخرت را به هم گره می زند .

در فرهنگ غنی اسلامی ما ، سلوک الهی دارای دو بخش است : 1- بخش مادی 2- بخش معنوی .

بخش مادی آن کار است و بخش معنوی آن اعمال عبادی است و نیز از دیدگاه اسلام کار و تلاش نوعی عبادت است . در راه خداوند تا جایی که در روایات نقل شده است که دعای افراد بی کار مستجاب نمی شود و کسانی که بار زندگی خود را بر دوش دیگران انداخته اند مورد لعنت هستند ، انبیاء و ائمه (ع) کار را شعار و شغل خود قرار داده بودند و اکثر آنها اهل کشاورزی بودند .

دیدگاه اسلام :

در قرآن : (( هو انشاکم من الارض و استعمر کم فیها )) (1) خداوند از مردم عمران و آبادی زمین را خواسته که بدون کار وتلاش محقق نمی شود .

و نیز در آیه دیگر : (( فکلوا مما غنمتم حلالا طیبا و اتقوا الله ان الله غفور رحیم .(2) از آنچه به غنیمت گرفته اید ، حلال و پاکیزه بخورید و از خدا بپرهیزید خداوند آمرزنده و مهربان است .

در روایت آمده که انس بن مالک می گوید : موقعی که رسول اکرم (ص) از جنگ تبوک مراجعت کرد ،سعد انصاری به استقبال امد،حضرت با اومصافحه کردودست سعد را زبر و خشن دید ، فرمود : چه صدمه و اسیببی به دستت رسیده است؟ عرض کرد : یا رسول الله من با طناب و بیل کار میکنم و در امدم را خرج معاش خانواده ام میکنم رسول اکرم ص دست اورا بوسید و فرمود: این دستی است که اتش با ان تماس پیدا نمیکند (3)  

اسلام کار را وسیله تربیت جسم و روح میداند، و بزرگترین ایام فراغت ، مانع فساد و فتنه ، عامل رشد و نبوغ و ابتکار ، توسعه ی اقتصادی ، عزت و خود کفایی و کمک به دیگران میباشد .

البته اسلام تاکید هم دارد که کم کاری در کار نباشد

در قران : ((فاذا فرغت فانصب )). (4) هرگاه از کار مهمی فارغ شدی به کار مهمی بپردازد

تشویق به کار : از جنبه فکری ، اسلام انسان را به کار و تولید تشویق نموده ، و برای ان ارزش بسیار قائل شده ، تا حدی که کرامتی بشری و مقام انسان را نزد خدا مرتبط دانسته است ، اسلام ، افرینش سرمایه های طبیعی را برای تامین نیاز های تولید و افزایش ثروت میداند ، اسلام مالکیت  خصوصی و فردی را ریشه و زیبنای اصلی آن کار است . تا حدودی محترم شمرده و اساس مالکیت در اسلام همان احترام به حقوق فرد و نوعی تلاش و کوشش آزادانه است ، اسلام می خواهد همیشه شوق به کار و فعالیت همواره در انسان زنده بماند .     

امام صادق (ع) فرمود : خداوند وسایل زندگی و معاش حلال  را همراه آفرینش مردم ، خلق کرده پس اگر کسی حرام خواری می کند ، خداوند او را در برابر روزی حلال مجازات خواهد کرد . (1)

زندگی شرافتمندانه اقتضاء می کند که انسان در جامعه شغلی داشته باشد و به کار و تلاش مشغول باشد. کار و تلاش مایه سربلندی و افتخار خانواده و جامعه است ، ائمه معصومین (ع) خودشان در شدت گرمای روز ، کار و تلاش می کردند برای اینکه افکار جامعه را از تلاش و کوشش برای رسیدن به تجمل و رزق و برق و جاذبه مال دوستی آنها را روشن کنند بلکه عملا با انجام کار همگان را به تلاش و کوشش تشویق می کردند .

دیدگاه ارزشی اسلام درباره کار:

1)     محبوب بودن و قداست شغل : انجام کار مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خداست

2)     منفور بودن بی کاری : در اسلام بیکاری و نیازمند دیگران بودن امری ناپسند شمرده شده است .

3)     وجوب کسب معیشت : از واجبات مسلم بر هر فرد مومن لزوم انجام کار برای تامین زندگی خود و خانواده است .

4)     خدمت رسانی به جامعه : مسئولیت اجتماعی شخص مومن ، رفع نیازهای جامعه در حد توان است، برآوردن نیازهای جامعه واجب کفایی است و شخص باید در برآوردن آن بکوشد .

5)     باعث رشد فکری : کار وسیله تجربه انسان است و بر رشد فکری و عقلانی تاثیر مستقیم دارد و باعث شکوفایی فکری می شود .

6)     کسب آرامش روحی : انسان با کسب درآمد از نظر روحی آرامش می یابد چون فرد نیازمند از نظر روحی و روانی در اضطراب و نگرانی است .

7)     سلامت جسم : کار و کوشش انسان را از توان جسمی نیرومند می کند و از بروز بیماریهای جسمی مثل : قند خون ، چربی و ... در امان است .

8)     رفع فقر : بهترین راه دفع فقر و بیکاری در جامعه و خانواده ، کار و کوشش است و اگر فقر از بین برود جامعه ای مفید خواهیم داشت .

دین اسلام ، دین جمع بین ظاهر و باطن است ، جمع بین امور مادی و معنوی ، خداوند خالق ابر و باد و بارش باران است اما علت ریزش باران را ایمان و تقوای مردم بیان می کند .

مولفه های موثر کار و تلاش :

1)     کار کردن سیره معصومین (ع) بوده است پس اینها الگوی خوبی برای کار و تلاش اند .

2)     به شان و منزلت کارگر باید احترام خاصی گذاشته شود .

3)     دست یابی به درجات عالی انسانی بهترین راه کار و تلاش است .

4)     عزت و سربلندی خانواده و جامعه بستگی به تلاش و کوشش دارد .

5)     کارو تلاش مایه عزت نفس مومن در برابر نیازمندی به دیگران می شود .

خدمتگزاری سلمان فارسی : سلمان (ره) مدتی در یکی از شهرهای شام فرماندار بود ، سیره او در ایام فرمانداری با قبل از این مسئولیت هیچ فرقی نداشت . تهیه اسباب خانه بر عهده خودش بود ، یک روز در بازار می رفت ، مردی را دید که یونجه خریده بود و منتظر کسی بود که آن را به خانه اش ببرد . سلمان رسید و آن مرد او را نشناخت و بی مزد قبول کرد که بارش را به خانه اش برساند . مرد یونجه را به پشت سلمان فارسی گذاشت و سلمان آن را می برد . در راه مردی آمد و گفت : ای امیر این بار را کجا میبری ؟ آن مرد صاحب یونجه وقتی متوجه شد که او امیر و فرماندار شهر است به دست و پای سلمان افتاد و طلب عفو کرد اما سلمان فارسی گفت این بار یونجه را به خانه ات می رسانم بعد کار سلمان که تمام شد به مرد صاحب یونجه گفت من به عهد خود عمل کردم و بار را به منزلت رساندم تو هم عهد کن که از دیگران بیگاری یعنی عمل بدون مزد نکشی و چیزی را که خودت می توانی ببری به مردانگی تو آسیبی نمی رساند و انجام بده ، کار عیب و نقص نیست .(1)

به قول فردوسی :   به خواب اندر است آنکه بیکار گشت         پشیمان شود چون که بیدار گشت

                      سپاهی و دهقان و بیکار شاه                  چنان دان که هر سه ندارند راه

سیره پیامبر (ص) در مورد کار و تلاش :

1-    خانه سازی : امام صادق (ع) به فردی که در اثر جهل و غرور ، تن به کار نمی داد و خود را نیازمند دیگران نموده بود ، فرمود : برو کار کن و در بالای سرت بار حمل کن و از مردم بی نیاز باش سپس به وی فرمود : همانا رسول خدا (ص) سنگ ها را به دوش خود حمل می کرد و دیوار خانه اش را خودش می ساخت .(2)

2-    باغداری : علی (ع) به سلمان فرمود : باغی را که پیامبر (ص) با دستان خودش ساخته و درخت های آن را کاشته است برای فروش به مشتریان عرضه کن ، سلمان باغ پیامبر (ص) را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت .(3)

1-    دامداری : روزی رسول خدا (ص) فرمود : تمام پیامبران الهی قبل از آنکه به مقام نبوت برسند مدتی چوپانی کرده اند ، ازپیامبر (ص) سوال شد : آیا شما نیز چوپانی کرده اید ؟ حضرت فرمود : بله من مدتی گوسفندان اهل مکه را در سرزمین قرارسط به چراگاه برده ام .(1)

2-    فعالیتهای اجتماعی : ساختن مسجد که اولین آن در مدینه مسجدی است بنام قبا که ساخته شد، راه سازی ، راه های عمومی آن که آب خراب کرده بود با چیدن سنگ تعمیر می کرد ، انجام کارهای منزل ، فعالیتهای گروهی و جمعی به همراه اصحاب آن حضرت

کار بهتر از صدقه خوردن : به پیامبر اکرم (ص) خبر دادند که یکی از مسلمانان مدینه تهیدست شده است ، فرمود : او را نزد من بیاورید .بعضی رفتند و او را آوردند . فرمود : آنچه در خانه داری به اینجا بیاور، آن مرد به خانه رفت و یک پلاس و یک کاسه برداشت و به حضور پیامبر (ص) آورد و حضرت آنرا برای فروش به مزایده گذاشت ، عاقبت شخصی به دو درهم خرید، پیامبر (ص) به آن مرد فرمود : یک درهم غذا برای خانواده ات است بخر و یک درهم دیگر را یک عدد تیشه خریداری کن . به دستور پیامبر (ص) آن مرد تیشه خرید و به بیابان رفت و با این تیشه هیزم جمع میکرد و آنها را می فروخت . بعد از پانزده روز وضع مالی او بهتر شد آمد پیش رسول اکرم (ص) ، آن حضرت فرمود : کار کردن و مزد کار گرفتن برای تو بهتر است از صدقه گرفتن و اینکار بهتر از آن است که در روز قیامت به محشر وارد شوی و نشانه زشت صدقه در چهره ات باشد .(2)




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

درآمد : در قرآن کریم بیش از هشتاد آیه شرط سعادت و نیکبختی انسان و دست یافتن او به بهشت را دو چیز می داند : 1 – ایمان 2- کار شایسته (( عمل صالح )) ، اخلاق و عمل نیک شرط پذیرفتن اعمال مومن آمده است و این عمل بدست نمی آید مگر با تلاش و کوشش ، امروز یکی از موضوعاتی که دانستن آن برای یک مومن که اخلاق در کار یک ضرورت است لازم و ضروری است .

تعریف اخلاق : اخلاق جمع خلق است و به معنای عادت ، رویه و سجیه است و در اصطلاح علمای اخلاق عبارت از ملکات نفسانی است که دین ملکات نفسانی یا از فضایل مانند شجاعت ، سخاوت ، عفت ، صداقت و امانت است و یا از رذایل مانند دروغ ، بخل ، کینه و حسادت است .

اخلاق در حقیقت ملکاتی است که در نفس انسان حاصل می شود و بر سلوک و رفتار فرد تاثیر دارد و موضوع اخلاق ، روح انسان است که زیبایی و زشتی خلق از ویژگیهای روح است ، بنابراین می توان گفت که اخلاق یک حالت درونی است که آن را از رفتار و کردار فرد کشف می کنیم .

اخلاق به سه دسته تقسیم می شود :

1- اخلاق فردی : فرد در رفتار شخصی خود نسبت به خود و خانواده و شهروندان و تمام کسانی که با آنها در ارتباط است مسئولیت اخلاقی دارد . در این معنا اخلاق فردی بر هر نوع اخلاق دیگر تقدم دارد چون اخلاق فراتر از شغل است . انسانها در مشاغل خود باید اخلاقی باشند ،رفتار هر انسانی صرف نظر از منزلت و جایگاه اجتماعی و شغلی که دارد باید رذایل اخلاقی فردی مثل دروغ ، حسادت ، کینه و ... را از خود دور کند و در عوض صفات اخلاقی را در خودش گسترش دهد .

2- اخلاق شغلی : منظور از اخلاق شغلی ، مسئولیت اخلاقی فرد از حیث شغل است ، علاوه بر عنوان برخواسته از اخلاق فردی ، مسئولیت شغل نیز بر او اضافه می شود ، لذا هر شغلی به اقتضای حرفه ای ، مسئولیت های اخلاقی خاصی را می طلبد

3- اخلاق سازمانی: سازمان فراتر از افرادی که در آن کار می کنند هویت جمعی خاصی دارد که این هویت نه در تک تک افراد موجود است و نه با صرف جمع شدن افراد به دست می آید . سازمان به تناسب افراد و اشخاص قابل بازخواست هستند . یک سازمان در قبال افراد خود مسئولیت دارد .

نظر قرآن در مورد اخلاق انسانی :

1-    لزوم رعایت تعهد و میثاق : تعهد ایجاب می کند که انسان متعهد خود را وامدار عهد خویش بداند و به آن بدون هیچ کاستی وفادار باشد . در قرآن : (( یا ایها الذین امنوا اوفوا بالعقود)) ( ای کسانی که به خداوند ایمان آورده اید به عقد و عهدتان وفا کنید . (1)

1-    لزوم ادای امانت و حرمت خیانت : قبول پست و مقام به منزله پذیرش امانت جامعه است و ادای امانت واجب و خیانت حرام است . در قرآن : (( انا لله یامرکم ان تودو الامانات الی اهلها )) (1) (خداوند به شما امر می کند که امانت را به صاحب آن برگردانید ) . امانت ها ممکن است مادی و معنوی و نیز حقیقی و حقوقی باشد .

2-   قوام به قسط و عدل : برهر مسلمانی لازم است که عادل باشد و قیام به قسط بکند اما کارکنان باید بیشتر از دیگران در جامعه به عدالت در کار و رفتار سازمانی توجه کنند و در قرآن : (( یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط )) (2) ای مومنین برای اقامه قسط و عدم قوام باشید یعنی قیام و ایستادگی را رعایت کنید .

3-  پرهیز از تشویق و پاداش ناروا : توقع نا بجا و انتظار بی مورد کسی که کاری انجام نمی دهد و دوست دارد که همیشه مورد تشویق قرار بگیرد شایسته نیست و در قرآن : (( ولا تحسین الذین یفرحون بما اتوا و یحبون ان یحمدو ابها لم یفعلوا فلا تحسبتم بمفازه من العذاب ولهم عذاب الیم )) (3)( مپندارید کسانی که به آنچه کرده اند ( کم کاری) خوشحالند و دوست دارند در قبال کارهای نکرده تشویق شوند و از عذاب الهی رهایی یابند بلکه برای آنان عذابی است دردناک .

4-   خطر چاه دوستی و مال خواهی : فرزانه کسی است که وسیله را هدف پندارد و غیر از هستی محض و لقای خداوند که همان حقیقت هستی است ، چون خطر مال دوستی و جاه طلبی را در پی خواهد داشتاگر کسی به این صفت مبتلاء شد چیزی از ایمان از او باقی نمی ماند .رسول اکرم (ص) فرمود : دوستی مال و چاه ، دین فرد را از بین می برد و مثال دو گرگ خون آشام که به آسایشگاه گوسفند حمله می کند و ... (4)

چرا از کار کردن لذت نمی بریم ؟

1) نداشتن انگیزه کار و همت 2) مقایسه کار کردن خود با دیگران 3) خارج بودن کار از تخصص فرد 4) احساس مجبور بودن به کار کردن 5) نداشتن ارتباط کاری مفید با دیگران 6) احساس بی برکتی بودن کار 7) احساس منفی نگری به همگان 8) احساس غیر مفید بودن خود

اخلاق پسندیده : از احنفا بن قیس پرسیدند : از چه کسی حسن خلق را آموختی ؟ گفت : از قیس بن عاصم روزی در خانه اش نشسته بودم در این هنگام ، کنیز وی سیخ آهنی داغ که تازه با او گوشت کباب کرده بود در دست داشت ، گوشت ها را از سیخ جدا کرد و سیخ را به پشت سر انداخت ، ناگاه سیخ داغ به روی پسر قیس افتاد که همان دم ، او را کشت ، کنیز از این حادثه فوق العاده ناراحت شد و یقین پیدا کرد که مولا بیش دستور قتل او را می دهد ولی قیس با کمال بردباری به کنیز گفت : نترس تو را در راه خدا آزاد کردم . (5)

اصول اخلاقی در محیط کار :

 1) امانتداری : اگر انسان کار و مسئولیت خود را امانت بداند تلاش می کند حرمت آن را حفظ کند علی(ع)از کارگزاران خود می خواست : همانا کاری که به عهده توست ، طعمه ای برایت نیست ،بلکه امانتی است برگردنت (6)

) تعهد و تخصص : تخصص یعنی توان کار ، به طور طبیعی اگر هر مقدار مهارت در انجام کار بیشتر باشد خدمت بیشتری می توان به جامعه ارائه داد ، در نتیجه افراد جامعه افراد مومن و باتقوا خواهند بود .

3) حسن مسئولیت پذیری : مسئولیت پذیری در اخلاق کار ، اصل زیربنایی است چرا که هر نوع بی مسئولیتی خروج از فضائل ارزشی و دینی و اخلاقی است در نتیجه افراد جامعه طغیانگر می شود .

4) میانه روی در کارها : میانه روی و اعتدال در هر کاری هم زیبا و هم تاثیر گذار است . امام صادق (ع) فرمود : میانه رو و عفیف باش و از سستی و تنبلی دوری کن و برای کسب آنچه از روزی که که مومن را گریزی از آن نیست تلاش کن

5) انضباط کاری : انضباط کاری یعنی ، آراستگی ، نظم و تربیت و پرهیز از هرگونه بی سامانی در کار ، این کار از عمده ترین آداب اخلاق کاری است هیچ فردی بدون نظم و انضباط کاری به جایی و پیشرفتی نخواهد داشت .

6) داشتن وجدان کاری : وجدان کاری نوعی احساس پایبندی درونی به خاطر رعایت الزام های کمی و کیفی کار ، وجدان کاری برخاسته از نظام آفرینش و نظام اعتقادی حاکم بر فرد است و فرد خودش را موظف به رعایت آنها می داند چون باید پاسخگو باشد .

7) مهرورزی : انجام کار برای سازمان و اداره ای اگر از روی مهرورزی باشد این کار بالایی هنر در اخلاق کاری است این مهرورزی باعث پیوند دلها و جانها نسبت به همدیگر می شود .

8) حفظ حقوق دیگران : حفظ حقوق دیگران را به منزله حفظ حقوق خود دانستن نقش اصلی در نظام اداری و کار ایجاد می کند و امنیت و سلامت روحی و جسمی را برای دیگران به دنبال خواهد داشت .

9) به دنبال کار حلال  : کسب حلال خود عبادت است و در روایت آمده که عبادت ده جز است که 9 جزء آن کسب حلال است .

 

مولفه های معنوی موثر در اخلاق کاری :

1)     خلوص نیت درانجام کار و تلاش    2) داشتن روح توکل    3) استغفار و توبه    4) دعا

نبایدها در اخلاق کاری :

1)     به دنبال کارهای حرام نبودن      2) اخلاق خوب در کارها را عار ندانستن و اینکار را مایه ذلت ندانستن                    3  ) حرص زیاد نداشتن      4) افراط و تفریط در کار نداشتن     5) از صفت و رفتار چاپلوسی و تملق دوری کردن

 

نتایج پایبندی به اخلاق کاری :

1)     کار جوهر آدمی است ، در چهارچوب اصول اخلاقی اسلام ، استعدادها شکوفا می شود .

2)     اگر کار بر اساس اخلاق اسلامی باشد ، سازنده انسان است .ارتباط انسان و کار متقابل است .

3)     بشر در چهارچوب اخلاق کاری ، خشنود و کامیاب و برای وی لذت بخش می شود .

4)     پایبندی به اخلاق اسلامی کار ، زمینه های ارتقای شغلی افراد را افزایش می دهد .

5)     افراد خوش اخلاق کاری ، محبوبیت بیشتری پیش همگان دارند .

6)     کسانی که اخلاق خوب کاری دارند عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتری دارند .

7)     نتیجه اخلاق کاری در جامعه ، زمینه تلاش و کوشش دیگران را نیز به دنبال خواهد داشت .

8)     آرامش روحی را برای افراد خوش اخلاق کاری به دنبال دارد و از اضطراب و نگرانی به دور هستند .

به قول حافظ :

به حسن خلق و وفا ، کس به یار ما نرسد             تو را در این سخن انکار ما نرسد

و در جای دیگر حافظ می گوید :

حسن مه رویان مجلس گرچه دل می برد و دین           بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

قناعت

قناعت از ماده قنع گرفته شده است و از نظر لغوي به معناي اكتفا كردن به اندك از آنچه مورد نياز انسان است و به معني زياده طلبي نداشتن در خرج و صرف مال و راضي شدن به اندازه زياد نيز گفته شده است و در اصطلاح شرعي ، ( صفتي است كه با تكرار و تمرين در انسان به صورت ملكه اي در مي آيد كه باعث خشنودي و راضي شدن به چيز كم و نگه داشتن نفس از زياده خواهي مي شود ، شرع مقدس حد و حدود هر چيز را در مصرف شخصي معين كرده است .

قناعت در آيات و روايات به معاني بسيار جالب اشاره شده از جمله :

1 ) حياة طيبه : در قرآن: (( من عمل صالحا من ذكرا و انثي و هومو من فلنجيه حياة‌ طيبه)) (1)  (هر مرد و زن با ايماني كه كار نيكي انجام دهد او را زندگي پاكيزه خواهيم بخشيد )

2 ) رستگار شدن : پيامبر اكرم (ص) فرمود : خوشا به حال آنكه با اسلام هدايت شود و معيشت او به حد كفاف باشد و قناعت كند .(2)

3 ) قناعت موجب عزت مومن مي شود  : حضرت علي (ع) فرمود : عزت و سربلندي نتيجه قناعت است . (3) پس ميوه قناعت عزت و آبرو براي انسان است .

4 ) قناعت موجب سبكي حساب روز قيامت مي شود :  حضرت علي (ع) فرمود : (( اقنع بما اوتيته حق عليك الحساب )) (4)    ( به آنچه داده شد قناعت ورز تا حساب روز قيامت بر تو سبك و آسان گردد .

5 ) قناعت باعث بي نياز انسان از مردم مي شود :  رسول خدا (ص) فرمود : هركه مي خواهد    بي نيازترين مردم باشد بايد به آنچه در دست خداست اعتمادش بيشتر از آنچه در دست ديگران است بوده باشد . (5)

6 ) قناعت ثروت بي پايان است : حضرت علي (ع) فرمود : هيچ گنجي غني تر از قناعت نيست . (6)

البته وا‍ژه هاي ديگري را هم معني قناعت كرده اند مثل: كفاف، اقتصاد، زهد، اقتصار(كوتاه وكم )

در دنياي امروز قناعت هيچ جايگاهي ندارد چرا كه زياده طلبي امروزه يك ارزش و اصل براي افراد مادي گراست و نيز دنياي امروز ملاك ارزش و برتري انسان را در پايمال كردن حقوق ديگران و رسيدن به خواسته هاي خود انسان مي داند و اين تفكر در غرب بسيار زياد و گسترش يافته است .قناعت با موضوعاتي از جمله رزق ، تلاش ، حرص و طمع و تقدير و سرنوشت نيز ارتباط دارد .

دين اسلام و قناعت :

دين اسلام فرد را براي بدست آوردن رزق و روزي خود ترغيب به تلاش و كوشش مي كند و از طرفي فرموده است خداوند روزي همه مخلوقات را بر عهده دارد و روزي همه جنبندگان را خداوند مي رساند.

 

 در قرآن آمده : فرزندانتان را از ترس گرسنگي نكشيد ما روزي آنها و شما را مي دهيم . (7) وعلي (ع) فرمود : روزي شما را خداوند ضمانت كرده است  و شما مامور به عمل هستيد . (8)البته در كنار اين ضمانت خداوند آنچه كه مهم است اين است كه مومن بايد تلاش و كوشش كند و فزوني نعمت نبايد وي را به  راحت طلبي بكشاند و به حرص و طمع متصف نشود و از راه حلال كسب درآمد كند و كسي نگويد چون خداوند روزي من را مقدر كرده و برايم می فرستد پس من كوشش نكنم .

فقير بودن با قناعت داشتن فرق مي كند ، ممكن است فردي داراي سرمايه و متاع دنيا باشد اما در عين حال اهل قناعت باشد و اسراف نكند ولي فردي هست كه محروم است از چيزهايي كه مورد احتياج و نياز اوست ، چنين فردي فقير خاصي است ، اگرچه همه انسان ها و موجودات در محضر خداوند فقير و محتاج هستند و غني مطلق فقط خداوند است كسي كه دلبسته مال دنیا شد دچار حرص و آز و طمع مي شود و از رسيدن به كمال الهي باز مي ماند ، يكي از راه هاي دلبستن زهد است و راه دوم الگوگيري از زندگي رسول خدا (ص) و بزرگان دين است ؛ اينها نمونه عملي در زندگي انساني اند و روش آنها ساده زيستي بوده است و هرگز دلباخته به دنيا نشده اند .

نشانه هاي افرادي كه قانع نيستند :

1 ) نگراني و تشويش خاطر  2) چشم طمع به مال ديگران  3) عدم امنيت در معيشت 4) احساس حقارت  5) آنچه دارد و راضي نيست  6) هميشه دست نياز به مردم دارد 7) اهل حرص و طمع  8) اهل گذشت نيست9) هرگز راضي به كمك رساني ديگران و نيازمندان ندارد .

نشانه هاي اهل قناعت :

1 ) آنچه از نعمت ها بهره مي گيرند شكر گزارند  2 ) هيچ وقت آنچه دارند از نعمت ها و سرمايه خود را مال واقعي نمي دانند  3) اهل بخشش و كمك به ديگران اند 4 ) به آنچه دارند راضي هستند  5 ) هرگز سرمايه خود را به رخ ديگران نمي كشند .

آثار و فوائد قناعت عبارتند از:

1)     آثار فردي : سلامت در دين ، اصلاح نفس ، راضي بودن به رضاي خداوند ، عزت مندي ، آسايش ، از ميوه هاي قناعت كردن فرد است و كسي كه قناعت پيشه باشد مي تواند نفس خود را اصلاح كند . به اندك راضي است و اين كار باعث مي شود كه بين مردم عزت نفس پيدا مي كند و از اضطراب و دلهره در امان است .

2)     آثار اجتماعي : اگر در جامعه اي قناعت رواج پيدا كند براي هميشه حق محرومان ضعيف هيچ وقت پايمال نمي شود ، در سايه چنين فرهنگي جامعه اي ايمن ، معتدل و مومن خواهيم داشت ، همه به حق خودشان راضي خواهند بود ، هدف از زندگي اجتماعي رعايت حقوق ديگران و عمل كردن به وظايف اجتماعي است .

توصيه مرحوم مدرس (ره) به دخترش :

شهيد سيد حسن مدرس (ره) نابغه جهاد و افشاگري بر ضد ظلم و ستم و قهرمان شجاعت و شهادت ، در ماه مبارك رمضان در تبعيد گاه خود ، كاشمر، توسط مزدوران رضاخان مسموم و به شهادت رسيد ، گفتني ها و حكايات در رابطه با اين مرد بزرگ بسيار است، ازجمله اينكه در پشت صفحه اول قرآني كه از او به يادگار مانده و نوه اش نگهداري مي كند ، به خط خود خطاب به دخترش چنين نوشته : فاطمه بيگم تو را به سه مطلب توصيه مي كنم : 1) نماز و قرآن را بخوان 2) براي پدر و مادرت دعا كن 3) در زندگي قناعت داشته باش (1)

به قول حافظ :    حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوي             كاين خاك بهتر از عمل كيمياگري

انواع حيات از ديدگاه اسلام :

اسلام براي انسان ها چند نوع حيات را ترسيم كرده است : 1) حيات دنيا (( زهرة الحياة الدنيا))(1)2) حيات برزخي ((‌من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون )) (2)  3) حيات معنوي و هدايت (( دعاكم لما يحييكم)) (3)  4) حيات اجتماعي (( ولكم في القصاص حياة )) (4)  5) حيات طيبه (( فلنيينه حياة طيبة ))

بسياري از صفات انسان از قبيل صبر ، رضا ، تسليم ، زهد ، تقوا ، حلم و ايثار و قناعت در سايه برخورد با تنگدستي ها است ، ناگواري ها سبب مقاومت و رشد مي شود. تفاوت مردم در رزق يكي از حكمت هاي خداوند است تا مردم نسبت به همديگر بيگانه نباشند و به همديگر نيازمند باشند و همه بتوانند تشكيل زندگي بدهند و صفات ايثار و سخاوت بين همديگر رواج پيدا كند و اگر اينها از لحاظ زندگي يكسان باشند اين صفات فوق تحقق پيدا نمي كند .

گفته شده كه مگس حريص ترين حشره است كه براي معاش خود روي ترشي و شيريني و آلودگي و زخم مي نشيند اما عنكبوت در گوشه اي به خود مي تند و هميشه قناعت دارد جالب اينكه خداوند فعالترين و حريص ترين حيوان را طعمه گوشه گيرترين موجود قرار مي دهد . مگس با پاي خود به سراغ عنكبوت مي رود و عنكبوت با تارهاي خود مگس را شكار مي كند . محال است كسي كه قناعت داشته باشد و نگران روزي خداوند و نعمت هاي او باشد .

زندگي با قناعت :

شيخ مفيد از محدثين و عالم وارسته در خواب ديد كه حضرت فاطمه زهرا (س) در حالي كه دست امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را در دست داشت ، پيش او آمد و رو به او عرضه داشت : يا شيخ ، به اين دو كودك فقه را تعليم بده . شيخ مفيد ره از خواب بيدار شد ، تعجب كرد از اين كه فاطمه زهرا (س) به همراه دو فرزندش بيايد و بگويد به آنها تعليم بده . روزي شيخ مفيد در جلسه درس نشسته بود ، ناگهان زني را ديد كه دست دو پسرش را در دست  داشت و در برابرش ايستاده بود . زن به شيخ مفيد ره گفت : ياشيخ به اين دو كودك سيدرضي و سيد مرتضي فقه را تعليم بده . شيخ مفيد (ره) كه تعبير خوابش را دريافته بود ، آن دو كودك را به بهترين وجه پرورش داد تا جايي كه هر دو از مفاخر جهان اسلام و تشيع گرديدند .

روزي شيخ مفيد (ره) مقداري سهم امام به اين دو كودك داد كه به مادرش بدهند ، مادر آنها پول را قبول نكرد و گفت : سلام مرا به شيخ مفيد (ره) برسانيد و بگوييد پدرمان مغازه اي به ارث گذاشته است ، مادرمان مال الاجاره اين مغازه را مي گيرد و خرج مي كند لذا احتياج زيادي نداريم و با قناعت زندگي مي كنيم .

رسول اكرم (ص) فرمود :

                                                                     (( كن قنعا تكن اشكرالناس ))

( قانع باش تا شاكرترين مردم باشي )




تاریخ: یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

متن سخنرانی زیبای استاد علی اکبر داراب کلائی با موضوع شکرگزاری

شكرگزاري

شكر در لغت به معناي تصور نعمت در ذهن و اظهار آن در گفتار و كردار است . شكرگزاري با قلب ، زبان و عمل در روايات نيز به همين معني آمده است . امام صادق (ع) مي فرمايد : هركس نعمت خدا داده را با دل بشناسد شكرش را ادا كرده است و نيز فرمود : شكر نعمت ، دوري از كارهاي حرام است و شكر كامل ، گفتن :(( الحمدلله رب العالمين ))  است . (1)

مراتب شكر

سه مرحله دارد : قلب ، زبان ، عمل .

الف )شكر قلبي :  قلب ((‌سپاسگزار )) همواره ياد نعمت و بخشش (( نعمت گستر)) و بزرگداشت وتعليم اوست و در برابر بزرگي و توجه او اظهار كوچكي و نياز مي كند و با تفكر به كارهاي بزرگ و مخلوقات خداوند ، خيررساني به بندگانش و خضوع و خشوع خود مي افزايد .

ب) شكر زباني :  آن است كه شكرگزار به تمجيد و ثناگويي و تسبيح نعمت دهنده مي پردازد و در حد توان خود به زبان مي ستايد . 

ج) شكر عملي :   سپاسگزاري در برابر نعمت گستر است كه نعمت گيرنده بايد تلاش كند نعمتهاي خداوند را در راه نافرماني او به كار نگيرد بلكه براي اطاعت و عبادت از وي كمك بگيرد .

تشويق به شكر گزاري :  در آيات قرآن و روايات به شكرگزاري و تشويق فراوان سفارش شده است ، در قرآن كريم آمده  (( يا ايها الذين امنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم و اشكروا الله ان كنتم اياه تعبدون )(2).( اي كساني كه ايمان آورده ايد از آن پاكيزه هايي كه روزي شما كرده ايم بخوريد و اگر خدا را مي پرستيد سپاسش را بجاي آوريد و در جاي ديگر فرمود : (( و من يرد ثواب الاخره نو ته منها و سنجزي الشاكرين )) . ( هركس خواهان پاداش آن جهان باشد به او مي دهيم و شاكران را پاداش خواهيم داد . (3)

امام صادق (ع) فرمود : درتورات نوشته است ، كسي كه به تو نعمت داد سپاسگزار و هركس از تو سپاسگزاري كرد نعمت بده زيرا با سپاسگزاري نعمتها نابود نگردد و با نا سپاسي پايدار نماند ، سپاسگزاري مايه افزايش نعمت و ايمني از دگرگوني است . (4)

الگوهاي شاكران :

1)     حضرت نوح (ع) :  خداوند در قرآن حضرت نوح (ع) را با صفت (( شكور )) يعني بسيار سپاسگزار ستوده و فرمود : (( انه كان عبدا شكورا )).(5) ( به حق نوح بنده اي بسيار سپاسگزار بود )

2) حضرت ابراهيم (ع) :حضرت ابراهيم (ع)در ميدان مبارزه با شرك و كفر يك تنه در برابر همه بت پرستان ايستاد ، نظام توحيدي را بنا نهادو از آتش نمروديان ذره اي نهراسيد و در راه دين خداوند شكنجه هم ديده است ، به راستي وي نمونه و الگوي شاكران است و در قرآن آمده : (( ان ابراهيم كان امه قانتا لله حنيفا و لم يك من المشركين * شاكرا لا نعمه اجتباه و هذاه الصراط المستقيم ))  (1)

همانا ابراهيم (ع) چون امتي پاك به فرمان خدا بر پاي ايستاد و از مشركان نبود ، سپاسگزار نعمتهاي خدا بود ، خداوند او را برگزيد و به راه درست هدايتش كرد .

3)حضرت محمد (ص) :رسول خدا (ص) در همه فضايل انساني از ديگران برتر و در مقام شكرگزاري نيز بنده اي بسيار سپاسگزار بود امام باقر (ع) فرمود : روزي يكي از همسران رسول خدا به آن حضرت عرض كرد خداوند گذشته و آينده تو را مشمول رحمت خويش قرار داده است ، چرا اينقدر خود را در زحمت عبادت مي افكني ؟ حضرت پاسخ داد : آيا بنده اي بسيار شكر كننده نباشم ؟ (2)

اهل بيت (ع) هم مثل رسول خدا (ص) با همه وجود خودشان سپاسگزار نعمتهاي خداوند بودند به گونه اي كه خداوند سپاس آنها را پذيرفت : (( وكان سعيكم مشكورا )) (3)

شكر نعمت و افزوني نعمت :

روزي عيسي (ع) در سير و سياحت خود مردي نابينا را ديد كه علاوه بر كوري ، به بيماري جذام نيز مبتلا بود و بدنش از دو طرف فلج است و زمين گير مي باشد و در عين حال مكرر مي گويد (( خدا را  شكر كه مرا از بسياري بيماري ها حفظ نمود عيسي (ع) به او گفت : ( تو به هر بلايي مبتلا شده اي پس به كدام بلا گرفتار نيستي كه خيال شكر مي كني ؟ )) نابينا گفت : من از آن كسي كه مانند من معرفت به خدا ندارد بهترم ، از اين رو شاكر هستم .حضرت عيسي (ع) گفت : راست گفتي، دست خود را به من بده او دستش را به عيسي (ع) داد ناگهان به اعجاز  عيسي (ع) او از همه بيماري ها آزاد شد و زيباترين شكل را پيدا كرد و از آن پس رفيق عيسي (ع) بود . (4)

نمونه هاي شكر:

1)    نماز :بهترين نمونه شكر عملي نماز است خداوند در قرآن به رسول خدا (ص) فرمود : به شكرانه اينكه ما به تو كوثر و خير كثير داده ايم ، نماز برپا كن . ( انا عطيناك الكوثر فصل لربك وانحر)

2)    روزه :پيامبران الهي به شكرانه نعمت هاي خداوند روزه مي گرفتن .

3)     خدمت به مردم :در قرآن آمده : (( ولا ياب  كاتب  ان  يكتب كما علمه الله )) (5) اگر بي سواد از با سوادي درخواست نوشتن كرد سر باز زند و به شكرانه سواد نامه او را بنويسد .

1)     قناعت :رسول خدا فرمود : ( قانع باش تا شاكرترين مردم باشي ).

2)     يتيم نوازي :خداوند در قرآن به پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : (( فا اليتيم فلا تنهر )) (1)  به شكرانه آنكه يتيم بودي و ما به تو ماوا داديم .

3)     كمك به محرومان : خداوند در قرآن به پيامبر اكرم (ص) فرمود : (( و اما السائل فلا تنهر )) (2)به شكرانه اينكه نيازمند بودي و ما تو را غني كرديم فقيري را كه به سراغت آمده از خود دور نكن .

4)    تشكر از مردم : خداوند در قرآن به پيامبر اكرم (ص) فرمود :(و صل عليهم ان صلاتك سكن لهم) (3)براي تشكر و تشويق زكات دهندگان برآنان درود بفرست زيرا درود تو ، آرام بخش آنان است.

سعدي مي گويد :   از دست و زبان كه برآيد        كز عهده شكرش به درآيد

برخي از ناهنجاري هاي كفران نعمت :

1)   ناسپاسي :انسان ناسپاس بي كفايتي خودش را اپبات مي كند ، چرا كه عقل و وجدان انسان مي گويد كه نعمت پذير بايد سپاسگزار باشد .

2)   زوال نعمت :كفران نعمت ، سبب بي ثباتيو ناپايدارينعمت ها مي گردد و خير و بركت را از بين ميبرد همان گونه كه سپاسگزاريسبب بقا و افزودننعمت مي شود .

3)  كم شدن احسان و نيكي :اثر ديگر كفران نعمت ، رخت بستن خير و احسان از جامعه است که صاحبان

نعمت را دلسرد مي كند و از كمك به ديگران دست مي كشند .

4)  عقوبت سريع :اثر ناهنجار ديگر كفران نعمت ، تسريع در عذاب و بلاء الهي بر بندگان ناشكر است . رسول خدا فرمود : (( اسرع الذنوب عقوبه كفران النعمه )) (4)(سريع ترين گناهان در عقوبت ، كفران نعمت است)

فوايد شكر گزاري :

1)     شكر نعمت ها مانع عذاب الهي مي شود;در قرآن : (( ما يفعل الله به عذابكم ان شكرتم وامنتم ... )) (5) . (خدا چه نيازي به مجازات شما دارد اگر شكر گزاري كنيد و ايمان آوريد؟

2)      شكر باعث افزايش نعمت ها مي شود ;در قرآن : (( لئن شكرتم لازيدنكم ...))(6)

( اگر شكر گزاري كنيد بر نعمت هاي شما خواهيم افزود )

3)     شكر لازمه عبادت خدا ;در قرآن : ((  كلوا من طيبات ما رزقنكم و اشكرو الله .... ))(7)

4)     شكر خداوند ذكر است ;در قرآن : (( فاذكروني اذ كركم واشكرو الي ... )) (8)

( پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم و شكر مرا گوييد )

 




تاریخ: شنبه 31 خرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

متن سخنرانی زیبای حجت الاسلام علی اکبر داراب کلائی با موضوع نعمت

نعمت

اهميت توجه به نعمتها

در حقيقت انگيزه توجه به نعمتهاي خداوند بخاطر پنج هدف است كه عبارتند از : 1) شكرگزاري 2)هدايت 3) تفكر 4) تسليم در برابر دعوت حق 5) تذكر و يادآوري . بدون شك همه اين موارد با هم پيوند دارند انسان ابتدا تفكر و انديشه ميكند هر وقت فراموش كرد يادآوري مي نمايد . بدنبال آن حس شكرگزاري در مقابل بخشنده نعمتها در او پيدا مي شود ، سپس راه هدايت براي وي نمايان مي گردد و سرانجام در برابر فرمانش تسليم مي گردد و به اين ترتيب هدف هاي پنج گانه فوق حلقه هاي تكامل زنجيره اي انسانند كه بدون شك اگر اين مسير بطور صحيح پيموده شود نتايج پر باري دارد .

برشمردن اين نعمتها گاهي به صورت جمعي و گاهي به صورت انفرادي مي باشد ، اگرچه خداوند در بابر نعمت هايي كه به ما مي بخشد نياز به شكرگزاري ندارد و اگر دستور به شكرگزاري داده بخاطر بعد تربيتي انسان است .

شكرنعمت هاي خداوند سه مرحله دارد : 1) بفهميم كه بخشنده نعمت كيست ؟   2 ) زبان است كه از طريق گفتار مي توان نعمت هاي خداوند را يادآور شد . 3 ) در مقام عمل است يعني هر نعمتي براي چه هدفي خلق شده است و خداوند به چه دليل آن نعمتها را خلق كرده است .

در اكثر قريب به اتفاق قرآن و به ويژه سوره الرحمن تذكر و يادآوري به نعمت هاي خداوند آمده است به همين جهت از يك طرف با لفظ (( الرحمن )) شروع مي شود كه رحمت است و از طرف ديگر مكرر مانند يك ترجيع بند 31 بار آيه (( فباي الاء ربكما تكذبان )) ذكر شده است كه مخاطب آن جن وانس است ، پس به كداميك از نعمتهاي خداوند تكذيب مي كنيد ؟ يعني كداميك از نعمتهاي خداوند را مي توانيد انكار كنيد ؟ در واقع نعمت هاي خداوند را چه ذهنا و چه فكرا و چه عملا هيچ وقت انكار نكنيد و هميشه به نعمت هاي خداوند توجه كنيد .

برشمردن نعمت هاي خداوند در آيات الهي هم مكرر ياد وتذكر داده شده است ، بخاطر منت گذاري و كسب وجهه و مانند اينها نيست كه خداوند برتر و بالاتر از همه است بلكه به سبب طريق روشن و هدايت در مسير برنامه هاي سازنده تربيت است . برنامه هايي كه انسان را به مرحله تكامل چه از نظر معنوي و چه از نظر مادي برساند . در قرآن در آخر برخي آيات اين جمله آمده است : ((لعلكم تشكرون ، لعلكم تهتدون ، لعلكم يتفكرون ،لعلكم تسلمون ، لعلكم تذكرون ))                  راستي چرا خداوند به ما چشم داده است ؟ چرا نعمت شنوايي و گويايي بخشيده است ؟ چرا به ما دست و پا داده است ؟ و چرا ...  . آيا جزاين بوده كه عظمت خداوند را در جهان ببينيم و راه زندگي را بشناسيم و با اين نعمتها در مسير تكامل قرار بگيريم ، حق را درك كنيم و از آن دفاع كنيم ؟

اگر اين نعمتهاي خداوند را در مسير واقعي خودش مصرف كنيم در واقع اين همان شكر عملي است .

سرانجام كفران نعمت ها :

خداوند در سوره ابراهيم آيات 28 تا 30 مي فرمايد :

(( الم تر الي الذين بدلوا نعمت الله كفرا و احلوا قومهم دار البوار * جهنم يصلو نها و بئس القرار * و جعلوالله اندادا ليضلوا عن سبيله في تمتعوا فان مصير كم الي النار .))

( آيا نديدي كساني را كه نعمت خدارا به كفران تبديل كردند و جمعيت خود را به نيستي و نابودي كشاندند ، دارالبوار همان جهنم است كه آنها در آتش آن وارد مي شوند و بد قرار گاهي است و...)

تعصب كوركورانه و نپذيرفتن وجود پيامبر (ص) و هدايتگري صالحان و دوري از آنها باعث كفر آنها شده است . در عصر كنوني ما با پيشرفت علم و صنعت ، نعمتهاي خداوند به دست بشر مهار شده است و در مسير منافع بشر قرار گرفته است . اكتشافات علمي و اختراعات صنعتي چهره جهان را دگرگون كرده است و بارهاي سنگين از روي دوش انسانها برداشته است و بر دوش چرخ هاي كارخانه هاقرار گرفته است ، بخاطر تغيير اين نعمتهاي بزرگ مادي و معنوي به كفران نعمت و اسراف هاي بي مورد، برخي افراد جامعه را به انسانهاي طغيانگر ظالم تبديل كرده است .

علت ناسپاسي انسان ها :

1)     ناديده گرفتن نعمت هاي الهي 2) اسراف در زندگي تجملي 3) قناعت نداشتن در زندگي در بعد مادي 4) آرزوهاي طولاني و بي هدف 5) نداشتن الگوي خوب در زندگي 6) توجه و غرق شدن در هواي نفساني و تمايلات شهواني 7) داشتن دوستان ناباب و غير صالح 8) دوري از معنويت   9) بي توجهي به سفارش انبياء و ائمه (ع) 10) نااميدي از رحمت وعنايت خداوند در زندگي و كار روزمره 11) دوري از آموزه هاي ديني و اسلامي 12) غرور و خود ستائي انسان ها در نعمت

حضرت علي (ع) در حديثي شريف فرمودند : براي نعمت ها ، پيش از آن كه از شما جدا شوند ، همدمي نيكو باشيد زيرا نعمت ها مي روند و به نحوه رفتاري كه همدمش با آن كرده است گواهي مي دهند . (1)

وظيفه مومن در برابر نعمت ها :

1)     شناخت نعمت هاي خداوند و آنها را مالك حقيقي نداند . 2) در باربر نعمت هاي خداوند بذل نعمت داشته باشد . 3) خودش سبب زوال نعمت الهي نشود . 4) استفاده صحيح از نعمت ها و آنها را در راه معصيت هزينه نكردن . 5) شكر نعمت ها سبب ازديادي آنها مي شود .

نمونه اي از نعمت هاي خداوند در قرآن كريم :

1) آسمان (( خلق السماوات ))  2) زمين (( والارض ))  3) چهارپايان (( والانعام ))                              4) پوشش (( لكم فيهادف )) 5) گوشت (( منها تاكلون )) 6) جمال وزيبايي (( فيها جمال ))  7) هدايت  (( قصدالسبيل ))  8) آب (( منه شراب ))9) مراتع (( فيه تسيمون ))        10)  ميوه ها (( ومن كل الثمرات )11) شب و روز (( و سخر لكم الليل و النهار )) 12) خورشيد و ماه (( والشمس والقمر ))  13) دريا و جواهرات دريايي (( سخر البحر ))                                     14) راه ها (( وسبلا ))  15) شير خالص (( كبنا خالصا ))   16) همسر (( من انفسكم ))         17) فرزندان و نوه ها  (( من ازواجكم ))  18) كوه ها (( من الجبال اكنانا ))

همنشين حضرت داود (ع) در بهشت :

 روزي حضرت داود (ع) در مناجاتش از خداوند خواست همنشين او را در بهشت به وي معرفي كند . از جانب خداوند ندا رسيد كه : (( فردا از دروازه شهر بيرون برو اولين كسي كه با او برخورد نمايي همنشين تو در بهشت مي باشد . روز بعد ، حضرت داود (ع) به اتفاق پسرش سليمان از شهر خارج شدند و پيرمردي را ديدند كه پشته هيزمي از كوه پايين آورد تا بفروشد . پير مرد كه متي نام داشت كنار دروازه شهر فرياد زد : كيست كه هيزم بخواهد ؟ يك نفر پيدا شد و هيزمش را خريد. حضرت داود (ع) پيش او رفت و سلام كرد و گفت : آيا ممكن است امروز مارا مهمان كني ؟  پيرمرد گفت مهمان حبيب خداست بفرماييد . پيرمرد با پولي كه از فروش هيزم به دست آورده بود مقداري گندم خريد وقتي آنها به خانه رسيدند، پيرمرد گندم را آرد كرد و سه عدد نان پخت و نان ها را جلوي مهمان هايش گذاشت . وقتي شروع به خوردن كردند ، پيرمرد هر لقمه اي كه به دهان مي برد ابتدا بسم الله الرحمن الرحيم و در آخر الحمدلله مي گفت و بعد از غذا دست به طرف آسمان بلند كرد و گفت : هيزمي را كه فروختم ، درختش را تو كاشتي و بزرگ كردي ، تو آن درخت را خشك كردي ، نيرو كندن هيزم را تو به من دادي ، مشتري را تو فرستادي كه هيزم ها را بخرد و گندمي را كه خورديم ، بذرش را تو كاشتي ، وسايل آرد كردن و نان پختن را نيز تو به من دادي ، در برابر اين نعمت ها من چه كرده ام ؟ پيرمرد اين حرف ها را مي زد و گريه مي كرد . داود (ع) نگاه معني داري به پسرش كرد ، يعني همين است علت اين كه او با پيامبران محشور مي شود . (1)

 

انسان در برخورد با نعمت ها چهار حالت دارد :

 

1)      حسادت     2 ) بخل     3) ايثار     4) غبطه

 

انسان پيش خود مي گويد : حال كه ما فلان نعمت را نداريم ، پس ديگران هم نداشته باشند در نتيجه حسادت مي كند ، گاهي مي گويد ما برخوردار از اين نعمت باشيم اما ديگران نبايد برخوردار باشند در نتيجه بخل پيدا مي كند ، گاهي مي گويد ديگران از نعمت برخوردار باشند اگرچه به قيمتي كه ما محروم باشيم در نتيجه ايثار پيدا مي كند ، گاهي مي گويد ديگران از نعمت برخوردارند اي كاش ماهم بهره مند مي شديم در نتيجه غبطه پيدا مي كند .

 

نمونه اي از كفران نعمت :

 

رسول اكرم (ص) فرمود : در روزگار گذشته قوم دانيال نبي بر اثر كفران نعمت دچار قحطي شدند و كارشان به آدم خواري كشيد ، زن بچه داري به زن ديگري كه او نيز فرزند داشت پيشنهاد كرد كه فلاني بيا امروز من بچه خود را مي كشم و هردو نفر گوشتش را مي خوريم و روز بعد تو بچه ات را بياور و بكش تا هر دو او را بخوريم ، هر دو قبول كردند . زن اول كه خودش پيشنهاد دهنده بود از فرزندش دل كند و هردو نفر طفلش را قطعه قطعه كردند و خوردند ، نوبت بعد كه گرسنه شدند زن اولي به دومي گفت فرزندت را بياور و بكش ، زن دوم نپذيرفت و ازكشتن فرزند خود امتناع كرد و كارها آنها به دعوا كشيد و براي حكميت به دانيال نبي (ع) مراجعه كردند . دانيال نبي از شنيدن اين خبر خيلي سخت ناراحت شد و گفت: كار گرسنگي به اينجا كشيده است ؟ گفتند : بلي از اين هم سخت تر شده است . دانيال دست به دعا برداشت و از پيشگاه الهي درخواست تفضل و رحمت كرد و خداوند قحطي را برطرف كرد . (2)

 

 

 

 

 




تاریخ: شنبه 31 خرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

متن سخنرانی استاد علی اکبر داراب کلائی با موضوع رزق و روزی :

رزق و روزي

وا‍ژه هاي كليدي :رزق ، انواع رزق ، رزق كريم ، انفاق رزق ، طيبات رزق ، رزق بي حساب ، رزاقيت خداوند ، طلب رزق ، تقدير معيشت

معناي رزق :گاهي بر عطاي جاري در دنيا يا آخرت گفته مي شود و گاهي به بهره و نصب و گاهي آنچه به شكم جاندار مي رسد و با آن تغذيه مي كند اطلاق مي شود . رزاق به خالق رزق و عطا كننده رزق و آن كسي كه سبب رزق مي شود هم گفته مي شود بنابراين رزاق در حقيقت خداوند تبارك و تعالي است و به انساني كه در وصول رزق سبب مي شود هم گفته مي شود ، ولي رزاق به جز خداوند به كسي ديگر گفته نمي شود ، رزق در تعبيري به معناي روزي و هرچيزي كه از آن نفع بردارند ودر تعبير ديگر به آميزه اي از عطا و بخشش نيز گفته مي شود .

رزاق :در قرآن كريم :   ((  ان الله هوالرزاق ذوالقوه المتين )) ( 1 )همانا خداوند بسيار روزي دهنده و صاحب نيروي استوار است .

آنچه از اين آيه حاصل مي شود اينكه رزق در حقيقت جز به خداوند نسبت داده نمي شود ، زيرا مقام ، مقام حصر است منحصر كردن رزاقيت در خداوند و نيز آيه ديگر :(( وارزقوهم فيها واكسوهم )) ( 2)از مال سفيهان به اندازه نيازشان به آنها روزي و پوشاك بدهيد . پس تنها خدا رزاق است .

انواع رزق :

رزق بر حسب اعتبارات به انواع مختلف تقسيم مي شود :

الف ) رزق حلال و رزق حرام :

رزق حلال : به رزقي گفته مي شود كه از طريق مشروع (( طبق نظر دين )) به دست آمده باشد .

رزق حرام : به رزقي گفته مي شود كه از طريق نامشروع برخلاف نظر دين به دست آمده باشد .

رسول اكرم ( ص ) فرمود : (( العباده سبعون جزء و افضلها جزء طلب الحلال )) ( 1)عبادت هفتاد بخش است و بهترين بخش آن طلب رزق حلال است همچنين آن حضرت فرمود :(( من اكل من كديده حلالا فتحله ابواب الجنه يدخل من ايهاشاء ))هركس از دسترنج خود به طور حلال روزي بخورد خداوند درهاي بهشت را به روي او مي گشايد كه از هردري مي خواهد وارد شود و در جاي ديگر فرمود : (( طلب الحلال فريضه علي كل مسلم و مسلمه ))طلب روزي حلال بر هر مرد و زن مسلماني واجب است .رسول اكرم ( ص ) درباره رزق حرام فرمود : (( من اكتسب مالا من غير حله كان زاده الي النار ))(2)هركس مالي را از غير حلال به دست آورد ، همان توشه او به سوي آتش دوزخ است .

سوال :  اگر روزي دهنده هر بنده اي خداوند است و آن بنده اگر از راه حرام كسب معاش كند آن فرد گناهكار است و بازهم خداوند روزي وي را عطا مي كند ؟پاسخ : رازقيت عامي كه خداوند در قرآن (( وما من دابه في الارض الاعلي الله رزقها )) (1) بيان فرموده برحسب تكوين است نه تشريع . همه موجودات عالم كه خلق شده اند خداوند راه استفاده از آنها را به آدم ياد داده است ، پس خداوند رازق و رزاق همه چيز و همه است چه كافر و چه مومن و ...  .اما از لحاظ تشريع خداوند مقرر نموده كه اين نعمتهاي الهي را از راه مشروع بدست آورند در اين صورت رزق به صنف حلال متصف مي شود

ب ) رزق  طالب و رزق مطلوب :ا

مام علي (ع) در وصيت نامه خود به فرزندش امام مجتبي ( ع ) مي فرمايد : (( واعلم يا بني ان الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق يطلبك فان لم تاتهاتاك )) اي فرزند من روزي بر دوقسم است ، يكي آن كه تو در پي آني و ديگري آنكه او به دنبال تو مي گردد كه اگر تو به سوي او نروي او به سوي تو مي آيد .

ج ) رزق تكويني و رزق تشريعي :

خداوند در عالم وجود هر موجودي را كه آفريده و نياز به تامينزندگي دارد اسباب طبيعي بدست آوردن امكانات زندگي را براي همگان فراهم كرده است و اين رزاقيت عام خداوند است كه همه موجودات از آن بهره مي گيرند و اين كرم خداوند است ، ولي خداوند براي بشر در رابطه با چگونگي بدست آوردند اين روزي مقررات و احكامي قرار داده است كه اگر از راه خودش و آن مقرر ات بدست بياورند آن رزق حلال است و اگر اينگونه نباشد حرام است .

د ) رزق كريم :

در مواردي از قرآن كريم از بعضي از روزيها به (( رزق كريم )) ياد شده است علامه طباطبائي ( ره ) مي نويسد : خداوند از روزي كريم،بهشت و نعمت هاي بهشت را در مواردي از كلام خود اراده كرده است . مانند : آيه كريمه ((‌فالذين امنوا و عملو الصالحات لهم مغفره و رزق كريم .(2)رزق كريم آن روزي است كه همراه با كرامت باشد و روزي بهشتيان است چون بهشت پاداش اهل تقوا است و خداوند بيشتر كرامت را به اهل تقوا داده است و مقابل رزق كريم براي بهشتيان رزق دوزخيان است كه اهل جهنم اند . خداوند مي فرمايد : (( ان شجره الزقوم طعام الاثيم .. )). (3)( درخت زقوم خوراك دوزخيان است .)

ه ) روزي گشاده و روزي تنگ :

در قرآن كريم آمده : (( الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر )) (4)خداوند روزي هركس را كه بخواهد گشاده مي كند و روزي هركس را بخواهد تنگ مي گرداند . فراخي و تنگي روزي به دست خداست و قرآن آن را به يك امر قطعي و مشهود براي انسان ياد مي كند البته همه اين كسب روزي بستگي به تلاش افراد دارد ، در كتب حديث و روايات فراواني درباره اعمالي كه روزي را وسعت مي بخشد ويا اعمالي كه موجب فقر و تنگي روزي مي شود آمده است ، در كتاب سفينه البحار حدود 40 عمل را ياد آور مي كند كه در وسعت روزي موثر است از جمله آنها : صله رحم ، حسن رفتار با همسايه

  تعقيب نماز صبح و عصر ، صبح زود براي طلب روزي رفتن ، همواره با طهارت بودن ، نماز جماعت ،ترك حرص ، شكر نعمت ، اجتناب از قسم ، دروغ ، شستن دست قبل از غذا خوردن ، هر روز 30 مرتبه گفتن سبحان الله ، استغفار و نماز شب و ... (1)

عواملي كه موجب فقر و تنگي روزي مي شود : قسم دروغ ، زنا ، عادت به دروغ ، استماع قناء ، اندازه گيري نكردن درمعيشت ، ترك صله رحم ، خواب بين نماز مغرب و عشاء و پيش از طلوع خورشيد ، ظروف ناشسته در شب گذاردن ، كوتاهي در نماز اول وقت .امام علي (ع) در وصيت نامه خود به فرزندش امام حسن مجتبي (ع) مي فرمايد :

((ثم جعل في يديك مفاتيح خزائنه بما اذن لك فيه من مسالته فهتي شئت استفتحتبا لدعاء ابواب نعمه)(2)( آنگاه خداوند كليدهاي خزينه هاي خود را در دو دست تو قرار داد بدينگونه به تو اجازه داد كه از او مسالت نمايي ، پس هرزمان بخواهي مي تواني به وسيله دعا درخواست كني كه درهاي نعمت را به روي تو بگشايد . )

و) رزق حَسَن :

در برخي از آيات قرآن رزق را به صفت حسن ستوده است مانند : گفتگوي شعيب پيامبر باقوم خود : (( ياقوم ارايتم ان كنت علي بينه من ربي و رزقا حسنا )) اي قوم من خبر دهيد اگر من بر دليل آشكار از جانب خداوند باشم و روزي نيكويي به من داده باشد و تفسير الميزان در ذيل آيه شريفه آمده كه مراد از رزق  حسن ، وحي نبوت  است كه مشتمل بر اصول معارف و شرايع است . )(3)

از مجموع آيات و روايات بدست مي آيد كه رزق حسن ، رزقي است كه ازآلودگي منزه و يا از معنويت والايي برخوردار باشد . امام موسي كاظم (ع) فرمود) من در برخي از زمين هاي كشاورزي ام كار ميكنم تا آن كه عرق از بدنمسرازير مي شود در حالي كه هستند كساني كه به جاي من كار كنند و مرا از كار كردن بي نياز كنند ولي من كار مي كنم تا خداوند ببيند كه من در جست و جوي روزي حلالم  ) ( 4 )

مكاشفه علامه طباطبايي (ره) :

مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبايي (ره) مي فرمايد : (( در سالهايي كه در حوزه نجف بودم و به تحصيل علم مشغول بودم مرتب از جانب وصي مرحوم پدرم هزينه تحصيل من به نجف مي رسيد . يك وقتي كه در يك مساله علمي دقيق مشغول فكر بودم ناگهان توجه به پول و وضع روابط ايران و عراق رشته طلب را از دستم گرفت و به خود مشغول كرد . چند دقيقه اي بيشتر طول نكشيد كه شنيدم درب منزل را مي كوبند ، مردي را ديدم بلند بالا با محاسني حنايي و لباسي كه شباهت به لباس روحاني عصير حاضر نداشت و قيافه اي جذاب داشت به من گفت : من شاه حسين ولي هستم خداوند مي فرمايد : در اين مدت هجده سال كه گذشته است آيا تا به حال تورا گرسنه گذاشته ام كه درس و مطالعه ات را رها كرده اي و به فكر روزي ات افتاده اي؟ خداحافظي كرد و رفت .

از نجف به تبريز برگشتم و بر حسب عادت نجف بين الطلوعين قدم ميزدم . روزي از قبرستان كهنه تبريز مي گذشتم به قبري برخوردم كه از ظاهرش پيدا بود قبر يكي از بزرگان است وقتي سنگ قبر را خواندم ديدم قبر مردي دانشمند بنام (( شاه حسين ولي )) است و حدود 300 سال پيش از آمدن به درخانه من از دنيا رفته است . (5)

    و به قول سعدي :

مخور گول ابليس تا جان دهد                                 هرآنكس كه دندان دهد نان دهد

                            تواناست آخر  ،   خداوند روز                               كه روزي رساند تو چندان مسوز

 




تاریخ: شنبه 31 خرداد 1393برچسب:,
ارسال توسط موعظه

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 127
بازدید دیروز : 182
بازدید هفته : 1165
بازدید ماه : 3007
بازدید کل : 1845283
تعداد مطالب : 1055
تعداد نظرات : 313
تعداد آنلاین : 1

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ گالری تصاویر سوسا وب تولز





در اين وبلاگ
در كل اينترنت


تعبیر خواب آنلاین


استخاره آنلاین با قرآن کریم


بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: ابزار وب ارایه دهنده انواع ابزار وبمستر و...